محمدرضا سلیمی، روانشناس و نویسنده، در کانال تلگرامی خود نوشت:
«در ازدواج، ماه عسل به دورهای گفته میشود که شعلهی عشق در رابطهی زوجها زبانه میکشد و شور و اشتیاق در آن موج میزند. در این دوره عیبها کمتر دیده میشوند و حسنها بیشازحد به چشم میآیند. همهچیز مانند عسل شیرین به نظر میرسد.
اما آیا مفهوم «ماه عسل» فقط به ازدواج اختصاص دارد؟ خیر. میتوان این مفهوم را به هر تجربهی شیرین و خوشایندی تعمیم داد. ماه عسل یک استعاره است؛ تجربهی شیرین ممکن است چند ثانیه، چند دقیقه، چند ساعت، چند روز، چند هفته، چند ماه یا حتی چند سال ادامه داشته باشد. برای مثال، آدامس فقط چند دقیقه شیرین است، اما کمکم شیرینی خود را از دست میدهد و جذابیت اولیهاش کاهش مییابد.
به زبان تمثیل، ماه عسل مانند آتشیست که با هیزم روشن میشود؛ در آغاز شعلههایش بلند و پرحرارتاند، اما اگر هیزم تازهای به آن افزوده نشود، شعلهها بهتدریج فروکش میکنند و سرانجام آتش به خاکستر سرد تبدیل میشود.
با الهام از این استعاره، روانشناسان پدیدهای را توصیف کردهاند که «اثر ماه عسل» نام دارد. اثر ماه عسل پدیدهای روانشناختیست که در آن افراد در آغاز یک رابطه یا تجربهی خوشایند احساسات بسیار مثبت، رضایت بالا و شوروشوق فراوانی را تجربه میکنند؛ اما با گذشت زمان این هیجانها و رضایتها بهتدریج کاهش مییابند و جای خود را به واقعیتها میدهند.
به بیان دیگر، اثر ماه عسل به این پدیده اشاره دارد که افراد در آغاز یک رویداد خوشایند معمولاً احساسات بسیار شیرینی را تجربه میکنند؛ اما با گذشت زمان، شدت این احساسات کاهش مییابد و جنبههای واقعی و گاه ناخوشایند موقعیت یا رابطه آشکارتر میشوند.
چرا این پدیده رخ میدهد؟
وقتی تجربهای جدید را آغاز میکنیم، مغز مانند کارخانهای فعال میشود و مواد شیمیایی مرتبط با انگیزه و هیجان مانند دوپامین و نوراپینفرین را بیشتر ترشح میکند. دوپامین با احساس پاداش و انگیزه ارتباط دارد و شور و اشتیاق را افزایش میدهد. نوراپینفرین نیز انرژی و تمرکز ما را بر تجربهی جدید بیشتر میکند. اما مغز نمیتواند برای همیشه این سطح از فعالیت را حفظ کند؛ بنابراین، برای بازگشت به تعادل بهتدریج میزان ترشح این مواد را کاهش میدهد.
ازسویدیگر، مغز دچار «سازگاری لذتجویانه» میشود؛ یعنی به تجربههای جدید عادت میکند. در نتیجه، تجربهای که در ابتدا بسیار لذتبخش است، کمکم عادی میشود. همچنین با افزایش شناخت، نقصها و محدودیتها نیز آشکارتر میشوند. برای مثال، وقتی برای اولین بار ماشین مورد علاقهتان را میخرید، در ابتدا رانندگی تجربهای هیجانانگیز است؛ اما پس از مدتی ذهن آن را صرفاً وسیلهای برای جابهجایی تلقی میکند.
ازطرفدیگر، در ماه عسل ما معمولاً دچار نوعی ایدهآلسازی میشویم. ذهن تمایل دارد ویژگیهای مثبت را بزرگنمایی کند و عیبها را نادیده بگیرد. اما با گذشت زمان و مواجهه با واقعیتها این تصویر آرمانی رنگ میبازد و ما با چهرهی واقعی و معمولی فرد یا موقعیت روبهرو میشویم.
البته فروکش کردن شیرینی ماه عسل به معنای پایان عشق یا جذابیت نیست؛ بلکه ضرورت تکاملی مغز است. اگر مغز همیشه در وضعیت ماه عسل باقی میماند، انرژی و تمرکز کافی برای پرداختن به جنبههای دیگر زندگی را از دست میدادیم.
آشنازدایی؛ پادزهر اثر ماه عسل
آشنازدایی یعنی نگریستن به افراد یا اشیای آشنا، گویی برای اولین بار با آنها روبهرو شدهایم. اگر اثر ماه عسل را بیماری شیرینی بدانیم که بهتدریج حس چشایی ذهن را نسبت به لذتها کور میکند، آشنازدایی پادزهریست که این حس را دوباره زنده میکند.
یکی از روشهای آشنازدایی این است که آگاهانه تصور کنیم هیچ پیشفرضی دربارهی افراد آشنا نداریم. برای مثال، هنگام گفتوگو با دوست خود، تصور کنید او غریبهایست که امروز برای اولین بار با او آشنا شدهاید. میتوانید از «نامزدایی» بهره بگیرید. نامزدایی مهارتی ذهنیست که به ما کمک میکند پدیدهها را بدون تأثیر نام، عنوان یا برچسب ارزیابی کنیم. نامزدایی یعنی تعلیق موقتِ نام، لقب، نسبت، عنوان یا برچسب تا بتوانیم افراد و موقعیتها را بر پایهی شواهد و استدلال منصفانهتر ارزیابی کنیم. این مهارت یکی از ابزارهای مهم تفکر نقادانه برای کاهش سوگیریها و پیشداوریهاست.
ما اشیا و اشخاص را با نامهایشان میشناسیم. برای مثال، وقتی به چیزی میگوییم «صندلی»، کمتر به ساختار، طراحی و ویژگیهای آن توجه میکنیم. یا وقتی به فردی میگویید «همسر»، ممکن است او را در قالب مجموعهای از پیشفرضها قرار دهید. در حالی که او فقط همسر شما نیست؛ انسانیست با تواناییها، احساسات، آرزوها، دغدغهها، رازها و رؤیاهای خودش؛ جنبههایی که شاید بسیاری از آنها هنوز برای شما ناشناختهاند.»
انتهای پیام




