رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
بسیاری جنگ کنونی میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران را به مثابه یک نبرد نظامی و تبادل آتش، میان دو قطب نظامی منطقهای با دخالت ایالات متحده می دانند که عقبهای چند دههای از منازعات سیاسی و ایدئولوژیک را نیز در پشتوانهی خود دارد و اکنون به نقطه جوش و انهدام انبار باروت رسیده است، حتی عده ای از تحلیلگران غربی برای تخفیف اتفاقات رخ داده از عبارت جنگ برای این رویارویی، بهره نبرده و از عملیات نظامی سخن می گویند تا از تبعات ضربات مهلک محتمل و پیامدی آن جای فرار تفسیری و تحلیلی باقی بگذارند.
اما فارغ از غرش موشک ها، صدای رعب آفرین انفجارها، جولان انهدام ها در سرتاسر خاورمیانه و نبرد در زمین و آسمان و دریاها، نکته آنست که اثرات و تبعات این جنگ بسیار بسیار فراتر از اکنون و زمان حال و در میدان جنگ موجود، نه تنها در ابعاد جغرافیایی منطقهای که در گسترهای به بلندای همه اقطاب عالم تاثیر و تبعات خود را بر سطوح و لایههای مختلف و متکثر و متنوع زیست شهروندان جهانی در اقصی نقاط گیتی باقی گذاشته و هر چه زمان آن فزونتر شود این تاثیر دامنه و دایره شمول، اثر گذاری و عمقبخشی آن فزونتر خواهد شد.
تغییر پارادایم امنیت منطقهای
در اثنای جنگ ایران و عراق، حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس به بهانه تامین امنیت انرژی در پیامد نبردی با عنوان جنگ نفتکش ها، بسط و توسعه و تعمیم یافت، در جریان جنگ اول و دوم خلیج فارس علیه عراق، چتر امنیتی و نظامی آمریکا در سرتاسر منطقه گسترش روزافزون یافت و همه اتکای کشورهای حاشیه خلیج فارس، به پهنه حمایتی نظامی آمریکا معطوف شد. در جنگ کنونی و با زیر ضرب قرار گرفتن تمامی اهداف و قرارگاه های نظامی ارتش آمریکا و لجستیک انباشته شده چند دههای، دیگر امکان بازگشت به نظامات قبلی و پارادایم امنیتی برافراشته شده قبلی نه موضوعیت و نه قابلیت عملیاتی دارد.
نشانه اش آنکه لنذزی گراهام، سناتور تندروی ضد ایرانی کنگره آمریکا با انتقاد شدید از عربستان و عدم همراهی آن با سیاست های جنگی ایالات متحده، این کشور را تهدید به بازنگری در روابط دوجانبه میکند.
فعل و انفعالی که نشان می دهد، وضعیت امنیتی چند دههای حاکم بر منطقه از حیز انتفاع ساقط شده است.
نکته آنکه عربستان، مهمترین، استراتژیک ترین و پر پتانسیل ترین قدرت جهان عرب در منطقه است و این استنکاف او در همراهی با آمریکا، گویای خط اصلی روندهای موجود و زنده تحولات است. البته که امارات و بحرین چنین مواضعی ندارند و شاهد آن هستیم که متوجه تبعات گسترده ای هم از مخاطرات جنگی شده اند که اقتصاد آنها را برای دهه ها دچار شوک و نوسان خواهد کرد و تا اینجا ایران توانسته اهداف خود از جنگ منطقهای را محقق کرده و در هر وصعیت و زمانی که جنگ پایان پذیرد، دیگر منطقه و مناسبات امنیتی آن قابل بازگشت به گذشته نبوده و پارادایم قدرت منطقهای ایران به عنوان سر خط تعیین کننده خواهد بود.
جنگی در قواره جنگ جهانی
هر چند نیروی نظامی ایران در برابر تهاجم اسرائیل و آمریکا، مشغول آفند و پدافند هستند و زمین جنگ اقصی نقاط خاورمیانه است اما از آنجایی که این پهنه استراتژیک موسوم به هارتلند انرژی جهان، منبع تامین پشتوانه های انرژی و تولید جهان در حوزه های مختلف هستند، تبعات این جنگ میتواند، تمامی کشورهای جهان را در حوزه های مختلفی از تامین سوخت و انرژی، حمل و نقل، امنیت غذایی، گردشگری و… را مورد تبعات مستقیم قرار دهد. اینگونه است که می توان مدعی بود، جنگ کنونی با توجه به دایره شمول تاثیر گذاری خود بر جغرافیایی جهانی و لایه های مختلف و متکثر جامعه جهانی چه بخواهیم و چه نحواهیم در قالب یک چنگ جهانی نقش آفرین است.
ایران بهواسطه موقعیت سوق الجیشی و جغرافیای راهبردی خود تسلط و اشراف فوق العاده حیاتی بر امکانات و ظرفیت های ارتباطی منطقه با جهان پیرامونی خود دارد و بازپس گیری آن از ایران یا غیر ممکن است یا آنکه آنچنان هزینه ساز و طولانی مدت خواهد بود که در عمل کارایی برای دشمن نخواهد داشت و مهم اراده ایران در زمینه اعمال قوه قهریه و قدرت حکمرانی خود بود که به بوته اجرا گذاشته شده است.
استراتژی امنیت همگانی
ایران در طول سالیان متمادی به جهان این این پیام را مخابره کرد که به دنبال بحران زایی و امنیت زدایی در منطقه فوق راهبردی خاورمیانه و غرب آسیا نیست، مگر آنکه خطوط قرمز آن مورد تجاوز و دست درازی قرار گیرد، حال که دست ها بر ماشه قرار گرفته و همه پرده ها فرو افتاده است، ایران باید به نحوی تدبیر و تدارک ببیند که بازگشت به مناسبات قبلی غیر ممکن باشد.
نمی شود که ایران چند دهه تحت شدیدترین تحریم ها و فشارهای اقتصادی گرفتار باشد و همه کشورهای منطقه بر مدار توسعه چهار نعل بتازند و ما نظاره گر و تماشاچی باشیم و از آن فاجعه بارتر آماج حملات نظامی و تجاوز به حریم سرزمینی خود باشیم و منفعلانه عمل کنیم.
اکنون که به نقطه بی بازگشت جنگ تمام عیار و عریان حیاتی و بقایی رسیدهام و هزینه های گزافی پرداختهایم، دیگر بازگشت به فرآیند سابق که ما متحمل هزینه باشیم و دیگران با خیال آسوده به زندگی خود بپردازند، نه ممکن و نه میسر است.
ایران در این وضعیت باید به تمامی طرفین از مهاجم و متخاصم تا کشورهای پیرامونی و همه قدرت های جهانی این نکته را تفهیم کند که وقت تغییر معادلات در مواجهه با ایران است و دیگر بازگشت به فرآیندهای تهدیدی و تجدیدی گذشته غیر ممکن است.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید