سید نظام الدین موسوی، فعال سیاسی اصولگرا، در گفتوگو با انصاف نیوز با اشاره به تجمعات و عزاداریهای شبانهی گروههایی از مردم گفت: این حضورها بیش از آنکه از جنس جنگطلبی باشد، نشانه دفاع مردم از هویت، کشور و باورهایشان است. او همچنین عملکرد رسانهها در این شرایط را نیازمند انسجام بیشتر برای مقابله با جنگ روانی دشمن دانست.
آقای موسوی درباره حال و هوای جامعه در روزهای جنگ و تجمعات شبانه گروههایی از مردم گفت: طبیعتاً جنگ امری نیست که هیچ انسانی در هیچ جامعه و کشوری با هزینههایی که دارد آن را دوست داشته باشد یا بپسندد. اما آنچه امروز در سطح جامعه ما دیده میشود و این تجمعات بزرگ شبانه و مداوم از جنس دیگری است؛ این حضورها از جنس دفاع است؛ دفاع ملت از هویت، جایگاه، کشور، نظام و باورهای خود.
او گفت: در شرایطی که ما طبق قواعد بینالمللی در حال مذاکره بودیم، برای دومین بار در میانه مذاکرات به ایران حمله شد؛ یعنی عملاً میز مذاکره را بمباران کردند. در این حمله نیز خطای بزرگ و فاحشی مرتکب شدند و آن هدف قرار دادن ساحت رهبری انقلاب اسلامی بود.
او ادامه داد: رهبر انقلاب دو جایگاه مهم داشتند؛ نخست آنکه مرجع تقلید و محل رجوع طیف وسیعی از شیعیان و مسلمانان جهان بودند و احترام معنوی فراوانی در میان مسلمانان و حتی غیرمسلمانان داشتند. دوم آنکه از نظر سیاسی نیز شخص اول یک کشور عضو سازمان ملل محسوب میشدند. چنین اقدامی نقض آشکار قواعد حقوقی و بینالمللی است و طبیعی است که هیچ ملتی آن را نمیپذیرد.
این نمایندهی سابق مجلس گفت: از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا نیز به صراحت اعلام میکند که قصد دارد ایران را تجزیه کند و ایران پس از جنگ دیگر مانند گذشته نخواهد بود و حتی از تغییر نظام یا دخالت در انتخاب سیاسی سخن میگوید. طبیعی است که مردمی با پیشینه تاریخی و تمدنی ایران چنین سخنانی را نمیپذیرند. مردم ایران جنگطلب نیستند، اما تجربه تاریخی این ملت نشان داده است که تا پای جان در برابر تجاوز بیگانه میایستند.
او با اشاره به تجمعات شبانه گروههایی از مردم در شهرها و روستاها گفت: آنچه این روزها در محلهها، میدانها و خیابانهای تهران و بسیاری از شهرها و حتی روستاها میبینیم، به نظر من پدیدهای کمنظیر در تاریخ است. کمتر دیده شده که در کشوری مردم در شرایطی که مستقیماً در معرض تهدید و حمله هستند، شبهای متوالی در خیابانها حضور پیدا کنند و شعار مقاومت و ایستادگی سر دهند.
این فعال سیاسی اصولگرا گفت: حتی در حالی که تهدید به حمله به این تجمعات نیز مطرح شده، مردم همچنان در خیابانها حضور دارند و شعار «اللهاکبر» و ایستادگی سر میدهند. به نظر من آنچه برای آمریکا و اسرائیل از هر سلاحی خطرناکتر است، همین حضور مردم است؛ مردمی از پیر و جوان که در خیابانها ایستادهاند و از اعتقاد، باور و نظام خود دفاع میکنند و فریاد خونخواهی رهبرشان را سر میدهند.
مدیر اسبق خبرگزاری فارس در ادامه درباره عملکرد رسانهها در روزهای جنگ گفت: در همه دنیا رسانهها در زمان جنگ دارای پروتکلهای مشخصی هستند؛ از نحوه اطلاعرسانی برای جلوگیری از اضطراب عمومی گرفته تا چگونگی ارائه اطلاعات درباره امدادرسانی، تأمین آذوقه و سوخت و همچنین شیوههایی برای حفاظت روانی از کودکان و اقشار مختلف جامعه.
او گفت: اما در شرایط کنونی ما علاوه بر جنگ نظامی با یک جنگ رسانهای نیز روبهرو هستیم. طرف مقابل عملیات رسانهای گستردهای علیه ایران سازماندهی کرده است. به نظر من رسانههای ما، بهویژه در حوزه مقابله با این جنگ رسانهای، نتوانستهاند آنگونه که باید قوی ظاهر شوند.
نظام الدین موسوی گفت: در حال حاضر نوعی فقدان انسجام گفتمانی و انسجام در هدفگذاری میان رسانهها دیده میشود؛ چه در رسانه ملی و چه در دیگر رسانهها. در حالی که روشن است دشمن به دنبال عملیات روانی علیه مردم ایران است و حتی هدف خود را صرفاً جمهوری اسلامی نمیداند بلکه بهصراحت از تجزیه ایران سخن میگوید.
او در ادامه تأکید کرد: در چنین شرایطی همه کسانی که به ایران اعتقاد دارند، فارغ از گرایشهای سیاسی، باید متحد باشند و رسانهها نیز باید صدای همه این افراد را منعکس کنند. هر کسی که به ایران باور دارد باید در میدان حضور داشته باشد و رسانهها باید این صدا را بازتاب دهند و در جهت تقویت امید در جامعه حرکت کنند.
موسوی افزود: با این حال گاهی مشاهده میشود برخی رسانههای داخلی مشکلات و مسائل داخلی را با جزئیات فراوان بازتاب میدهند، اما در مقابل کمتر به موفقیتها و اقدامات جبهه ایران در برابر دشمن میپردازند. این موضوع نشان میدهد که هنوز برای مقابله با جنگ روانی دشمن طراحی و برنامهریزی دقیقی انجام نشده است.
این فعال سیاسی اصولگرا در پایان گفت: به نظر میرسد نهادهای بالادستی، انجمنهای رسانهای و مدیران مسئول رسانهها باید در این زمینه به یک طراحی مشترک برسند. البته قرار نیست همه رسانهها یکسان عمل کنند، اما لازم است در برابر عملیات رسانهای دشمن چارچوبهای مشترکی داشته باشند.
همچنین باید از ظرفیت شبکههای اجتماعی و ارتباط با فعالان ضدجنگ در خارج از کشور استفاده کرد. در اروپا و آمریکا با وجود سانسور شدید، فعالان ضدجنگ بسیاری وجود دارند و اگر بتوانیم مظلومیت و در عین حال اقتدار خود را به آنها منتقل کنیم، میتوان از ظرفیت این «انسانرسانهها» نیز بهره برد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید