محمد طباطبائی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
مهرماه سال ۹۷ که سید عباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در یک توئیت بیسابقه نسبت به تئاترهایی با بلیت گرانقیمت واکنش نشان داد، هرگز کسی فکر نمیکرد حتی از مخالفت سکاندار فرهنگ و هنر کشور با این نوع نمایش هم کاری برنیاید چرا که انگار برای هنر هم بازار سرمایه تصمیم میگیرد نه ذات هنر و نه قواعد و مقرارات وضعی.
آن زمان صالحی برای اولین بار اصطلاحی را بکار برد که حالا بسیار رایج شده است، تئاتر لاکچری. اگر اشتباه نکنم این اصطلاح اولین بار در همان توئیت وزیر ارشاد خودنمایی کرد، آنجا که او به اعتراض نسبت به این نوع تئاتر نوشت: «تئاتر لاکچری تیر خلاص به این هنر مردمی است. اداره کل هنرهای نمایشی با هماندیشی و همیاری خانه تئاتر، حریم صحنه را از آن مصونیت دهد.»
اشاره آن زمان صالحی به نمایشهایی بود که بلیت آنها با قیمتی نامتعارف در آن سال، یعنی ۲۵۰ هزار تومان (بله درست خواندید) به فروش میرسید که ۸ سال قبل مصداق بارز تئاتر لاکچری بود.
حالا ۸ سال از آن توئیت گذشته و دو دولت بعد از آن دولت بر سر کار آمده اما در بر همان پاشنه میچرخد، همچنان تئاتر لاکچری اجرا میشود و حتی گاهی سازمانهایی که از دولت بودجه میگیرند هم حامی و تهیه کننده چنین تئاترهایی میشوند. در این میان سوال اصلی این است که اشکال تئاتر لاکچری کجاست و چرا ما نباید تئاتر لاکچری داشته باشیم؟
اجرای تئاتر لاکچری در شرایطی که گروههای جوان حتی در تامین هزینه اجاره پلاتوی تمرین ماندهاند تنها به ایجاد بیانگیزگی و ناامیدی در این نسل میانجامد و در چشم گروههای حرفهای تئاتر که برای اجرا در صف طولانی سالنهای دولتی و زیر فشار هزینه سالنهای خصوصی هر روز خستهتر میشوند جز خودنمایی و رقص بیعدالتی نیست. اجرای این نوع آثار نه تنها راه را بر تئاتر اندیشهورز خواهد بست بلکه مناسبات صحنهای را به هم میریزد. البته که اینها برای آن که از تئاتر شبی ۲۰۰ میلیون تومان درآمد دارد چندان با اهمیت نیست.
با این همه اجرای تئاتر با بلیتهای گران قیمت در ظاهر هیچ اشکالی ندارد اما اگر همه چیز یک جامعه لاکچری بود. تصویری که از تئاتر با بلیت ۵ میلیون تومانی به ذهن نگارنده این چند خط میآید شبیه رژه رفتن خودروهای لوکس گران قیمت در شهر پیش چشم مردمی است که در ایستگاههای میدان انقلاب و میدان ولی عصر و بلوار کشاورز منتظر اتوبوس ایستادهاند.
نگارنده قصد نگاه چپ مآبانه به این موضوع ندارد اما در جامعهای که بخش قابل توجهی از مردمش زندگی خود را با ماهانه ۲۰ میلیون تومان سپری میکنند، خواندن خبر بلیت ۵ میلیون تومانی برای تئاتر جز نمایش بورژوازی چه میتواند باشد؟
شاید پاسخ برگزارکنندگان این نوع از تئاتر این باشد که اثر آنها برای آن چند درصدی باشد که برایشان میان ۵۰۰هزار تومان با ۵ میلیون تومان تفاوت معناداری وجود ندارد اما کاش متوجه باشند که کار آنها چه اثری برعموم جامعه و نیز چه اثری بر جامعه تئاتری دارد. از سوی دیگر این درست است که تئاتر هنری خاص است اما باید تلاش کرد که هر روز مخاطب آن گستردهتر شود نه اینکه با تبدیل آن به یک اثر لوکس گران قیمت دایره مخاطب هر روز کوچکتر شود.
موضوع دیگر اما کیفیت این نوع آثار است؛ به تجربه باید گفت، بسیاری از این نوع آثار (چه تئاترهای موزیکال، چه کنسرت نمایشها) که با قیمت آنچنانی عرضه شده از کیفیت هنری درخوری برخوردار نبوده و آنچه به چشم آمده بیشتر زرق و برق بوده تا خلاقیت هنر و زیبایی تئاتر.
ماجرای تلختر از تئاترهای لاکچری در این دوره اما وام گرفتن آنها از انگیزههای ملی و میهنی است. اینکه از اعتبار شاهنامه و احساسات و باورهای ملی برای فروش آثار اینچنیی به طور همزمان در چند اثر بهره گرفته شود اگر مشکوک نباشد کمی عجیب است.
و در پایان اینکه اشتباه برداشت نشود، نگارنده قصدی برای تجویز ورود دولت به قیمتگذاری تئاتر و نظارت بیشتر و سختگیرانه ندارد اما در حالی که کوچکترین رفتار در صحنههای تئاتر (بخوانید تئاتر به معنای واقعی آن نه شبه تئاتر) از چشم نهاد فرهنگی دور نمیماند چطور میتوان بیتفاوتی نسبت به این موضوع را قابل قبول دانست؟
انتهای پیام





