رضا رئیسی، روزنامهنگار، در اولین بخش از یادداشتهای خود درباره شاخصهای رهبری آیتالله خامنهای در طول دوران زمامداری، در انصافنیوز نوشت:
وجه تسمیه حامیان و هواداران پر و پا قرص رهبر جمهوری اسلامی ایران در افواه عمومی و ادبیات رسمی رایج در سپهر سیاسی با عنوان «ولایتمدار» شناخته میشود و جلوهگر است.
نگارنده در طول سالیان گذشته در قاب این خطکشیها و دایره شمول چنین برچسبهایی قرار نداشته است، اما اکنون که ایشان رحل اقامت از جهان هستی برکشیده، میتواند با زبان رسا و بهدور از برچسبزنیهای مرسوم، پیرامون ابعاد شخصیتی، مشی و مسلک رهبری آیتالله خامنهای سطوری را مرقوم کند.
در قالب چند نوشتار، به ابعاد مختلف زندگی، سیره سیاسی و رهبری ایشان خواهم پرداخت.
آیتالله خامنهای از همان سالهای ابتدایی، به تدریج از زیر سایه بزرگ و پرابهت امام خمینی رحمتالله علیه بیرون آمد و توانست دیدگاهها و نظرات راهبردی خود را در شکلگیری تصمیمات و سیاستهای کلان کشور اعمال کند و برای بیش از سه دهه بر وجوه مختلف حکمرانی و حاکمیتی تسلط یابد.
آنچه اکنون از جمهوری اسلامی سراغ داریم، بیش و پیش از هر فرد، چهره، دولت یا شخصیت سیاسی، منوط و ملهم از نظرگاه و جهانبینی آیتالله سید علی خامنهای است. فارغ از متغیرها و عوامل درونزا و برونزا، بدون در نظر گرفتن آنها هر گونه قضاوت درباره کارنامه ایشان محل اعتبار و اعتنای جدی نیست.
در این یادداشت اولیه، همانگونه که از تیتر برمیآید، به وجه میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط آیتالله خامنهای اشاره میکنیم.
از محوریت طیف راست تا نگاه به جریان چپ
آیتالله خامنهای پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی و تشکیل جامعتین بهعنوان دو بال سیاسی محوری در ساختار جمهوری اسلامی، از اعضای موسس و مرکزی جامعه روحانیت مبارز بودند که طیف موسوم به جناح راست را شکل میداد.
با این حال، پس از رهبری ایشان، بسیاری گمان میکردند با این سابقه سیاسی، امکان عرضاندام برای جناح چپ سخت و پرچالش خواهد بود، اما در سال ۷۶ و در اولین دوره رقابت جدی انتخاباتی دوران زعامت ایشان، نتیجه انتخابات با پیروزی چهرهای از جناح چپ سیاسی و روحانیون مبارز رقم خورد.
خود ایشان نیز نقل کردهاند که اگر آقایان در جناح چپ نبودند، خود ایشان چنین جریانی را به راه میانداختند (نقل به مضمون). ایشان رقابت سیاسی جریانهای مختلف را موجب رشد و تعالی انقلاب میدید و بیان آرای متنوع را مایه قوام و استحکام نظام میدانست. نگاه او به انسجام و اتحاد ملی از جنس وحدت کلمه در عین تکثر آرا و دیدگاهها بود.
طبیعی است که ایشان مانند هر سیاستمدار دیگری، عقبه و نظرگاه خاص سیاسی خود را داشت که در انتصابات نیز جلوهگر بود؛ اما هیچگاه اگر انتخاب مردم بر زاویهای دیگر قرار میگرفت، از حمایت دولتهای وقت با هر عقیده و سلیقهای دریغ نمیکرد.
در ماجراهای سال ۸۸ و آن انشقاق و دوگانگی نمایان، نهایت سعی را کرد تا در میانه دو قطبی موجود، از افراط و تفریط پرهیز کند و بهعنوان وزنه اعتدالی، نگذاشت جامعه دچار چنددستگی و شقوق مفرط شود.
در مواجهه با تهدیدات خارجی و پرونده هستهای، ضمن پافشاری بر اصول و حقوق حقه ملت ایران، فرمان نرمش قهرمانانه داد و مدیریت کلان مذاکرات را بر عهده داشت؛ نه تسلیم تندروی کسانی شد که خواهان جنگ پیشدستانه بودند و نه مطیع افرادی شد که خواهان عقبنشینی و تسلیم در برابر دشمن غدار بودند.
یکی از بلایای تاریخی و فرهنگی جامعه ما، رویکردهای افراطی و تفریطی و نگاه صفر و صدی به مسائل مختلف بوده است.
رهبر جمهوری اسلامی در طول ۳۶ سال زمامداری، فارغ از انگارهها و پیشفرضهای مرسوم، به معنای اخص کلمه از نگاه افراطی و تفریطی دور بود و با این شاخصه بارز توانست شاکله کشور را در میان تحولات و تلاطمهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حفظ و تداوم بخشد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید