کامران ترابی جهرمی، رئیس ستاد حمایت از پزشکیان در جهرم در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «آفت پوپولیسم در مدیریت سیاسی؛ از نمایش عملکرد تا ضرورت پاسخگویی /مدیریت سیاسی؛ فراتر از نمایش و تشریفات» نوشت:
وقتی مسائل اصلی به حاشیه میروند، ظاهر امور جایگزین حل مسئله میشود. مدیریت استان، بهویژه در شرایط پیچیده سیاسی و اجتماعی امروز، صرفاً به پیگیری پروژههای عمرانی، جلسات اداری، بازدیدهای میدانی و انتشار گزارشهای خبری محدود نمیشود. این اقدامات هرکدام در جای خود اهمیت دارند، اما اداره موفق یک استان، در کنار توسعه اقتصادی و عمرانی، نیازمند درک عمیق فضای سیاسی، شناخت مطالبات جامعه و توانایی ایجاد تعامل میان نیروها و جریانهای مختلف است.
استان فارس با ظرفیتهای گسترده انسانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خود، نیازمند مدیریتی متوازن و آیندهنگر است؛ مدیریتی که مسائل سیاسی را نه موضوعی فرعی، بلکه بخشی جداییناپذیر از حکمرانی مطلوب بداند.
یکی از آسیبهای جدی در مدیریت سیاسی، غلبه ظاهرسازی بر نتیجهگرایی است؛ زمانی که دیدهشدن یک اقدام، بر اثربخشی آن تقدم پیدا میکند و فعالیتهای رسانهای، نشستهای تشریفاتی و رفتارهای عوامپسندانه، جایگزین برنامهریزی، گفتوگو و حل مسائل واقعی میشوند. البته ارتباط مستقیم با مردم و حضور در میان آنان، نهتنها مذموم نیست، بلکه از ضرورتهای مدیریت مسئولانه است. مسئله آنجاست که این ارتباط، بدون پیگیری مطالبات و پاسخگویی درباره نتایج، به هدفی مستقل تبدیل شود.
مدیریت سیاسی کارآمد، پیش از هر چیز به شناخت دقیق نیروهای اجتماعی و سیاسی، شنیدن دیدگاههای متفاوت، مدیریت اختلافات، تقویت اعتماد عمومی و ایجاد زمینه مشارکت نیروهای توانمند نیاز دارد. نادیدهگرفتن این مسئولیتها میتواند به انباشت نارضایتی، کاهش اعتماد و دشوارترشدن حل مسائل اجرایی منجر شود.
از سوی دیگر، نمیتوان انتظار داشت توسعه اقتصادی و عمرانی در فضایی عاری از اعتماد، تعامل و هماهنگی سیاسی به بهترین شکل پیش برود. سیاستورزی مسئولانه، رقیب توسعه نیست؛ بلکه یکی از زمینههای تحقق آن است.
در این میان، یک اصل اساسی نباید فراموش شود: وفاداری سازمانی و همراهی مدیریتی، زمانی ارزشمند است که در کنار آن، نقد کارشناسی، بیان واقعیتها و انتقال صادقانه مشکلات نیز امکانپذیر باشد. مدیرانی که تنها گزارشهای خوشایند میشنوند، ممکن است از بخشی از واقعیتهای جامعه و دستگاه اجرایی فاصله بگیرند. در مقابل، شنیدن نقد مستند و پذیرفتن دیدگاههای متفاوت، فرصتی برای اصلاح و تصمیمگیری دقیقتر فراهم میکند.
امروز انتظار از مدیریت سیاسی استان فارس، توجه همزمان به مسائل اقتصادی، عمرانی، اجتماعی و سیاسی است؛ نه غلبه یک حوزه بر حوزه دیگر. ضرورت دارد عملکردها بر اساس نتایج واقعی، میزان تحقق مطالبات، کیفیت تعاملات و توانایی حل مسائل ارزیابی شوند، نه صرفاً بر مبنای تعداد جلسات، تصاویر منتشرشده یا گزارشهای ظاهری.
سخن آخر اینکه، مدیریت سیاسی با دیدهشدن تفاوت دارد؛ با حل مسئله، اعتمادسازی و پذیرش مسئولیت معنا پیدا میکند. استان فارس شایسته مدیریتی است که مسائل را پیش از تبدیلشدن به بحران بشناسد، بهجای حذف صداهای متفاوت با آنها گفتوگو کند و بهجای رضایتسازی کوتاهمدت، برای حل پایدار مشکلات برنامه داشته باشد.
نقد این رویکرد، نقد یک شخص نیست؛ دفاع از ضرورت پاسخگویی، کارآمدی و مسئولیتپذیری در مدیریت عمومی است. معیار نهایی نیز روشن است: مردم باید آثار تصمیمها را در بهبود شرایط زندگی و حل مسائل خود ببینند. توسعه پایدار، بدون مدیریت سیاسی مسئولانه و اعتماد عمومی، ناتمام خواهد ماند.
انتهای پیام





