درباره شخص خود سکوت می کنیم…

محمد زارع شیرین کندی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «درباره شخص خود سکوت می کنیم…» نوشت:

در جایی‌ از فضای مجازی دیدم که به فرخندگی هفتادسالگی استاد مصطفی ملکیان مراسمی تدارک دیده شده بود و برخی از دوستداران اش هم در این باره سخن ها رانده بودند. در پایان مراسم، خود استاد ، به اختصار و ایجاز ، کلماتی را بیان می کند و درس مهمی می آموزاند.

در این گفته ها، ملکیان گویی  یک مشت خاک می شود و در هفتادسالگی در نهایت فروتنی همه عناوین و القاب دهن پرکن و در عین حال توهم زا و گمراه کننده مانند فیلسوف، نظریه پرداز ، مولف، محقق، مترجم، منتقد و مانند آن را از خود دور می کند و آب پاکی بر روی دست همگان می ریزد، بویژه بر روی دست برخی شیفتگان و تشنگان این گونه عناوین و القابها! او که در عمر هفتاد ساله خویش کتاب‌های متعددی را تالیف و ترجمه و ویرایش کرده، صدها مقاله نوشته، صدها شاگرد پرورده، صدها سخنرانی و درسگفتار و مصاحبه داشته، اکنون بسنده می کند به این، که در طول زندگی اش عاشق و جوینده حقیقت بوده و انسان دوست.

اما درسی که او داد چرا مهم است؟ این درس از این حیث اهمیت دارد که گویی او در این سن و سال پی برده است که حادترین و خطرناک ترین مشکل اخلاقی که ریشه بسیاری دیگر از معضلات کنونی جامعه ماست خودپسندی، نامجویی، جاه طلبی، کبر و غرور است، که خود اینها نیز بی ارتباط با جهل مرکب نیستند.

hو بدرستی تشخیص داده که خودنمایی و خودخواهی و خودرایی ( انانیت)، بی توجهی به قاعده زرین، از زیانمندترین آسیب های اجتماعی است که جامعه کنونی ما با آن دست به گریبان است. می دانیم که ماندگارترین جنبه شخصیت و فلسفه سقراط، تواضع او در برابر دانش و دانایی و خردمندی بود که این امر درعین حال به معنای ایستادگی  و استقامت او در برابر مدعیان مالکیت دانش و دانایی و خردمندی نیز بود.

خاکساری ملکیان در برابر فلسفه و علوم انسانی و دین شناسی و غیره نیز دقیقا به معنای ایستادگی و استقامت او در برابر مدعیان کنونی فلسفه و علوم انسانی و دین شناسی و غیره است. رفتار و کردار ملکیان را باید با توجه به زمینه و جو اجتماعی ای فهمید که اهل فلسفه و فکر و علوم انسانی در آن قرار دارند. افرادی هستند که خودشان را بیش از حد جدی می گیرند، و از آرا و مفاهیم و اندیشه هایی که به تاریخ آرا و مفاهیم و اندیشه ها افزوده اند حرف می زنند و، به قول عوام، نوشابه برای خودشان باز می کنند!

کسانی هستند که با نخستین تالیف یا ترجمه ای که منتشر کرده اند خود را  “فیلسوف” یا “جامعه شناس” یا “دانشمند” یا “مترجم” یا” منتقد” یا “نظریه پرداز” معرفی کرده اند! افرادی هستند که در یک یادداشت معمولی خواننده را به همه نوشته های پیشین خود ( سیاه مشق هایی که علی الاغلب فاقد اهمیت اند) ارجاع داده اند! اشخاصی هستند که خود را در سطح آن نویسنده غربی می پندارند که صرفا کتاب‌هایش را ترجمه کرده اند!

بیشتر حوزه ها و ساحت های حیات جمعی ما عاری از گونه ای آشفتگی و هرج و مرج نیست اما وضع هیچ کدام به اندازه حوزه فلسفه و علوم انسانی به سبب ادعاها و استغناها وجهل مرکب های متوالی آشوب‌ناک نیست. گفتار و رفتار اخیر ملکیان در این بافت و زمینه باید فهمیده شود. کانت در آغاز کتاب نقد عقل محض این جمله را از فرانسیس بیکن نقل می کند: “درباره شخص خود سکوت می کنیم”. این جمله را بعدها بزرگان دیگر مغرب زمین، از جمله گادامر ،  نیز نقل کرده اند وقتی که خواسته اند درباره زندگی خویش سخنی بگویند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *