نیما شایان، روزنامه نگار، در یادداشتی با عنوان «فرهاد رهبر را روانتر بشناسیم» دربارهی او که حالا به عنوان سرپرست دانشگاه معرفی شده است، نوشت:
مدیریت بزرگترین دانشگاه حضوری جهان که دستاندرکاران صنعت آموزش، بزرگترین چالش پیش روی آن را «چالش اقتصادی» میدانند، در دههی سوم فعالیت این دانشگاه به چهرهای ملی و اقتصادی سپرده شد.
«فرهاد رهبر» یکی از نمونههای مدیران جوان جمهوری اسلامی است. رهبر از ۲۰ سالگی به مدت یک دهه در حوزهی کارشناسی وارد شده و یک دورهی پنج ساله در زمان ریاست جهوری آیتالله خامنهای که به عنوان کارشناس اقتصادی نخستوزیری فعال بوده را میتوان مهمترین مقطع از این دوران برشمرد.
اولین تجربهی مدیریتی او با ماندگاری پنج ساله در آن، مربوط به مدیرکلی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در دوران آیتالله هاشمی است. رهبر در پایان اولین مسوولیت جدی مدیریتی، به کسوت عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران درمیآید.
همزمان با وزارت حجتالاسلام یونسی در دولت هفتم، با مأموریت تأسیس معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات و با هدف شناسایی فساد سیستمی و برخورد با عوامل آن به وزارت اطلاعات میرود. او چهار سال در این جایگاه ماندگار میشود و همین دوران را میتوان دورهی برجسته شدن چهرهی ملی و فراجناحی رهبر دانست و «مقابله با غارتگران بیتالمال» را نقطهی قوتی در کارنامهاش.
چرخ سیاست ایرانی میچرخد و احمدینژاد را به ریاست جمهوری میرساند. رهبر یک سال اول را در کسوت رییس سازمان مدیریت قرار میگیرد اما نه فرهاد رهبر در کنار احمدینژاد دوام میآورد و نه سازمان تحت امرش. به طنز هم که شده در آن مقطع گفته میشد، احمدینژاد برای رهایی از رهبر، سازمان مدیریت را منحل کرد! اما هر چه که از این طنز میگذشت، واقعیت بیشتر مشخص میشد.
رهبر پس از انحلال سازمان مدیریت، به دفتر کار خود در دانشکدهی اقتصاد بازگشت. اما چندی بعد وزیر علوم وقت، مسوولیت دانشگاه تهران را به او سپرد. آغاز مسوولیتش در دانشگاه تهران همراه شد با واکاوی و بازخوانی سابقهی او در وزارت اطلاعات. اولین نکتهای که منتقدین فرهاد رهبر پی گرفتند، داستان «گیت»ها در ورودیهای دانشگاه بود اما رهبر این برنامه را برای ارتقای امنیت و آرامش دانشجویان میدانست؛ کما اینکه سالها پس از کنار رفتن او از ریاست دانشگاه، همچنان همان زیرساختها باقی است.
به هر ترتیب ماههای آغازین ریاست فرهاد رهبر در دانشگاه تهران که مقارن با انتخابات مجلس هشتم شده بود، فرصتی بود تا او در عمل نشان دهد که برای بگیر و ببند نیامده است. از غلامحسین کرباسچی، اسحاق جهانگیری، حسین مرعشی، بهزاد نبوی، محسن آرمین، رسول منتجبنیا و مرتضی حاجی تا چهرههای اصولگرا در قالب برنامههای مناظره یا سخنرانی به دانشگاه تهران آمدند.
سوژهی امنیتی بودن رییس دانشگاه تهران بالاخره فروکش کرد اما چالشهای رهبر و احمدینژاد رو به اوج بود که جدیترین آن مقاومت در برابر لیستهای محرمانهای بود که برای جذب در هیات علمی به دفتر رییس دانشگاه میآمد. سرانجام دستور کتبی احمدینژاد برای برکناری فرهاد رهبر صادر شد اما توانش کفاف نداد.
عمر مدیریتی شش سالهی فرهاد رهبر در سمت ریاست دانشگاه تهران، او را رکورددار ثبات مدیریتی در دانشگاه تهران کرد. همزمان با روی کار آمدن دولت یازدهم، تعداد قابل توجهی از تیم مدیریتی رهبر در دانشگاه، در سطح وزیر و معاون وزیر به دولت راه پیدا کردند. شخص وی نیز به عنوان نایب رییس شورای امور مالیاتی کشور به کمک دولت آمد.
همزمان با انتصاب حجتالاسلام رئیسی به تولیت آستان قدس رضوی نیز انتخاب رهبر برای ساماندهی امور اقتصادی این آستان، حرکتی بود که عملگرایی فرهاد رهبر را از یک سو، و علاقمندی او جهت کمک به نهادهایی که رهبر انقلاب نسبت به آنها توجه ویژهای دارند را بیش از پیش روشن میکرد.
روحیهی همراهی و همکاری فرهاد رهبر با تفکرات و شخصیتهای مختلف در چارچوب نظام و حضور در سطوح عالی مدیریتی، سابقهی قابل توجه مدیریتی در دانشگاه تهران، شناخت نسبت به گرهها و چالهها در حوزهی اقتصادی و از همه مهمتر طی کردن پلکانی مراتب کارشناسی و مدیریتی، از او چهرهای ساخت که هیات امنای دانشگاه آزاد را بر آن داشت تا او را به عنوان رییس جدید دانشگاه آزاد اسلامی به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کنند. اکنون؛ فرهاد رهبر در پنجاه و هشت سالگی؛ او را روانتر بشناسیم.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید