مرتضی خبازیان زاده، روزنامهنگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «حمایت همهجانبه مابهازای روشنگری است» نوشت:
روزنامه کیهان بعد از اظهار نظر اولیه و هشدار درباره سوءاستفاده دشمن از آتشبس موقت در یادداشت دیگری با تصمیم نظام همراهی کرد. این اتفاق نشان داد که خبررسانی بهنگام به افکار عمومی از یکسو و خویشتنداری گروههای صاحب نفوذ تا چه اندازه اهمیت دارد.
در عالم سیاست نگاهها و نگرشهای متعددی وجود دارد و هریک برای حل معضلات و مشکلات راهحلها و پیشنهادهای خاص خود را مطرح میکنند. این روزها که در فرصت مذاکراتی بین ایران و آمریکا قرار گرفتهایم، با توجه به حمایت همهجانبه کشور از هیات مذاکره کننده ایرانی، لازم است به افکار عمومی کشور هم توجه کرد.
رها کردن افکار عمومی در طول مذاکرات، این احتمال را برجسته میکند که با تصمیم نهایی شده از سوی هیات مذاکره کننده همدلی کاملی صورت نگیرد. درست است که عامه مردم در این ماجرا ممکن است نقش تعیین کنندهای نداشته باشند اما احتمالا گروههای سیاسی در جهت دهی به افکار عمومی نقش خواهند داشت. اگر فرض کنیم هر گروه سیاسی به یک مکتب نظری تعلق خاطر دارد، در آن صورت باید به گروههای سیاسی سهمی برای اثرگذاری قائل شد چراکه هریک از این گروهها بر جنبهای خاص از واقعیت سیاسی تمرکز دارند و از زاویهای متفاوت به تحلیل مسائل میپردازند.
جمعبندی بین گروهها و رسیدن به وضعیت تعادل در آراء مختلف مستقیما به افکار عمومی منتقل خواهد شد. این حرف به معنای قبول یا رد صددرصد دیدگاههای سیاسی نیست بلکه دادن این حس به گروههای سیاسی است که در تصمیمگیریهای کلان نقش خود را ایفا خواهند کرد. آگاهی و خویشتنداری برای مثال اگر با نگاهی واقعگرایانه به سیاست نگریسته شود، اینکه نظام بینالملل در وضعیت آشوب قرار گرفته قابل قبول به نظر میرسد.
واقعگراها معتقدند که هدف اصلی باید بقا و حفظ منافع ملی باشد و قدرت مهمترین ابزاری است که رقابت را ممکن و معنادار میکند و از این زاویه جنگ و کشمکش را امری اجتنابناپذیر میداند. در سوی دیگر نهادگراهایی قرار میگیرند که معتقدند با وجود آنارشی و بینظمی قابل درک، دولتها میتوانند از طریق نهادهای بینالمللی، تجارت و وابستگی متقابل به همکاری برسند.
این نگاه رسیدن به همکاری اقتصادی را مانع شکلگیری جنگها میبیند. در مقابل این نگاهها، سازهانگارها قرار میگیرند که بر ایدهها، باورها و هویتها تاکید میکنند. در چنین نگاهی واقعیت سیاسی موضوعی مادی نیست و با تعاملات اجتماعی و اعتقادی رابطهای غیرقابل انکار دارد.
مساله این نیست که سیاست خارجی کشور در اختیار چه نگاهی قرار دارد، مساله این است که با وجود دیدگاههای متعدد، سیاستگذاران در این حوزه چطور میتوانند بین این دیدگاهها چنان ارتباط منطقی برقرار کنند که اصطکاک بین جریانها و دیدگاهها به حداقل برسد؟
این روزها که موضوع آتش بس موقت به صدر خبرهای بینالمللی راه یافته و جهان متوجه اهمیت آرامش و خطرات ناشی از گسترش جنگ در این محدودهی خطرخیز قرار گرفته، هنوز هم برخی جریانها در داخل کشور نگاه تندی به وقایع و تصمیمهای کلان دارند. باید توجه داشت که هر صاحب تریبونی میتواند با طرفداران خود سخن بگوید و نقطه نظرات خود را به آنان منتقل کند اما تشجیع کردن طرفداران برای مقابله با تصمیم کلان سیاسی و یا آماده کردن آنها برای نفوذ و اثرگذاری بر تصمیم کاری سنجیده نیست.
مقایسه کردن اتفاقات قرن بیست و یکم با اتفاقات صدر اسلام یک مغلطه است. چطور میتوان این دو دوره تاریخی را با یکدیگر مقایسه کرد و تصمیمهایی را که در آن دوره گرفته شده، برای امروز تجویز کرد؟ این سخن البته به معنای رد همه آموزهها و تجربههای اخلاقی و سیاسی نیست. در جریان قرار گرفتن گروههای اثرگذار این نتیجه را دارد که نیروهای سیاسی و جریانها را همگرا میکند.
یکی از بهترین نمونههای این همگرایی را میتوان در دو مطلب روزنامه کیهان دید. کیهان در یادداشتی تحت عنوان «آتشبس، هدیه چندجانبه به دشمن است» نوشت: «سخن از آتشبس، پیش از آنکه دشمن را متوقف کند، میتواند فرصت نفسگیری به او بدهد. راه درست، روشن است: فشار مستمر، ضربات هدفمند و ادامه مقاومت؛ تا جایی که این سگ وحشی، دیگر توان نفس کشیدن نداشته باشد».
روشن است که این نگاه با در نظر گرفتن امکان سوءاستفاده دشمن از فرصت آتشبس شکل گرفته اما وجهی که در آن غایب است، این مهم است که تصمیمگیران کشور هم به همان اندازه دغدغه کشور را دارند و از افتادن به دام دسیسههای دشمن اجتناب میکنند.
کیهان بعد از انتشار مخالفت اولیه در یادداشتی موافقت خود را با آتشبس اعلام کرد و سوءاستفاده دشمنان از یادداشت قبلی خود گلایه کرد که او را مخالفت آتشبس تلقی کردهاند. تجربه کیهان برای اینکه در هر اظهار نظری باید جوانب موضوع را در نظر گرفت کفایت میکند. خویشتنداری و فرصت دادن به مسئولان برای تصمیمگیری البته ملازم این است که مسئولان هم به افکار عمومی پاسخگو باشند که چه بسا اگر کیهان قبل از انتشار یادداشت اولیه در معرض بیانیه شعام قرار گرفته بود، از انتشار آن یادداشت خودداری میکرد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید