تشدید هم‌پوشانی‌های ژئو‌امنیتی؛ بازتعریف رفتار بازیگران غیردولتی در کریدور دریایی باب‌المندب

نیروانا مهرآیین، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تشدید هم‌پوشانی‌های ژئو‌امنیتی؛ بازتعریف رفتار بازیگران غیردولتی در کریدور دریایی باب‌المندب» نوشت:

تحولات اخیر در خلیج عدن نشان می‌دهد که امنیت این مسیر دریایی بیش از هر زمان دیگری به دینامیک پیچیده‌ای از رقابت‌های منطقه‌ای و درگیری‌های نیابتی گره خورده است. هشدار تازه مأموریت دریایی اروپا مبنی بر ضرورت دوری کشتی‌ها از آب‌های یمن، نه محصول یک تهدید مقطعی، بلکه نتیجه بر هم خوردن «تعادل بازدارندگی دریایی» در یکی از حساس‌ترین نقاط اتصال تجاری جهان است.

ارزیابی این مأموریت حاکی از آن است که سطح خطر برای ناوگان تجاریِ فاقد ارتباط با ایالات متحده یا اسرائیل در طبقه «متوسط» قرار دارد؛ اما ماهیت نامتقارن تهدیدها—از پهپادهای ساحل‌پایه تا رهگیری موشکی برد متوسط—همچنان قابلیت افزایش ناگهانی ریسک عملیاتی را حفظ کرده است.

رفتار نیروهای یمنی که در گزارش‌ها به‌عنوان یکی از عوامل شکل‌گیری این وضعیت معرفی می‌شوند، در چارچوب نظریه‌های «هم‌پوشانی منافع امنیتی» و «هم‌افزایی در منازعات منطقه‌ای» معنا پیدا می‌کند. در مطالعات ژئوپلیتیک، هنگامی که یک بازیگر غیردولتی احساس کند بحران‌های منطقه‌ای به ساحت راهبردی نزدیک به آن گسترش یافته، نوعی «Alignment Security Logic» فعال می‌شود؛ یعنی همسویی رفتاری بر پایه تصور اشتراک تهدید، نه الزماً یک اتحاد رسمی یا کلاسیک. این الگو در یمن، به دلیل ساختار خاص جغرافیای سیاسی—که باب‌المندب را به‌عنوان گلوگاه حیاتی تجارت جهانی در اختیار دارد—به‌سرعت شکل عملیاتی به خود می‌گیرد و سبب می‌شود بازیگر غیردولتی نقش اثرگذار در معادله دریایی ایفا کند.

از منظر علم سیاست، چنین رفتارهایی بیشتر در حوزه «Projection by Proxy» طبقه‌بندی می‌شود؛ وضعیتی که در آن یک بازیگر غیردولتی با تصور نزدیکی منافع یا نگرانی‌های امنیتی با یک محور منطقه‌ای، اقداماتی انجام می‌دهد که پیامد آن در محیط بین‌المللی محسوس است. این اقدامات الزاماً نشانه اتحاد ایدئولوژیک یا ساختاری نیستند، بلکه بازتاب محاسبات امنیتی در محیطی هستند که با فشارهای چندلایه، محاصره اقتصادی، درگیری طولانی‌مدت داخلی و رقابت‌های فرامنطقه‌ای اشباع شده است.

هشدار اروپا درباره خلیج عدن از همین زاویه معنا پیدا می‌کند. محیط عملیاتی این منطقه اکنون با ترکیبی از «تهدیدات متحرک» و «ریسک‌های نامتقارن» شناخته می‌شود؛ حالتی که سبب شده شاخص Maritime Threat Volatility به میزان محسوسی افزایش یابد. این وضعیت شرکت‌های حمل‌ونقل را به بازنگری در نقشه‌های کشتیرانی، افزایش فاصله از ساحل، فعال‌سازی پروتکل‌های Dynamic Routing و مذاکره دوباره درباره حق بیمه‌های دریایی سوق داده است. در چنین محیطی، تنها یک خطای محاسباتی کوچک می‌تواند هزینه‌های کلان بر زنجیره تجارت جهانی تحمیل کند.
در سطح حقوقی نیز، ورود تهدید از خشکی به دریا موجب ایجاد پدیده‌ای می‌شود که آن را Littoral Spillover of Conflict می‌نامند؛ یعنی انبساط منازعه از ساحل به محیط دریایی. نتیجه این فرایند، تضعیف قواعد کلاسیک کنوانسیون حقوق دریاها در حوزه بی‌طرفی کشتی‌های تجاری، و افزایش نقش نیروهای چندملیتی برای حفظ «آگاهی موقعیتی دریایی» است.

به این ترتیب، دوری از آب‌های یمن نه یک توصیه تاکتیکی، بلکه واکنشی به یک تحول ساختاری در فضای امنیت دریایی است؛ فضایی که در آن، رفتار بازیگران غیردولتی تحت تأثیر هم‌پوشانی تهدیدات منطقه‌ای شکل می‌گیرد و پیامدهای آن از سواحل یمن تا بنادر مدیترانه و شرق آفریقا امتداد می‌یابد.

انتهای پیام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *