از میان روایت رسانهها چه تصویری از طرح ۱۴ مادهای ایران به دست میآید؟ در روزهای گذشته مجموعهای از رسانههای آمریکایی، اروپایی و منطقهای از ارائه «طرح ۱۴ مادهای ایران» به ایالات متحده خبر دادهاند؛ بستهای که گفته میشود از طریق میانجیها به واشنگتن منتقل شده و هدف آن پایان دادن به بحران جاری و باز کردن مسیر مذاکرات است.
به گزارش انصاف نیوز، اگرچه متن کامل این طرح منتشر نشده، اما با کنار هم گذاشتن گزارشها و ادعاهای رویترز، آکسیوس، الجزیره، تایمز آو ایندیا، نیویورکپست، المانیتور و دیگر منابع، میتوان تصویری احتمالی و ادعایی بدست آورد که این پیشنهاد چه منطقی داشته، چرا با تردید آمریکا روبهرو شده و چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد.
هسته مرکزی طرح: «اول بحران منطقهای حل شود، بعد پرونده هستهای»
مهمترین نکتهای که تقریباً همه منابع بر آن تأکید کردهاند، تغییر ترتیب مذاکرات از سوی ایران است.
رویترز گزارش داد تهران پیشنهاد کرده ابتدا بحران مربوط به تنگه هرمز، حملونقل دریایی، آتشبس و رفع محدودیتهای اقتصادی حل شود و سپس مذاکرات درباره برنامه هستهای آغاز گردد.
آکسیوس نیز همین نکته را برجسته کرد و نوشت ایران خواسته گفتوگوهای هستهای به «مرحله بعدی» موکول شود.
این یعنی ایران تلاش کرده موضوعی را که آمریکا بر آن اصرار دارد (هستهای) از موضوعی که خودش فوریت میداند (فشار اقتصادی و امنیت منطقهای) جدا کند. به زبان ساده، تهران خواسته ابتدا هزینههای فوری بحران کاهش یابد و بعد درباره مسائل بلندمدت مذاکره شود.
تنگه هرمز؛ ابزار فشار و برگ برنده ایران در مذاکرات
رویترز نوشت پیشنهاد ایران شامل بازگشایی کشتیرانی در تنگه هرمز و پایان محاصره متقابل دریایی بوده است.
الجزیره نیز گزارش داد تنگه هرمز در مرکز این طرح قرار داشته و ایران آن را به عنوان محور توافق مطرح کرده است.
این مسئله تصادفی نیست. تنگه هرمز شاهراه انرژی جهان است. هرگونه اختلال در آن، قیمت نفت، حملونقل جهانی و بازارهای مالی را تحت فشار قرار میدهد.
بنابراین ایران در این پیشنهاد، از مهمترین اهرم ژئوپلیتیکی خود برای گرفتن امتیاز استفاده کرده است.
مطالبات اقتصادی: تحریمها، داراییهای بلوکهشده، غرامت
رویترز گزارش داده در طرح ۱۴ مادهای، مواردی مانند رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و جبران خسارتها مطرح بوده است.
برخی منابع دیگر نیز اشاره کردهاند که تهران به دنبال نتایج اقتصادی ملموس بوده، نه صرفاً وعده مذاکرات آینده.
ایران ظاهراً به تجربه برجام توجه داشته است؛ یعنی توافق سیاسی بدون دستاورد اقتصادی پایدار، برای تهران کافی نیست. از این رو این بار تلاش شده امتیاز اقتصادی زودهنگام در متن طرح گنجانده شود.
مطالبات امنیتی: تضمین عدم حمله و خروج نیروها
طبق گزارش رویترز، در این پیشنهاد همچنین تضمین علیه حملات آینده آمریکا یا اسرائیل و نیز خروج یا کاهش نیروهای آمریکایی در منطقه مطرح شده است.
این بندها نشان میدهد ایران صرفاً به دنبال آتشبس مقطعی نیست، بلکه خواهان نوعی بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه است.
اما همینجا یکی از موانع اصلی توافق نیز پدیدار میشود: واشنگتن بهسادگی نمیتواند درباره استقرار نیروها یا تعهدات نظامی منطقهای عقبنشینی کند.
واکنش ترامپ: تردید، نارضایتی، تهدید
آکسیوس گزارش داد ترامپ از طرح ایران رضایت نداشته و هشدار داده در صورت «بدرفتاری ایران» حملات جدید ممکن است از سر گرفته شود.
رویترز نیز نوشت او این پیشنهاد را ناکافی دانسته است.
نیویورکپست با لحن نزدیکتر به موضع کاخ سفید گزارش داد ترامپ گفته «بعید میدانم قابل قبول باشد».
واکنش ترامپ نشان میدهد واشنگتن خواهان امتیاز هستهای فوری است، نه فرآیند تدریجی.
در نگاه آمریکا، اگر ابتدا تحریمها برداشته شود و بحران دریایی حل شود، اهرم فشار اصلی از بین میرود.
چرا رسانهها این طرح را «بلندپروازانه» یا «حداکثری» توصیف کردند؟
برخی رسانهها مانند آکسیوس در گزارشهای قبلی، پاسخهای ایران را «maximalist» یا حداکثری توصیف کرده بودند.
تایمز آو ایندیا نیز نوشت ترامپ معتقد است ایران «بهای کافی نپرداخته» و با دیده تردید به پیشنهاد نگاه میکند.
اختلاف اصلی کجاست؟
اگر ادعاهای رسانهای را کنار هم بگذاریم، اختلاف اصلی را میتوان اینگونه برداشت کرد:
موضع ایران:
اول اعتمادسازی، اقتصاد، کاهش تنش، بعد گفتوگو هستهای.
موضع آمریکا:
اول هستهای، بعد کاهش فشار و امتیازدهی.
این اختلاف بر سر ترتیب اقدامات شاید مهمتر از اختلاف بر سر اصل موضوعات باشد.
نهایتا میتوان تحلیلهای رسانهها را کنار هم گذاشت وطرح ۱۴ مادهای ایران را یک پیشنهاد تاکتیکی-راهبردی دانست؛ طرحی که میکوشد با استفاده از اهرم تنگه هرمز و نگرانی بازار انرژی، آمریکا را به پذیرش تفکیک موضوعی و مرحلهای مذاکرات وادار کند.
اما از نگاه واشنگتن، چنین طرحی ممکن است باعث شود ایران ابتدا امتیاز بگیرد و سپس در پرونده هستهای زمان بخرد.
به نظر میرسد این طرح بیش از آنکه «نقشه پایان بحران» باشد، نقطه آغاز چانهزنی سخت بعدی است.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید