ناکسی و ناکثی ترامپ

محمدرضا جلالی، روان‌شناس و پژوهشگر رفتارشناسی سیاسی، در یادداشتی ارسالی برای انصاف نیوز نوشت:

اظهارات البوسعیدی وزیر امور خارجه عمان و واسطه کوشای مذاکرات میان ایران و آمریکا در عین حالی که انعکاسی از شخصیت مسئول و منصف و واقع‌گویی، و بازنماگر بازخورد سیاسی و‌ صلح‌گرایانه او بود، نشانگر آن است که خردگرایی در موضع مدافعه از منافع ملی آمریکا اقتضا می‌کرد ترامپ با ابتکار و اقدام به جنگ، مذاکرات را متوقف نکند و تلاش مجدانه دیپلماتیک طرفین را با شکست مواجه نسازد و فرصتی را که به دشواری و سختی حفظ کرده و به پیش برده بودیم از دست نمی گذاشت.

البوسعیدی بعد از پایان دور سوم مذاکرات، اظهاراتی خوش‌بینانه داشت و امیدوار به پیگیری مذاکرات در دور چهارم نشان می‌داد؛ طرف ایرانی از مثبت بودن و پیشرفت مذاکرات سخن گفته بود؛ و دیگر منابع نیز به رشد گزینه دیپلماتیک امیدوارتر شده بودند. طرف آمریکایی هم اذعان تصریحی داشت که موضوع اختصاصی این دوره از مذاکرات، فناوری هسته‌ای است؛ و اصلا آن گونه که ترامپ در بیانه اخیر جنگی‌اش گفته سخنی از مسایل موشکی در میان نبوده و با توافق طرفین به بعد موکول گردیده بود.

البوسعیدی بعد از شروع جنگ از سوی آمریکا و اسراییل که به قول سرگی لاوروف از روز اول و بعد از سفر نتانیاهو به آمریکا تصمیم‌اش اتخاذ شده بود و ظاهرا به دلیل اوضاع جوی در هفته قبل یعنی یک هفته قبل از مذاکرات دور سوم ژنو به تاخیر افتاده بود.

گفته که «من احساس ناخرسندی و ناخوشنودی می‌کنم چرا که مذاکرات فعال و جدی میان واشنگتن و تهران بار دیگر از میان رفت. نه آمریکا و نه صلح جهانی سودی از این اقدام جنگی نخواهند برد. من دعا می‌کنم برای بی گناهانی که رنج می‌برند و امیدوارم آمریکا بیشتر از این ادامه ندهد؛ به آمریکا می گویم که این جنگ٬ جنگ شما نیست».

اگر بخواهیم تصریحات بوسعیدی را به زبان منطقی صورت‌بندی کنیم خواهیم داشت:

۱. مذاکرات موثر و مغتنم بوده و به زحمت و نستوهی پیش می‌رفته و صلح منطقه‌ای و جهانی را دنبال می‌کرده است.

۲. نتیجه دور سوم مذاکرات ژنو٬ اصلا نشانه‌ای از بی حاصلی و برهم خوردگی مذاکرات، چه رسد به شکست مذاکرات و ضرورت بلافاصله جنگی را در بر نداشته و کسی از واقفان به جریان مذاکرات چنین احساس و استنباطی نداشته است.

۳. تصمیم ناگهانی و غافلگیرانه و غیر خردگرایانه جنگی به دور از منافع ملی آمریکا است و چنین منافعی را در اولویت قرار نمی‌دهد.

۴. لازم است این جنگ که به صلاح و مصلحت آمریکا نیست به سرعت متوقف گردد. بوسعیدی تلویح ابلغ من التصریح دارد که این جنگ نه جنگ آمریکا که جنگ دیگری (اسراییل) است و هدف و سود غیر را اولویت ترجیحی دانسته است.

۵. در این جنگ بی گناهان زیادی متحمل آسیب‌های شوم جنگ می‌شوند. گناه این جنایت جنگی بر گردن کسانی است که یکباره و به سان ۹ ماه قبل _ البوسعیدی مشخصا بر یکبار دیگر تصریح نموده است_ با توقف پیش بینی ناپذیرانه مذاکرات در حال رشد، به آن ابتدا و ابتکار کرده است. (بعد هم بنا بر تصریحات برنی سندرز با فشار اسراییل و عربستان و بنابر قول بلومنتال روزنامه‌نگار آمریکایی متاثر از میلیاردرهای صهیونیست آمریکا و مشتی وطن فروش ایرانی بی هیچ ضرورتی در جهت منافع ملی آمریکا به این اقدام مبادرت کرده است.)

۶. توافق ترامپ و نتانیاهو در این که مذاکراتی را برای غافلگیری ایرانیان شکل دهند، بی آن که به آن اعتقادی داشته باشند توافقی پیشینی بوده است. آنها از ابتدا و در حین مذاکرات فرصت طلبانه و مترصدانه انتظار هنگامه مناسب برای اقدام نظامی را می‌کشیدند و با نکث عهد در اولین فرصت به تهاجم و تجاوز نظامی روی آوردند.

بر این مبانی می‌توان گفت اولا صفات مسوولیت ناپذیری و بی توجهی ملی، ترسندگی از افشای گذشته رفتاری، نافهمی توافق‌های متعارف دیپلماتیک بر دیگر صفاتی که او را به قول چاک شومر رئیس دموکرات‌های سنا به فاسدترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا تبدیل کرده است، افزود.‌

ثانیا می‌توان نتیجه گرفت که صفت کاردینال یا اصلی دونالد ترامپ نه پیش‌بینی ناپذیری و ماجراجویی و تاجر مسلکی و دوگانه گویی و خودستایی و خالی بندی و دروغ گویی، که دغل کاری و بدعهدی و ناراست کرداری است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *