آب خوردن و جان کندن

محمود مقدسی، مدرس فلسفه، در کانال تلگرامی خود نوشت:

آدم یک سری کارها را خیلی راحت و بی‌دغدغه انجام می‌دهد. یعنی نه نیاز چندانی به تصمیم‌گیری در موردشان دارد، نه وقتی تصمیم گرفت، باید زور خاصی برای انجام دادنشان بزند و نه وقتی انجامشان داد، درگیرشان می‎ماند و به نتیجه یا زحمتی که برایشان کشیده خیلی فکر می‌کند. این کارها راحت از آدم سر می‌زنند چون آن‌ها را بلد است، زیاد انجام داده، از دیگران دیده، توی محیطی بوده که این کارها طبیعی بوده‌اند و خلاصه آن کارها شده‌اند بخشی از چیزی که روانشناسان رفتارگرا به آن می‌گویند خزانۀ رفتاری.

خزانۀ رفتاری هر آدمی، مجموعه‌ای از کارهایی است که انجامشان برای آن فرد به قدر کافی تسهیل شده و خیلی وقت‌ها خودکار یا با زحمت کمی انجامشان می‌دهد. این تسهیل شدن هم اغلب از کودکی، محیط خانواده و تجاربِ فرد طی مسیر رشدش می‌آید. برای یکی خرید و فروش راحت است، برای یکی پخت و پز، برای یکی تمیزکاری خانه، برای یکی ورزش و طبیعت‌گردی، برای یکی گوش دادن به حرف آدم‌ها، برای یکی برنامه‌ریزی و مدیریت آدم‌ها و…

و خب، کسی که مثلاً پخت و پز را خیلی راحت و بدون فکر و تصمیم و زحمت انجام می‌دهد، ممکن است خرید و فروش برایش جان کندن باشد. یا کسی که خیلی راحت به کارهای ماشین می‌رسد، جمع کردنِ سفره برایش کاری پیچیده باشد. خلاصه مهم است آدم در خزانۀ رفتاری‌اش چه چیزهایی را داشته باشد. هرچقدر این کارهای تسهیل شده بیشتر باشند، کار آدم بیشتر راه می‌افتد.

حالا چرا همۀ این‌ها را گفتم؟ برای اینکه بگویم فکر نکنید اگر کاری برای شما خیلی راحت است، برای دیگری هم همینطور است. واقعاً ممکن است کارِ بسیار کوچک و ساده‌ای (مثلاً شستن ظرف) بخشی از خزانه رفتاری کسی نباشد، یعنی انجامش نداده باشد، از او خواسته نشده باشد یا حتی بیش از آن، نه فقط تسهیل نشده باشد که مانعی هم پیش رویش گذاشته شده باشد؛ مثلاً اینکه این کارها کار پسر یا دختر نیست و… در مورد خودتان هم همینطور است.

فکر نکنید اگر کسی کاری را مثل آب خوردن انجام داد و شما نتوانستید، یعنی گیری دارید. خیلی وقت‌ها مسئله همینقدر ساده است: بلدش نیستید، تا به حال انجامش نداده‌اید، به آن عادت ندارید، باید به آن فکر کنید. خزانۀ رفتاری هر کسی شامل کارهایی است، این در خزانۀ شما نبوده.

از آدم‌ها باید بر اساس خزانۀ رفتاریشان انتظار داشت و بر اساس همان هم آن‌ها را قضاوت کرد. این معنی‌اش آن است که تکلیف از روی دوش آدم‌ها برداشته می‌شود؟ نه. این حرف‌ها توصیفی‌اند و نه تجویزی. آدم‌ها می‌توانند یاد بگیرند. ولی باید حواسمان باشد که ما با هم فرق داریم. این فرق را باید جدّی بگیریم. باید فرصت یاد گرفتن و آزمون و خطا به آدم‌ها بدهیم. واقعاً چیزی که برای یکی مثل آب خوردن است، برای یکی ممکن است جان کندن باشد. برایش/برای خودمان صبر کنیم.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *