عبدالله گنجی، عضو شورای اطلاعرسانی دولت رئیسی، در یادداشتی از منظر خود به رمزگشایی از تاکیدات مکرر مسعود پزشکیان بر ضرورت بیان «واقعیتهای پساجنگ» به مردم و اتهام سوگیری صداوسیما پرداخت؛ گنجی با اشاره به تفاوتهای مدیریت اطلاعات در شرایط جنگی هشدار داد که علنی کردن برخی تنگناهای حاکمیتی نظیر سختیهای ارزی یا فروش نفت، به معنای دادن گرا و ابزار راستآزمایی به دشمن است.
این فعال رسانهای اصولگرا با ترسیم مرز میان «سیاست رسانهای» و «امنیت روانی جامعه»، راه میانه را نقد منصفانه با در نظر گرفتن شرایط کشور دانست و با این ادعا که ۸۰ درصد حاکمیت در دست قوه مجریه است، تاکید کرد که رسانه ملی باید مطالبهگری کند، اما رئیسجمهور نیز نباید توقع داشته باشد اطلاعات درونحاکمیتی و جزییات محاصرههای اقتصادی به روی آنتن زنده صداوسیما برود.
متن یادداشت آقای گنجی در پی میآید:
متن ویراستاریشده و پیراسته از یادداشت عبدالله گنجی با حفظ دقیق لحن و چارچوب تحلیلی نویسنده، به همراه اصلاح فاصلهگذاریها، علائم نگارشی و آشفتگیهای تایپی:
ادراک پزشکیان از فهم عمومی در کشور
عبدالله گنجی: از حدود یک ماه پیش، مسعود پزشکیان چند بار بر گفتن واقعیتها و حقایقِ پساجنگ به مردم تأکید کردهاند؛ ایشان اصرار دارند که مشکلات هم به جامعه گفته شود و نهایتاً در آخرین بیان مشابه، صداوسیما را متهم به سوگیری علیه دولت کردند.
رئیسجمهور را مریض سیاسی نمیدانم و البته نوع ورودیِ مشورتها به ایشان مهم است؛ اما گویی اتفاقاتی افتاده که ایشان گمان میکند مردم برخی مسائل را نمیدانند و باید از آن مطلع شوند.
آسیبهای مولودِ جنگ به صورت طبیعی دو نوع است: ۱. حوزه نظامی ۲. حوزه عمومی
عمده خسارات حوزه عمومی نظیر فولاد، پتروشیمی، پل، منازل، کشتیهای تجاری، دانشگاهها و مدارس، پیش از این توسط رسانهها بازتاب داده شده است و البته عرصه نظامی نیز در همه جای دنیا جنبه اعلانی ندارد.
پس مسئلهای که ذهن پزشکیان را درگیر کرده چیست؟ مسئله سوم، تأثیرات جنگ در زندگی مردم و اداره پساجنگ کشور است. احتمالاً پزشکیان دوست دارد این تنگناها را مردم بدانند تا هم اداره کشور هنرمندانه جلوه کند و هم دولت، بیعرضه به نظر نرسد.
امام خمینی (ره) میفرمایند: «از یک طرف گفتن حقایق به مردم و از سوی دیگر نیفتادن سوژهای به دست دشمنان کار آسانی نیست.» بنابراین ممکن است رئیسجمهور از صداوسیما یا رسانهها توقع داشته باشد که بگویند دولت مثلاً در فروش نفت در تنگناست، یا در واردات فلان کالا در سختی است، یا ورودیِ دلار تنزل یافته است. واقعاً اگر دغدغه این باشد، توقع مناسبی نیست و باعث راستآزمایی دشمن از اقدامات خودش خواهد شد. اما اگر معتقدند که نباید به خاطر تنگناها تصویری بیعرضه از دولت ارائه شود، توقع بیربطی نیست؛ هرچند در حال حاضر نیز نقدهای جدی، جز در حوزه رشد قیمتها، به دولت نمیشود.
البته همه میدانند رشد قیمتها از جنگ هم متأثر است، اما عوامل دیگری هم دارد که در بیان معاون اول رئیسجمهور نیز چند بار به آنها اشاره شده است.
از سوی دیگر، رسالت رسانه نقد است و ۸۰ درصد حاکمیت در قوه مجریه خلاصه میشود. سیما نیز اگر مطالبهگری نکند، حرف کسانی که مدعی هستند مردم سراغ رسانههای خارجی میروند محقق خواهد شد؛ بنابراین تا آنجا که ممکن است باید علل مشکلات، چندوجهی بیان شود.
البته طبیعی است که اطلاعاتِ درون حاکمیت بعضاً نباید جنبه عمومی یابد و امنیت روانی جامعه را مخدوش کند. مثلاً فرض کنید در محاصره دریایی، ورود روغن نباتی با سختی مواجه شده است؛ آیا رئیسجمهور توقع دارد این موضوع در سیما گفته شود؟
راه میانه، نقد با درک و لحاظِ تنگناهای شرایط جنگی است. این ملاحظه، ورودِ «انصاف» به دایره نقد را ممکن میسازد.
انتهای پیام




