ژنو و بازی خاکستری

عبدالرضا خزایی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی

فردا سه‌شنبه، میز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو برپا می‌شود؛ جهانیان با دقت تمام نگاه می‌کنند، منتظرند خبری از توافقی که صلح و امنیت اقتصادی را به ارمغان آورد، منتشر شود. اما اگر انتظار تحقق چنین رؤیایی را دارید، باید واقع‌بین باشیم: این اتفاق، نه محتمل، بلکه تقریباً غیرممکن است. نه به این دلیل که طرف‌ها نیت صلح ندارند، بلکه به این دلیل ساده که دنیا برای صلح کامل ساخته نشده است.

ایران و آمریکا سال‌هاست دشمن رسمی‌اند، اما این دشمنی نه صرفاً خصمانه، که قانونمند و ساختاریافته است؛ شبیه دو رقیب قدیمی که همدیگر را می‌زنند اما اجازه نمی‌دهند بازی تمام شود. برخی درگیری‌ها هرگز برای پایان طراحی نشده‌اند، بلکه برای ادامه دادن و مدیریت جریان قدرت ساخته شده‌اند. درک این نکته، کلید فهم چرخه‌ای است که مذاکرات و تهدیدها در آن معنا پیدا می‌کنند.

اقتصاد جهانی، بخش دیگری از همین بازی است. نفت، دلار، طلا و بازارهای مالی؛ همه با کوچک‌ترین تهدید و تحرک واکنش نشان می‌دهند. هر بار که مذاکرات به نقطه داغ می‌رسد، بازارها میلرزند و هر تهدید جدید، میلیاردها دلار جابجا می‌کند. جریان پول، همان چیزی است که قدرت‌ها برای آن زندگی می‌کنند. توافق کامل، یعنی قطع شدن این جریان عظیم؛ و هیچ سیستم قدرتمندی حاضر نیست چنین ابزاری را از دست بدهد.

از این منظر، ژنو نه صرفاً میز مذاکرات سیاسی، که مرکز حسابداری قدرت و مدیریت بحران است. بخش ترسناک ماجرا اینجاست: مردم اغلب تصور می‌کنند این درگیری‌ها احساسی یا ایدئولوژیک است، در حالی که بخش اعظم آن، محاسبه و حسابگری دقیق اقتصادی و سیاسی است. وقتی بفهمیم برخی جنگ‌ها و تنش‌ها قرار نیست پایان یابند و تنها برای مدیریت طراحی شده‌اند، روشن می‌شود چرا توافقی که همه انتظارش را دارند، هیچ‌گاه تحقق کامل پیدا نمی‌کند.

استقرار ناوها و تجهیزات نظامی آمریکایی در منطقه نیز این حقیقت را نشان می‌دهد. این استقرار نه برای جنگ فوری، بلکه برای ایجاد تعادل و یادآوری قدرت است؛ برای تأکید بر اینکه هر تصمیم ایران یا هر حرکت دیپلماتیک، مستقیم یا غیرمستقیم بر جریان بازارها و سرمایه‌ها اثر می‌گذارد. منطقه‌ای که نه جنگ واقعی دارد و نه صلح کامل، بلکه خاکستری است؛ جایی که بیشترین سود در همین خاکستری جریان دارد.

نگاه استراتژیک ایران و آمریکا به مذاکرات، بیش از آنکه تابع احساسات یا ایدئولوژی باشد، تابع محاسبات دقیق اقتصادی و سیاسی است. هر حرکت، هر سخن و هر امتیاز، مستقیم یا غیرمستقیم با جریان‌های بازار و سرمایه مرتبط است. توافق کامل، یعنی توقف جریان عظیم پول و منابع؛ و هیچ طرفی حاضر نیست این جریان را قطع کند. بنابراین، نتیجه واقعی مذاکرات، نه صلح مطلق، بلکه تعدیل تنش‌ها و مدیریت بحران‌ها است.

در واقع، مذاکرات فردا یک نمایش جهانی است؛ نمایشی برای مردم، رسانه‌ها و تحلیلگران، اما برای قدرت‌ها، فرصتی است برای سنجش جریان‌ها، ارزیابی بحران‌ها و مدیریت ابزارها. و این همان نکته ترسناک است: بخش اعظم جنگ‌ها و تنش‌ها برای مدیریت و جریان داشتن طراحی شده‌اند، نه برای پایان یافتن.

وقتی بفهمیم جهان با منطق حسابداری قدرت و مدیریت بحران اداره می‌شود، آنچه برای ما به عنوان «تنش و درگیری» دیده می‌شود، در واقع بخشی از سیستم بزرگ‌تر است؛ سیستمی که نه دنبال جنگ تمام‌عیار است و نه صلح کامل، بلکه به دنبال جریان، تعادل و سود است. و این همان واقعیت تلخ و ترسناکی است که اغلب کسی جرات ندارد به صراحت بیان کند.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا