محمدعلی رامین، معاون وزیر ارشاد اسلامی دولت احمدینژاد در یادداشتی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، نوشت:
تنگههرمز اَنفال است
چرا الان که ساختارهای نظام بینالملل توسط آمریکاسرائیل متزلزل شده، زمان عبور از مماشاتها، غفلتها و تغافلهای ماست و چرا طراحی و پیریزی تمدن نوین اسلامی مطابق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و در افق گام دوم انقلاب اسلامی، هماکنون بهسود همهی جهانیان است؟
برای تقریب ذهن مخاطبان گرامی نکاتی را مرور کنیم که تابهحال درباره خلیج فارس و تنگه هرمز، چهبسا مغفول ماندهاند:
۱- خلیج فارس، تنها حوضه آبی و تنها آبراه کرهی زمین است که پیرامون آن “فقط کشورهای اسلامی” هستند؛
بنابراین:
اولاً دخالت غیرمسلمانان در اداره امور آن ممنوع است،
ثانیاً حضور شرکتها یا تردد کشتیهای کشورهای متخاصم با اسلام و معاند با مسلمانان، در این منطقه حرام و خلاف شریعت ماست،
و ثالثا رژیم حقوقی حاکم بر آن، فقط بر اساس فقه اسلامی و مطابق سیره و سنت پیامبرخدا و طبق نظر حوزههای علمیه و اذن ولایتفقیه، باید تنظیم بشود.
در این زمینه، نمایندگان محترم مجلس خبرگان ضمن مشورت با علمای جهان اسلام و استخراج مشترکات فقهی در راستای تقریب مذاهب اسلامی و ارائه دیدگاههای مختلف علمای مسلمان به امام امت، بهمنظور اتخاذ تصمیمات مقتضی، کمک کنند.
۲- دولت جمهوری اسلامی، موظف است طبق اصول قانون اساسی [بند۱۶ از اصل سوم و اصل یازدهم] بستر تعاملات همهجانبه (فرهنگیسیاسینظامیامنیتی) میان ممالک پیرامون خلیج فارس را فراهم آورد و در موضوعات اقتصادی و تجاری نیز، به تبعیت از اصل یازدهم [تلاش برای برقراری اتحاد ملل اسلامی]، طبق اصول فصل چهارم قانون اساسی عمل نماید و سهنوع روابط اقتصادی “میان دولتها”، “میان تعاونیهای جهان اسلام” و “میان بخش خصوصی تجار مسلمان” را میسر و مقرر سازد. در مورد “غیرمسلمانانِ غیرمحارب”، تبعاً طبق اصل چهاردهم [با مراعات کامل حقوق انسانی و اخلاق حسنه و با قسط و عدل] رفتار خواهد شد.۳- تنگه هرمز، بیتالمال، انفال و جزو اموال عمومی همهی ایرانیان است؛ همانند تمامیت ارضی، بنادر، جزایر، آبهای سرزمینی، معادن زیرزمینی و آسمان ماست و هیچ کس حق بذل و بخشش آن را به دیگران، خاصه به دشمنان و بهویژه به اشرارجهانی را ندارد. و جمهوری اسلامی باید بهخاطر ۴۷سال غفلت از این مسئله، از همهی ایرانیان عذرخواهی کرده و حلالیت بهطلبد! اگر تردد کشتیهای بیگانگان متخاصم از تنگه هرمز آزاد باشد، باید جولان بمبافکنها و آواکسهای دشمنان در آسمان کشورمان هم برای آمریکاسرائیل مجاز و آزاد باشد!
ملاحظاتی برای ورود به بخش گفتمانی تمدن نوین اسلامی: یکم- نسبت به حقوق دینی چهارگروه “همسایگان”، “مسلمانان”، “مستضعفان” و کشورهای مشترکالمنافع، با اولویتبندی گروههای جبهه مقاومت، باید مباحث فقهی تخصصی انجام بگیرد؛ و نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز با همتایان خودشان در مجالس کشورهای همسایه و مسلمان به رایزنیهای سیاسیحقوقی بپردازند تا بسترساز ساختارهای مستقل حاکمیتی مشترک میان همسایگان مسلمان باشند.
دوم- دولتهای مسلمان منطقه، بهویژه همسایگان خلیج فارس باید روابط برادرانه خود را با یکدیگر، بدون دخالت بیگانگان و بدون سرسپردگی به ساختارهای ناعادلانه رژیم استبدادی بینالملل که تحت سلطه اشرارجهانی آمریکاییصهیونی است، نوسازی و بازسازی کنند. سوم- از کشورهایی که در دوران انقلاب اسلامی، با تحریمها و تحدیدها، خاصه در سهجنگ اخیر، به آزادی و استقلال و امنیت و منافع ملی ما صدماتی زدهاند، باید طبق شرع مقدس اسلام، غرامت و خسارت مطالبه شود. در ادامه این نکات مقدماتی، اجرای اصل ۱۵۲ قانون اساسی که مبتنی بر مفهوم متعالی “لاتَظلِمون و لا تُظلَمون” با مراعات سه مؤلفه اقتدارآفرین “عزتحکمتمصلحت”، تنظیم شده، مشکلگشای ما و حافظ صلح و امنیت و پیشرفت مسلمانان و تضمین کننده اجرای عدالت برای همهی جهانیان خواهد بود؛ ملاحظه بفرمایید: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس: ۱-نفی هرگونه سلطهجویی و سلطهپذیری، ۲-حفظ استقلال همهجانبه و تمامیت ارضی کشور، ۳-دفاع از حقوق همهی مسلمانان، ۴-عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر ۵-و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیرمحارب، استوار است.
آیا اگر این مبانی انسانی در ارتباطات بینالمللی جایگزین استبدادظالمانه “حقوتو” و نظایر آن بشود، بهسود جامعه جهانی نیست؟ دانشگاهیان، نخبگان فرهنگیاجتماعی، سیاسیون دوراندیش و رسانههای رسالتمدار و مسئولیتپذیر، به جمع “مبعوث شدگان الهی” و مصلحان جهانی بپیوندند و برای تحقق عدالت و تأمین حقوق و منافع ملی ما در صحنههای پرشتاب و فرصتهای استثنایی که بهوجود آمده، میدانداری و عدالتخواهی کنند و از زورگویان مفسدوجنایتکار صهیونی نترسند!
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید