عظیم محمودآبادی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

همان چهلوچند روز پیش که جنگ آغاز و خبر شهادت آقای خامنهای اعلام شد، از انصافنیوز تماس گرفتند و خواستند یادداشتهایی درباره ابعاد مختلف شخصیت ایشان بنویسم. با اینکه در همه این ایام همواره به این درخواست میاندیشیدم اما موضوعی نمییافتم که اولا بتوانم حق مطلب را بیان کنم و ثانیا نکته جدیدی برای گفتن باشد.
اما این روزها نکتهای ذهنم را بسیار درگیر کرده و آن ابتذال سیاست در سطح جهان است. دههها است که این مقوله در سراسر دنیا تا حدود زیادی سخیف شده است تا حدی که گاه فکر میکنم دیگر این میدان مجالی برای اهل فضل نخواهد بود.
در روزگار ما حتما کمتر فرد فرهیخته و اهل فکر و اندیشهای حاضر میشود تن به این آب بزند و برای عرصه سیاست و کسب قدرت پا پیش بگذارد. بازار سیاست، میدان میانمایگان و فرومایگان شده که از حیث نزاکت نیز گاه تا پایینترین سطوح اجتماعی بیفرهنگترین ملتها تنزل یافته است.
حال در چنین وضعیتی ما در کشورمان رهبریِ شخصیتی را تجربه کردیم که علاوه بر جایگاه بالای سیاسی از مراتب بسیار رفیع فرهنگی و علمی در شاخههای مختلف از فقه، اصول و تفسیر گرفته تا تاریخ، هنر، شعر، ادبیات، داستان و … نیز برخوردار بود و حرفهایی برای گفتن داشت که برای صاحبنظران این عرصهها شنیدنی بود. این مساله من را به یاد سخنی از احمد بن حنبل فقیه اهل سنت و بنیانگذار فقه حنبلی میاندازد.
ابنابیالحدید در شرح خود بر نهجالبلاغه داستانی را نقل میکند که بیمناسبت با موضوع این یادداشت نیست. او میگوید در جلسهای میان بزرگان اهل سنت بحث داغی بود بر سر اینکه فضیلت خلیفه اول بالاتر بوده یا خلیفه دوم؟ پس از کلی بحث و نظر میان طرفین، احمدبن حنبل بر میخیزد و میگوید: «آنها – ابوبکر و عمر- برای خود از مسند خلافت، اعتبار کسب کردند اما علی(ع) کسی بود که به مسند خلافت اعتبار بخشید»!
باوجود اینکه شخصیت امیرالمومنین(ع) با هیچ پدیدهای در عالم وجود قابل مقایسه نیست و از سوی دیگر قیاس جانوران باند اپستین حتی با خلفای اول و دوم اسلام هم روا نباشد اما میتوان از سخن ابنحنبل برای تبیین جایگاه آقای خامنهای در جهان امروز بهره گرفت.
حقیقتا آقای خامنهای از قدرت و سیاست برای خود اعتباری کسب نکرد بلکه به عکس به این مقولات اعتبار و وزانت بخشید. بیتردید او یگانه مصداق «حکیمِ حاکم» افلاطون بود در دوران ما؛ او که اعتبار سیاست و آبروی قدرت بود.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید