رضا نصری، تحلیلگر مسائل بینالملل بر این باور است که اسرائیل در چند دههی اخیر به دنبال آن بوده که گزینهی دیپلماسی با ایران را از روی میز تصمیمگیران در آمریکا بردارد و برای این کار طیف متنوعی از اقدامات را در دستور کار قرار داده است تا رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا رخ دهد.
آقای نصری در گفتوگو با انصاف نیوز دربارهی اقدامات منفی اسرائیل در مذاکرات ایران و آمریکا در این چند دهه به ویژه مذاکرات اخیر میگوید: در طی چهار دهه گذشته، اسرائیل از سه طریق تلاش کرده گزینه دیپلماسی با ایران را از روی میز واشنگتن حذف کند تا تنها گزینه باقیمانده برخورد نظامی باشد.
او ادامه داد: یکی از طریق تعامل مستقیم دولتی میان رژیم اسرائیل و دولت آمریکا؛ دوم از طریق شبکه وسیع لابیها و رسانههایی که در آمریکا تأسیس کرده و به آن امکان میدهد در فرآیند تصمیمگیری و انتخاباتی مداخله کند؛ و سوم از طریق شانتاژهای امنیتی علیه اشخاص متنفذ در ساختار سیاسی آمریکا که موضوع «اپستین» بارزترین نمونه آن است.
نصری گفت: همانطور که نتانیاهو خود در آغاز جنگ اعتراف کرد، ایجاد رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا رویای چهل ساله او بوده است. در واقع، هراس اسرائیل از موفقیت مذاکرات این است که اولا هداف اصلی او در جنگ که عبارت از نابودی زیرساختی ایران و فروپاشی ساختار دولتی است ناکام بماند.
دوم اینکه تا آیندهای نامشخص احتمال از سر گیری رویارویی نظامی منتفی شود؛ و سوم اینکه موفقیت در مذاکرات پیش رو به الگویی برای حلوفصل اختلافات آتی میان دو کشور تبدیل شود. از این رو، تمام توان خود را به کار خواهد گرفت تا جنگ به صورت پایدار و دائمی متوقف نشود.
این کارشناس مسائل بین الملل درباره تغییر رئیس موساد می گوید: رئیس موساد از اصطلاح «تغییر رژیم» استفاده کرده و آن را هدف اسرائیل عنوان کرده است. اما هدف اصلی رژیم اسرائیل نه تغییر حاکمیت بلکه «فروپاشی ساختاری» در ایران است.
در واقع، در اصطلاح فنی انگلیسی میتوان گفت هدف آن Regime change نیست بلکه State collapse است.به این معنا که ماهیت حکومت در ایران برای رژیم اسرائیل اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه مهم است «توانایی» و قابلیت حاکمیت در اداره کشور، ارائه خدمات عمومی، پاسداری از تمامیت ارضی، حفظ انسجام ملی، تامین امنیت و اتخاذ سیاستهای توسعهمحور است.
او ادامه داد: از این رو، تمام تلاش خود را بکار خواهد گرفت تا تمام ابزارها و مولفههای لازم برای اداره کشور از حاکمیت گرفته شود تا ایران به چیزی مانند لیبی یا سوریه تبدیل شود. در واقع، اسرائیل قصد دارد همه کشورهای رقیب در منطقه را به وضعیت بی دولتی و فروپاشی بکشاند تا ابرپروژه خود – یعنی تشکیل «اسرائیل بزرگ» – و طرح اعمال استیلای کامل در منطقه را محقق سازد.
نصری گفت: اگر در ادبیات اندیشکدههای اسرائیلی دقیق شوید، خواهید دید بعد از ایران چشم به فروپاشی ترکیه و سپس عربستان سعودی دارند. از این رو، مقاومت ایران، جانفشانی و ایستادگی نیروهای مسلح کشورمان و همچنین انسجام مردمی که در این چهل روز شاهدش بودیم نه فقط خدمت به نسلهای آینده ایران است، بلکه خدمتی به منطقه و کشورهایی است که در لیست اهداف بعدی رژیم اسرائیل قرار دارند.
او در ادامه دربارهی دیدگاه افکار عمومی مردم ساکن در سرزمینهای اشغالی گفت: اسرائیل بیش از آنکه یک جامعه متعارف باشد، به یک پادگان عظیم نظامی میماند؛ پادگانی که ساکنانش در نوعی حباب بسته زندگی میکنند. در جریان نسلکشی در غزه، بهروشنی دیدیم اکثریت ساکنان سرزمینهای اشغالی نهتنها از شدت خشونت و سبعیت نیروهای مسلحشان علیه غیرنظامیان بیدفاع در غزه آزرده نشدند، بلکه در مواردی آشکار، مشوق و حامی این جنایات بودند.
در نمونهای تکاندهنده، بهجای آنکه مانند هر جامعه متعارف خواستار محاکمه و مجازات سربازانی شوند که به زندانیان فلسطینی تجاوز کرده بودند، برای آزادی همان افراد به خیابان آمدند و به خشونت متوسل شدند.
این رفتارها بهخوبی نشان میدهد جامعه اسرائیل دچار نوعی بیماری عمیق شده است. جامعهای که در نتیجه سالها پمپاژ نفرت، توجیه خشونت، القای حس برتری نژادی، هراسافکنی و عادیسازی آپارتاید، از هنجارهای یک جامعه سالم فاصله گرفته و به پدیدهای استثنایی بدل شده است.
او در پایان می گوید: در چنین جامعهای، مفهوم امنیت عملاً با نابودی کامل طرف مقابل تعریف شده است؛ و دقیقاً به همین دلیل است که چهرههایی مانند نتانیاهو که رقیب را «عمالیق» مینامد و از نابودی زیرساختهای ایران سخن میگوید بهطور مداوم در عرصه انتخابات دست بالا را پیدا میکنند و پیروز میشوند.
انتهای پیام




![علی واعظ: توافق موقت محتمل است، توافق هستهای جامع نه | نباید در دام اغراق درباره پیروزی ایران افتاد [+فیلم]](https://ensafnews.com/wp-content/uploads/2026/06/vaez-copy-768x356.jpg)
برخی اعمال افراد مطرح تندرو کشور در راستای اهداف اسرائیل می باشد . مانند :کارهای که باعث ناراحتی ملت از نظام است مثل طرح صیانت و رانت و تحقیر اکثریت مردم در انت….. و تسخیر صدا و سیما و….. همین که نمیتوانیم آنچه در دل داریم …..
از سالها پیش مشخص بود که استراتژی اسراییل همین بوده و هست. خیلی از کارشناسان از جمله دکتر صادق زیباکلام بارها در این مورد هشدار داده بودند. اما کو گوش شنوا؟
حالا یک سؤال: چه کسانی در حاکمیت به این هشدارها توجه نکردند؟ آیا برای رسیدن کشور ایران به لبه پرتگاه نباید یقۀ همین افراد را گرفت؟
کمتر چرند بگید
درگیری میان فلسطینیها و اعراب با اسراییل قابل توجیه است چرا پای ایران به میان کشیده شده؟
به نظرم بهترین قسمت مقاله، دو پاراگراف انتهایی هستش که در مورد وجود بیماری در جامعه اسرائیل صحبت میکنه و البته اینجا دو تا سؤال مهم و سخت پیش میاد. اول اینکه نحوه تعامل ما با چنین جامعه بیماری به چه صورت باید باشه؟ آیا رویکرد دشمنی و محو اسرائیل منجر به تشدید این بیماری نمیشه و فضا رو برای افراد سودجو و قدرت طلبی مثل نتانیاهو باز نمیکنه؟ آیا بهتر نبود به پیشنهاد افراد خیرخواهی مانند آقای زیدآبادی در پذیرش راه حل دو دولتی در مورد مساله فلسطین و اسراییل عمل میشد تا مانع مظلوم نمایی نتانیاهو بشیم؟ آیا بهتر نبود به پیشنهاد مهندس موسوی در سال ۸۸ عمل میشد تا به جای رویکرد اشتباه در انکار هولوکاست و ایجاد اون همه هزینه های غیر ضروری برای کشور، فقط در بعد فرهنگی و مظلومیت ملت فلسطین فعالیت میکردیم؟ ایکاش عبرت بگیریم و شجاعت تغییر مسیر اشتباه رو داشته باشیم.
پایداری ها چقد هم نظرند با اسراییل متاسفانه آن هم به اسم انقلابی گری. عجب شبکه گسترده و علنی اینجا دایر کردند.