نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق ایران، با بیان اینکه باید دقیقا بدانیم با مواد غنی شده چه میخواهیم کنیم، گفت: ایران به آمریکا و اسرائیل ظنین است و بدون گرفتن تضمین از سوی دیگر قدرتهای هستهای هیچ اقدامی در مورد مواد غنی شدهی خود نمیکند. این چیز عجیبی نیست. دنیا قبول دارد که این دو اگر نتوانند از طریق متعارف خواستههای غیر قانونیشان را تحمیل کنند، از طریق غیر متعارف برای تحقق اهداف و امیالشان تلاش میکنند.
آقای تاجیک به انصاف نیوز گفت: این به یک دیپلماسی تازه چه در زمینه دیپلماسی سنتی و چه عمومی و رسانهای نیاز دارد که با حساس کردن افکار عمومی دنیا به این مقوله، یک قدرت بازدارندگی ایجاد و با اعلام احتمال حمله هستهای به ایران، هم جو علیه آنها شکل میگیرد و هم مشروعیت مقاومت مردمی و نظامی ایران را افزایش میدهد.
نصرتالله تاجیک، دیپلمات و سفیر پیشین ایران در گفتگویی تفصیلی با انصاف نیوز درباره امکان دستیابی ایران و آمریکا به توافق در دوره دونالد ترامپ گفت: روابط تهران و واشنگتن را نمیتوان با یک معادله خطی تحلیل کرد، زیرا علاوه بر عوامل اصلی، مجموعهای از متغیرهای منطقهای و بینالمللی و از جمله جلوگیری ایران از نظم منطقهای جدید مورد انتظار آمریکا برای کنترل چین و روسیه و نقش اسرائیل نیز بر این مناسبات اثرگذارند.
تاجیک حرفش را اینطور ادامه داد: این جمله اخیر ترامپ که «یا با ایران تفاهم میکنم یا ایران را نابود میکنم» گذشته از جنگ روانی، بیانگر این حقیقت است که ترامپ با این همه هزینه مادی و معنوی برای آمریکا و آلوده کردن دست خودش به جنایت علیه بشریت در ایران نتوانسته باعث دست برتر اسرائیل و تحقق این نظم منطقه ای جدید شود. فلذا مقاومت ایران در مقابل این دو، نمادی شده از سد کردن حمله به ساختار جدید جنوب جهانی در حال شکلگیری در آسیا که حاضر به پذیرش نظم آمریکائی نیست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: این روند بدون کسب تضمین امنیت بینالمللی و استفاده بیشتر از ظرفیت دو کشور چین و روسیه برای عدم حمله هستهای آمریکا به ایران تکمیل نمیشود.
او در زمینه عکسالعمل ترامپ به پاسخ آخر ایران به پیشنهاد آمریکا در این دور از مذاکرات از طریق پاکستان اضافه کرد: بعد از جنایاتی که ترامپ در سه جنگ اخیر نظیر حمله به مناطق مسکونی و غیر نظامی، پزشکی و آموزشی مانند مدرسه میناب در ایران مرتکب شده دیوار بی اعتمادی از دیوار سفارت پیشین آمریکا در ایران هم بلند تر گردیده. محال است ایران به آمریکا اعتماد کند که البته درست هم هست ولی باید خود را از جهت سیاسی و دیپلماتیک برای تبعات این بی اعتمادی از طریق یارگیری و اجماع سازی بین المللی آماده و مجهز کند! لذا متاسفم اعلام کنم:
۱- فعلا این بی اعتمادی ضریب هر ماتریسی در تعامل دو کشور خواهد شد. ۲- ایران برای این ظرفیت موجود هستهای هزینه مادی و معنوی سنگینی داده و به راحتی از این ظرفیت نمیگذرد یعنی نمیشود «بدیم بره». یا ایران باید با استفاده از ظرفیتهای همین موجودی اورانیم غنی شده خودش نوعی بازدارندگی هستهای داشته باشد و یا یک قدرت هستهای مانند چین و روسیه که در غیاب اروپا که کلاهش پشم ندارد تضمین کنند آمریکا به ایران حمله هستهای نکند چون ترامپ تنها اینکار را مانده بکند.
این دیپلمات سابق ایران اضافه کرد: موضوع بین ایران و آمریکا و طبعا اسرائیل، فقط هستهای نیست. بلکه الان دیگر حذف قدرت ایران و اهرمهایش از جمله هستهای، موشکی و پشتوانه مردمی حکومت با تضعیف انسجام داخلی است. به فرض هستهای شدن ایران، عربستان و امارات هم هستهای میشوند. عربستان به صراحت گفته آمریکا هر توافقی با ایران کند باید با عربستان هم بکند. مخفیانه هم دارد اقداماتی در زمینه هستهای شدن میکند. اسرائیل و آمریکا هم سکوت کردهاند.
تاجیک با بیان اینکه باید دقیقا بدانیم با مواد غنی شده چه میخواهیم کنیم، ادامه داد: ایران به آمریکا و اسرائیل ظنین است و بدون گرفتن تضمین از سوی دیگر قدرتهای هستهای هیچ اقدامی در مورد مواد غنی شدهی خود نمیکند. این چیز عجیبی نیست. دنیا قبول دارد که این دو اگر نتوانند از طریق متعارف خواستههای غیر قانونیشان را تحمیل کنند، از طریق غیر متعارف برای تحقق اهداف و امیالشان تلاش میکنند.
نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق ایران در گفتگو با انصاف نیوز، با اشاره به پیچیدگی روابط ایران و آمریکا در دوره دونالد ترامپ، تاکید کرد: معادله تهران و واشنگتن دیگر خطی و یک اختلاف دوجانبه ساده نیست که بتوان از درون یک گفتگوی طرفینی به نتیجه رسید بلکه از درجه چندم با ثابتها و متغیرهای متعدد و مجموعهای از عوامل منطقهای، بینالمللی، امنیتی و روانی است که اختیار بسیاری از آنها ممکن است در اختیار دو طرف هم نباشد و با توجه به ویژگیهای روانشناختی شخص ترامپ، امکان رسیدن به یک توافق «برد ـ برد» را دشوار کرده است.
به گفتهی او این جدای از رویکرد ترامپ است که اختیار آمریکا را به دست نتانیاهو داده و اصلاً نه تنها قائل به برد – برد با ایران نیست بلکه میخواهد عوامل مادی و معنوی قدرت سخت و نرم ایران را با فروپاشی حکومت و تجزیه ایران هم از بین ببرد.
تاجیک با اشاره به نقش رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای گفت: مسائل مربوط به اسرائیل، رقابتهای منطقهای میان ایران، ترکیه و عربستان، توازن قدرت در خاورمیانه و همچنین تصویری که از ایران در افکار عمومی جهانی شکل گرفته، همگی بر روند روابط ایران و آمریکا تاثیرگذارند و حتی در مواردی از عوامل اصلی نیز کماهمیتتر نیستند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل مهمترین مانع در مسیر تفاهم میان تهران و واشنگتن را «دیوار بیاعتمادی» توصیف کرد و گفت: این بیاعتمادی ریشهای تاریخی دارد و طی سالها، به دلیل نبود روابط مستقیم و مستمر دیپلماتیک، تشدید شده است. دو کشور نه تنها به یکدیگر اعتماد ندارند، بلکه نسبت به هم ظن و گمان بد پیدا کردهاند. این جنایات آمریکا در ایران کارکرد دیپلماسی را دشوار کرده است.
این دیپلمات بازنشسته ایرانی با اشاره به سیاستهای دونالد ترامپ گفت: یکی از مشکلات اصلی، ماتریس اشتباه محاسباتی رئیسجمهور آمریکا در زمینههای مختلف از جمله حمایت مردمی حکومت، میزان آسیبدیدگی به توان بازدارندگی و نفوذ منطقهای ایران است.
او گفت: ترامپ تصور میکند تحولات غزه، لبنان و سوریه باعث حذف و نه تضعیف اهرمهای منطقهای ایران شده، در حالی که ایران همچنان از ظرفیتهای موثر سخت و نرم منطقه ای برخوردار است.
تاجیک همچنین به «دکترین صلح از طریق قدرت» ترامپ اشاره کرد و گفت: رئیسجمهور آمریکا در سیاست خارجی خود بیش از هر چیز بر ابزار نظامی تکیه دارد و در کنار حمایت اسرائیل و سیاست مشت آهنین به دنبال تحمیل خواستههای خود است، نه رسیدن به یک بازی برد ـ برد.
او در ادامه با اشاره به جنگهای اخیر و تحولات منطقهای گفت: عملکرد نیروهای نظامی ایران در مقابله با فشارهای آمریکا و اسرائیل، به بازتولید بازدارندگی و قدرت نرم ایران منجر شده و انسجام داخلی جامعه ایران را تقویت کرده است.
به گفته تاجیک مردم ایران با وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلگیریهایی که داشتند بزرگوارانه گذشت نموده و در بزنگاههای حساس از تمامیت ارضی کشور حمایت کردهاند.
تاجیک در بخش دیگری از سخنانش، موضوع هستهای را چنانچه اهداف آمریکا شفاف باشد یکی از معدود زمینههای دارای امکان تفاهم میان ایران و آمریکا دانست و گفت: ترامپ خواهان آن است که ایران به سمت تسلیحات هستهای نرود و ایران نیز بارها اعلام کرده قصدی برای حرکت به سوی نظامی سازی برنامه هستهای خود ندارد. حتی بخشی از نخبگان و نیروهای سیاسی جامعه از اینکه ایران با رودرروئی با این حجم از فشار سیاسی اجتماعی اقتصادی و امنیتی، چرا از این توانمندی بومی برای تولید بازدارندگی هستهای استفاده نمیکند آن را مورد انتقاد قرار میدهند.
علیرغم این توضیحات تاجیک معتقد است که هدف اصلی ترامپ فراتر از پرونده هستهای است و آمریکا به دنبال محدود کردن ابزارهای قدرت و بازدارندگی ایران در حوزههای مختلف است؛ موضوعی که به اعتقاد او، رسیدن به توافق را بسیار دشوار میکند.
این استاندار پیشین درباره احتمال توافق میان تهران و واشنگتن نیز گفت: احتمال رسیدن به توافق را چندان زیاد نمیبینم. اما احتمالا ترامپ به جای ازسرگیری جنگ، محاصره دریایی را بدون تحمل هزینه جنگ موثرتر بداند و ادامه دهد. زیرا پروژه آزادسازی تنگه هرمز از اساس عقیم بود. ترامپ خواست آن را به کشورهای منطقه بفروشد و بگوید به خاطر درخواست آنها، این پروژه را رها کرده است. پس احتمال حمله مجدد به ایران را خیلی بالا نمیدانم، زیرا ترامپ از طریق ادامه محاصره دریایی، میتواند بدون پرداخت هزینههای جنگ، یک آسیب شدید را به اقتصاد ایران بزند و مطابق با اهدافش، باعث ایجاد شورش داخلی در ایران شود.
نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق ایران در گفتگو با انصافنیوز گفت: ایران همچنان دارای اهرمهای مهمی مانند موقعیت ژئوپلیتیک و مدیریت تردد در تنگه هرمز است. بعید به نظر میرسد بهراحتی از این ظرفیتهای بازدارنده چشم پوشی کند.
اما باید این ظرفیت مهم و تعیین کننده را بر بستر سیاسی و دیپلماتیک سوار کند و یارگیری و اجماع سازی بینالمللی کند و فقط به ابعاد نظامی و انتظامی بسنده نکند.
از این منظر الان موضوع تنگه هرمز دیگر صرفاً «باز یا بسته بودن» آن نیست، بلکه بحث بر سر پذیرش نقش و حاکمیت مؤثر ایران و پذیرش ترتیبات جدید امنیتی و دریایی در این آبراه است که منجر به شکوفائی اقتصادی منطقهای با ارائه سرویسهای امنیتی، زیست محیطی، ناوبری، خدمات کنترل و بازرسی، لایروبی و… میباشد. این باعث تولید شغل در استانهای ساحلی و مدل جدیدی از توسعه سیاسی اجتماعی سواحل ایران میگردد.
تاجیک ادامه داد: برای دستیابی به این اهداف باید موضوع تنگه هرمز را صرفا نظامی نبینیم و خاصیت ژئوپلیتیکی تنگه را به ویژگی ژئواکونومیکی تبدیل کنیم. باید از آنچه که داریم و مخصوصا افزایش حمایت مردمی از اقدامات ایران و بازتولید داشتههای نرم و سخت، بهترین و بیشترین بهره برداری را بکنیم. ترتیبات جدید مدیریت تردد در تنگه هرمز برای حداکثر سازی امنیت و رفاه مردم ایران که مطابق حقوق و عرف بینالمللی است یک فرصت بوده و اگر تا الان نکردهایم از کم کاریها، سردرگمیها و بلاتکلیفیها بوده است.
تاجیک در پایان تاکید کرد: عبور از شرایط کنونی همزمان با یک دیپلماسی چند لایه سنتی، عمومی و رسانهای برای تحقق رویکرد نوین سیاست خارجی توسعهای بجای سیاست خارجی امنیت گرا، بیش از هر چیز نیازمند تقویت انسجام ملی، انجام اصلاحات ساختاری اداری و حکومتگری، افزایش کارآمدی دولت و جلب رضایت عمومی از طریق یک انقلاب اداری است.
او گفت: مهمترین مسئله، آرامش صحنه داخلی برای تحقق خواست عمومی، بازگرداندن اقتدار و کارایی به دولت با یک باز آرائی ساختاری بر اساس تقسیم کار مندرج در ادبیات دولت ملت، تفکیک قوا و زمینی کردن سیاست و حکومت است تا مردم بتوانند با اطمینان بیشتری از حکومت و نهادهایش حمایت کنند. دولت باید مباحث نخبگانی را جدی بگیرد اما آن را باز نگذارد بلکه با بحث عمومی در رسانهها و نظریه پردازی نخبگان این مباحث گوناگون را به گفتمان غالب تبدیل و ضمن گرد آوردن مردم زیر چتر این گفتمانها آنها را اجرایی کند تا مملکت از این همه انتظارات تجمیع شده رها گردد و بلاتصمیمی و بیعملی نهادینه شده در سازمان اداری کشور به محاق رود.
انتهای پیام




