ساده‌انگار نباشیم تا فاجعه نسازیم!

ساسان حبیب‌وند، نویسنده، در کانال تلگرامی خود نوشت:

«بارها دوستان عزیزی از من دعوت کرده‌اند تا در گروه‌هایی که با هدف بحث و تبادل‌نظر درباره مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تشکیل شده‌اند، شرکت کنم.

از یکی از این دوستان پرسیدم: آیا در این گروه، استاد یا متخصصی هم حضور دارد؟
گفتند: خیر، نه استادی هست و نه متخصصی. گروه فقط یک مدیر دارد که نظم جلسات و زمان گفت‌وگوها را مدیریت می‌کند.

پرسیدم: آیا جلسات جنبه آموزشی و یادگیری دارند یا هدف دیگری دنبال می‌شود؟
گفتند: افراد عادی و غیرمتخصص هستند که گرد هم جمع می‌شوند و درباره موضوعات، تبادل‌نظر می‌کنند.

عرض کردم: ترجیح می‌دهم شرکت نکنم.
پرسیدند: چرا؟
گفتم: اگر در این موضوعات تخصص دارم ــ که چنین ادعایی ندارم ــ چرا باید بنشینم و با افراد غیرمتخصص بحث کنم؟ و اگر تخصص ندارم، چرا باید بدون برخورداری از دانش کافی، به اظهار نظر و صدور حکم بپردازم؟

برخلاف آنچه بسیاری از ما تصور می‌کنیم، موضوعات مهمی مانند اقتصاد، سیاست، جامعه و مسائل مربوط به آن‌ها، حوزه‌هایی حساس، پیچیده و دقیق‌اند که اظهارنظر سنجیده درباره آن‌ها نیازمند مطالعه، تحقیق، یادگیری و ورزیدگی فکری است.

یکی از اشتباهات بزرگ ما این است که در هر موضوعی، صرفاً به این دلیل که به آن علاقه داریم یا به زندگی ما مربوط می‌شود، به خود اجازه اظهارنظر می‌دهیم. به گمان من، این ساده‌انگاری، یکی از عوامل بزرگ عقب‌ماندگی جمعی ماست.

می‌گویند: «این سرزمین وطن من است و به من تعلق دارد. چطور حق ندارم درباره آن نظر بدهم؟»

عرض من این است که این نه‌تنها حق شما بلکه وظیفه شماست که درباره وطن خود نظر بدهید. اما توجه داشته باشیم که اگر رای و اندیشه من و شما جاهلانه یا ویرانگر باشد، باید پیامدهای آن را نیز بپذیریم. اظهارنظر درباره سرنوشت کشور حق ماست، اما برخورداری از سرزمینی آزاد، آباد و مرفه نیز حق ماست؛ و تحقق چنین آرمانی، به عقلانیت و آگاهی من و شما بستگی دارد.

قلب و چشم شما نیز متعلق به شماست و برایتان عزیز است؛ اما آیا به خود اجازه می‌دهید بدون دانش کافی، درباره سازوکار یا شیوه درمان‌شان حکم صادر کنید یا دست به مداخله بزنید؟

نگاهی به بحث‌ها و به‌اصطلاح «تبادل‌ نظرهای» میان خودمان بیندازید. اغلب آنها سطحی، شتاب‌زده و دچار شناختی ناچیز و محدودند؛ بگذریم که بسیاری، به تعصب، خوداثباتی، اتهام، دشمنی، تفرقه و تخریب آلوده‌اند.
دوست داشتن چیزی برای تصمیم‌گیری درباره آن کافی نیست. اتفاقاً هراندازه چیزی برای ما عزیزتر و مهم‌تر باشد، مسئولیت ما برای شناخت درست آن سنگین‌تر است.

اگر فکر و رفتار ما به جهل، خودخواهی یا ساده‌انگاری آلوده باشد، ممکن است نتیجه تلاش‌هایمان غم‌انگیز و حتی فاجعه‌بار باشد. اگر سرزمینی آزاد و آباد و فردایی روشن می خواهیم، وظیفه همه ماست که تا آنجا که می‌توانیم، خود را به دانش و آگاهی در زمینه‌هایی چون اقتصاد، سیاست، تاریخ، فلسفه و جامعه‌شناسی مجهز کنیم؛ بیاموزیم که چگونه بیندیشیم، چگونه استدلال کنیم، چگونه نقد و گفتگو کنیم و چگونه میان واقعیت‌ها و باورهای شخصی‌مان تمایز بگذاریم.

ساده‌انگاری مسائل پیچیده، همیشه به فاجعه انجامیده است.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *