«سیدحمید حسینی یزدی» عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی دربارهی اظهارات اخیر «محمود نبویان» نوشت:
اظهارات اخیر سیدمحمود نبویان مبنی بر تعهد ظریف به تحویل دادن سردار سلیمانی به مقامات آمریکایی که با قسم جلاله نیز همراه بود، آنقدر سست و بی پایه و دور از عقل است که هیچ عقل متعارفی حاضر به پذیرش آن نیست. این اظهارات کذب واکنشهایی را برانگیخت و حتی الیاس نادران به نبویان نامه نوشت و از او خواست که مهمل گوییاش را به نوعی تدارک کند.
میخواهم با ذکر خاطرهای از جناب دکتر نبویان که تخصصشان فلسفه است، نشان دهم که ایشان در اظهارات سست و بیپایه مسبوق به سابقه هستند و ظاهرا مشی ایشان همین است. همانند همفکرش در جبهه پایداری، جناب کریمی قدوسی که تاکنون خلاف بودن برخی اظهاراتش عیان شده است، از جمله نقل قولش از آقای علم الهدی مبنی بر اینکه مقام معظم رهبری فرمودهاند آقای هاشمی دیگر همسنگر من نیست که اینجانب شخصا صحت و سقم این نقل قول را از آقای علم الهدی پرسیدم و ایشان کیفیت نقل قول را تکذیب کرد. [لینک]
در آستانهی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، آقای دکتر نبویان برای سخنرانی و ارائهی «بصیرت سیاسی» به مسجد امام خمینی شهرک شهید محلاتی تهران آمد، بنده هم توفیق داشتم تا در آن جلسه شرکت کنم. ایشان در آن جلسه صحبت مبسوطی دربارهی «پروژهی براندازی اصلاح طلبان» داشت و برای ادعایش نیز شاهد مثالی برای مستمعین به ارمغان آورده بود. جزوهای را نشانمان میداد که آن را قانون اساسی مینامید که اصلاح طلبان برای «رژیم جدید» آماده کردهاند. در این قانون اساسی که به نوعی کپی شدهی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود، اصول مربوط به رهبری حذف و هرجا هم نام اسلام و شریعت در قانون اساسی فعلی آمده حذف شده بود؛ نقش الله از پرچم ایران حذف و سوگند نمایندگان به قرآن مجید حذف شده بود و… آقای نبویان این موارد را میخواند و مستمعین ساده دل هم که تصور نمیکردند نمایندهی مجلسی که ملبس به لباس روحانیت است و درس فلسفه که اقتضائش دقیق سخن گفتن است خوانده، خلاف بگوید و رطب و یابس به هم ببافد، با ناراحتی افسوس میخوردند و برای اصلاح طلبان که در امر براندازی نظام تا بدین مرحله جلو آمدهاند و سرجنگ با اسلام و خدا دارند طلب هدایت و غفران میکردند.
بنده که احتمال قریب به یقین میدادم این نسبتها و سخنان کذب است و مردم مومن و دلسوز بازیچهی دست سیاست بازان قرار گرفتهاند پس از اتمام سخنرانی به خدمت ایشان رفتم.
گفتم ببخشید، این جزوه را از کجا آوردهاید؟ فرمود بچهها برایم پرینت گرفتهاند.
پرسیدم میتوانم آن را از شما بگیرم و مطالعه کنم؟ فرمود نه، این جزوه سواد من است.
پرسیدم منبعش کجاست؟ از کجا میتوانم گیر بیاورم؟ فرمود در سایتهایشان زدهاند…
در اولین فرصت پای اینترنت نشستم و شروع به جستجو کردم تا ببینم کدام سایت متعلق به اصلاح طلبان قانون اساسی نظام جدید با رویکرد حذف اسلام را بارگذاری کرده است. با واژگان و عبارات گوناگون و به وسیلهی جستجوگرهای مختلف جستجو کردم و تنها یک نتیجه یافتم که قانون اساسی مورد اشارهی آقای فیلسوف در آن بود. یک وبلاگ دسته چندم و گمنام تحت عنوان «حقوقدانان جنبش سبز ایران». در این وبلاگ متن موردنظر آقای نبویان به عنوان «پیش نویس قانون اساسی نوین ایران» بارگذاری شده بود.
از آقای نبویان انتظار میرفت تا در قامت یک فلسفه خواندهی روحانی که باید دقیق و عادلانه سخن بگوید، از عواطف و احساسات پاک مردم مومن سوءاستفاده نکند و مطلب یک وبلاگ ناشناخته و مجهول الحال و مجهول المالک را به عنوان اقدام اصلاح طلبان (و نه «سران فتنه» یا «سران جنبش سبز») برای براندازی نظام به خورد مردم ندهد و کدام انسان آگاهی است که نداند نه تنها اصلاح طلبان، بلکه حتی آنهایی که سران فتنه خوانده شدند در بحبوحهی آن ایام همیشه بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تاکید داشتهاند.
لذا اظهارات عجیب تعهد به تحویل سردار سلیمانی به آمریکا از حیث قوت و صحت و سندیت همانند قانون اساسی ادعایی ایشان و انتساب آن به اصلاح طلبان است. خدای نکرده قصد متهم کردن ایشان به دورغگویی را ندارم و احتمالا همانند خاطره بالا در گوشه و کناری اطلاعات غلط یا ناقصی به ایشان دادهاند و ایشان نیز با هدف زدن دولت و جریان مقابل، آنها را بدون دقت و تعمق مطرح کرده است.
خدا رحمت کند شهید مطهری را، این شهید سعید بحثی دارد در کتاب سیری در سیره نبوی تحت عنوان کیفیت استخدام وسیله. ایشان میفرماید ما مجاز نیستیم برای نیل به هدفی مقدس، وسایل نامقدس را به استخدام بگیریم. هدف وسیله را توجیه نمیکند. چه خوب است جناب نبویان مراجعهای به این بحث داشته باشد تا برای اهداف مقدسی که در ذهن دارد از هر وسیله و مطلب سست و بی پایه استفاده نکند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید