امیرحسین ناظری کنزق و روزبه توکلی، انصاف نیوز: چندی پیش کانالی در تلگرام ایجاد شد بانام «مزخرفگرام» . این کانال با تمسخر شاعران برجسته و گاهی شاعران جوان کمکم سروصدایی به وجود آورد و توجه بخشی از اهالی شعر را بهسوی خود جلب کرد.
ادمین این کانال نامی از خود نمیآورد. او میگوید دنبال اسمورسم نیست و فقط برای شعر تلاش میکند. او معتقد است که متونی که او در کانالش آنها را مسخره میکند و نگاه طنزی به آنها دارد، نهتنها شعر نیستند بلکه «مزخرف» هستند.
کار تمسخر این متون توسط این کانال به حدی رسید که برخی شاعران از جمله «حسین جنتی»، شاعر کتابهای «ی» و «ن» و یا «حسین آهنی» در اینستاگرام خود به این کانال واکنش نشان دادند.
آهنی در صفحه شخصی خود نوشت: «مزخرفتر از شرّ و ور نوشتن به جای شعر، نقد کردن آن شرّ و ورهاست. البته خواندن اینطور مزخرفها اگر با نیت خوشگذرانی باشد حلال است ولی اوقات خوش آنجا حرام میشود که یک شعر متوسط و یا خوب را مزخرف نقد میکنند. مخلص کلام اینکه میتوانید خوش باشید و بگویید و بخندید اما خواهش میکنم وقتی بلد نیستید، در مورد شعرها به خصوص در مورد ایراد وزنی سکوت کنید تا همچنان شنگول و منگول دور هم باشیم و بگویید و بخندیم.»
جنتی نیز در اینستاگرام خود نوشت که: آنکه بهعنوان منتقد پشت یک نام جعلی پنهان میشود و درست و غلط همه را به باد طنز میگیرد چیزی نیست جز یکی از همین بچههای «انجمن» که مدتی دستوپا زده که شاعر شود و چون نتوانسته و نشده، عقدههایش را با تمسخر دیگران خالی میکند.
او در بخش دیگری از پست اینستاگرامی خود نوشته بود حتی اگر این انتقادات درست باشد چون به «لجن حسد» آمیختهاند به دل اهل شعور نمینشیند و بهنوعی تهدید کرده بود که نام ادمین این کانال را فاش میکند.
محبوبیت و تعداد دنبال کنندگان کانال مزخرفگرام رشد قابل توجهی داشته و به بیش از پنج هزار نفر رسیده است. برخی معتقدند اینگونه کارهای تند لازمهی جسم بیمار شعر امروز ماست و عدهای این کار را برای خودنمایی و از روی حسد و بیهوده تلقی میکنند. به بهانهی روشنتر شدن زوایای بیشتری از ماجرای این کانال تلگرامی، خبرنگار انصاف نیوز با ادمین این کانال و حسین جنتی مصاحبههایی کرد که در ادامه میتوانید آنها را بخوانید.
نام اکانت تلگرام او «مزخرف باز» بود؛ وقتی برای مصاحبه به ادمین کانال پیامی داده شد، او ابتدا گفت شمارهی خود را نمیدهد و از خبرنگار شمارهای خواست تا خودش تماس بگیرد. سپس درخواست کرد که سوالات مصاحبه را از قبل داشته باشد که خبرنگار قبول نکرد. بعد از حدود ۱۵ دقیقه ادمین کانال جواب داد که من نمیخواهم صدایم جایی شنیده شود چون تعداد زیادی دشمن دارم و مصاحبه را تلگرامی انجام دهیم؛ و گفت: «زحمت تایپ هم از شما کم میشود».
انصاف نیوز: ما اسم شما را نمیدانیم. اگر بخواهیم بیپرده باهم حرف بزنیم بعضی میگویند شما این کانال را برای مطرحشدن خودتان ایجاد کردهاید تا با تمسخر شاعران بزرگ و نامدار بتوانید اسم خودتان را مطرح کنید.
ادمین کانال «مزخرفگرام»: «اسم مستعار من امیر پارسی است و تا وقتی شاعران بزرگ (به قول شما) نامم را فاش نکنند، خودم این کار را نخواهم کرد.
در دنیای بیرون از ادبیات ثروت، شهرت، اعتبار و دوستان زیادی دارم و اصولا شهرت در این فضا زیاد وسوسه ام نمی کند …
البته اگر روزی هم مشخص بشود که این کانال برای من بوده و نامم فاش بشود پای حرفها و رویکردم می ایستم»
پس هدفتان از ایجاد کانال چه بود؟
«هدفم از راه اندازی این کانال کاملا مشخص است! خسته شدم از بس با طرفداران متعصب این مزخرف نویس ها مجادله کردم … متاسفانه آنها مخاطب را خوب می شناسند و می توانند هر متن سطحی ای را با چهارتا هشتک و یا به واسطه رسانه و مافیای کثیف خود، به خورد مخاطب بدهند و دقیقا به مخاطب بگویند : لابد تو نفهمی که شعر به این عمیقی را نمی فهمی!
قصه، قصه ی لباس پادشاه استه! سخت است مخاطبی که سالها پادشاه را پرستیده باور کند که پادشاه لخت است!
این کانال به زبونی که مخاطبا دوست دارد و با دیدی کاریکاتوری نقاط ضعف مزخرفات راو به نمایش می گذارد و به مزخرف نویس ها میگوید #مزخرف_ننویسیم و به مخاطبینشان میگوید #مزخرف_لایک_نکنیم»
خب این هدف که هدف بسیار خوبی است پس چرا اسم خودتان را پنهان میکنید؟
«شما فرض کنید زیر این پستها بنویسم امیرحسین ناظری [نام خبرنگار انصاف نیوز] و بعد به آذر و موسوی و کردبچه و افشاری بگم مزخرف ننویسیم … کاملا محتمل است امیرحسین ناظری بخواهد با لگد زدن در شکم این دوستان جایی سر سفره هایشان باز کند!
ضمنا من دوستانی دارم دردنیای ادبیات و طبعا دشمنانی … اگر اسم واقعی خود رابه کار ببرم، قضاوت دوستانم درباره خودم و همچنین ترس از دشمنی دشمنانم قلمم را نگه می دارد و وقت نوشتن سستم می کند!
همین حد که بسیاری با تصور شناسایی من پیام می دهند که “چطوری فلانی (و همه تا امروز اشتباه کرده اند) برایم کافی است!»
شما تنها کار میکنید یا تیمی؟ سازوکاری برای انتخاب شعرها دارید؟ معیارتان برای انتخاب شعرها چیست؟
در مصاحبه قبلی هم با روزنامه شهرآرا این مطلب را گفتم …
«قطعا یک دست صدا ندارد … تا حالا حدود ۶۰۰ نفر از اعضای کانال با بنده در ارتباط بودند.. انتقاد کردند و پیشنهاد دادند و خیلی ها هم برایم مزخرفاتی را که به چشمشان خورده فرستاده اند!
من هم از همه می خواهم که اولا مستندات انتساب این شعر به شاعر را برایم بفرستند و ثانیا از مشاهیر انتخاب کنند که ناخواسته باعث شهرت یک مزخرف نویس نشویم … البته گاهی هم در حد چند پست از دستمان در رفته یا اشتباهی کردیم که سریعا حذف شده یا اصلاح کردیم … ضمنا ما چند شورای کوچک داریم که غالبا شاعران جوان تر در آنها قلم می زنند و من دست تک تک شون را می بوسم … اما زبان و رویکرد و احیانا انتقادات وایرادات همه با مسئولیت بنده نهایی و منتشر میشوند! البته خود شاعران عموما نیز برخورد خوبی دارند!
بسیاری از شاعران خودشان از طریق این آیدی با بنده در ارتباط هستند و نظرات خود را میگویند …
حمیدرضا شکارسری عزیز، بهرنگ قاسمی، امید صباغ نو، حامد ابراهیم پور و منیره حسینی و کسانی که شاید بنده ندیدم کسانی بودند که واقعا برخورد درخوری پس از انتشار پستهای انتقادی داشتند و از شاعر واقعی جز این انتظار نمیرود
البته یک محدودیت دیگر هم داریم که در مورد پیران و در گذشتگان هست و به مزخرفات احتمالی ایشان ورود نمی کنیم»
کسانی مانند «حسین جنتی»، «لیلا کرد بچه»، «علیرضا بدیع» و… هم انتقاداتی به کار شما داشتند. چقدر این انتقادات بر روند کار شما تاثیر گذاشت؟
«خیلی بد است اگر بگویم من انتقاد می کنم و اما انتقاد نمی شنوم… چون نام بردید اجازه بدهید تک تک نام ببرم
حسین جنتی شاعر خوبی است البته در مجموعه «ن» بهتر از «ی» بود و این نظر شخصی من است! از پشتوانه خوبی در ادبیات کهن برخوردار است … اما اشتباه برای همه است … فکر می کنم باید کمی هم گوش کرد … البته اینجا گاهی با هم گفتگو می کنیم و الان فکر کنم کمی نرم تر شده باشد!
علیرضا بدیع هم از ما حمایت کرد! هرچند چند بیتش را به انتقاد گرفتیم و شاید انتقاد آخرش کمی علمی و اختلافی بود ولیکن با رویکرد ما موافق است … البته شاید من این طور فکر میکنم
لیلا کردبچه عزیز هم به نظرم زیادی سخت میگیرد … به هر حال ایشان در مظان اتهام سرقت ادبی است … و این اتهام به درست و غلط در همه محافل مطرح است … شاید بزرگترین دلیل رفع نشدن این اتهام هم همین مزخرفاتی است که گاهی منتشر میکند … خب شاعری که در سال ۸۸ شعری خیلی شبیه شعر بهزاد زرین پور که در سال ۷۵ چاپ شده می گوید چرا درحال حاضرکه نایل به مدرک دکترای ادبیات هم شده، نمی تواند یک بیت موزون و مقفا یا یک مضمون زیبا و بکر بنویسد ؟؟!!
تاریک ترین نقطه داستان اینجاست که ایشان به رغم این همه داستان، داور جشنواره ادبی هم میشود و در آن جشنواره هم کسی انتخاب میشود که خودش در مظان اتهام سرقت ادبی است… به نظرم کردبچه باید کمی از دنیای مجازی فاصله بگیرد و واقعا شعر بخواند و فکر کند تا بتواند به همه ثابت کند که واقعا شاعر خوبی است و ایده ها و دغدغه های شاعرانه ای -بزرگتر از لیوان شکسته اش- دارد!
اما در مورد انتقاداتش هم باید بگویم من همه را میخوانم .. یعنی اعضا برایم می فرستند و من به آنها فکر می کنم و جدا از تعصب و کوردلی اگر درست باشه به کار می بندم
وا قعا هم اینجا پاسخگو هستم و فکر نمی کنم هیچکس ۲۴ ساعت بیشتر بی جواب مانده باشد.»
نظرات شما درباره شعر و زبان نزدیک به براهنی است؟ اصولا چقدر پایبند به نظریات براهنی میدانید و چقدر خودتان را صاحب یک ایده و نظر میدانید؟
«من یک بار دریکی از شوخی ها با یکی از مزخرفات گفتم: ” این پروانه پشتک میزند ورای وراست … ” واین شده که عده ای میگویند مقلد براهنی است… اولا توصیه میکنم دوستان بقیه آثار براهنی را هم بخوانند و به یه مقاله بسنده نکنند ، ثانیا براهنی را در عالم نقد و نظریه دوست دارم و خوانده ام اما در شعر با احترام عرض می کنم که نمی فهمم و دوست ندارم …
اما چقدر صاحب سبکم؟
چون کسی شعر مرا به عنوان ادمین مزخرف گرام نشنیده است و نمی تواند درباره شعرم قضاوت کند وبنابراین هر حرفی بزنم گزافه است
اما واقعیت اینه که در این لحظه و تا سالها بعد خود را در حدی که بتوانم راه حل یا سبک یا مانیفست جدیدی به شعر فارسی ارائه بدهم نمی بینم … یعنی اینقدرها بلد نیستم
من فقط اینقدر بلدم که بفهمم ساختن برنامه مصاحبه با احسان افشاری به عنوان یکی از ۵ شاعر برتر کشور!!! یک جنایت در حق ادبیات است! و فقط یک بی سواد یا مغرض این کار را میکند
اینقدر می فهمم که «این ابرهای بی تعادل خسته کردند» علیرضا آذر عزیز مزخرف است و کج تابی بدی دارد …
و به نظرم وقتی می تونم این مطالب را به زبانی که به لطف خدا مردم دوست دارند بگویم،خب پسدر همان کاری که تسلط دارم ادامه خواهم داد.به هر حال شتر سواری دولا دو لا نمیشود و باید برای روزی که دوست ندارم بیاید هم جواب هایی داشته باشم»
شما گفتید که بیشتر با شاعران نامدار شوخی میکنید و شعر آنها را مسخره میکنید. من در کانالتان دیدم که با شاعران جوانی که حتی کتاب هم ندارند شوخی کردید؛ مثلا دیدم که با «سید عماد موسوی» که شاعر جوانی است هم شوخی کردید. دلیلتان برای رفتن به سمت این شاعران چیست؟
«خب ملاک من دیده شدن است، نه شهرت به معنی جلسه و کتاب داشتن! این دوستان هم که نام بردید امکان دارد به خاطر یک شعر در یک کانال پر طرفدار دیده شده باشند و از قضا آن متنمزخرف باشد ….»
فکر میکنید چقدر میتوانید تاثیر گذار باشید؟
«به نظرم هنوز برای قضاوت زود است
اما به قول سعدی جان
که درآب مرده بهتر که در آرزوی آبی…
در حال حاضر ادبیات و شعر تبدیل به دکان های بزرگی شده اند و خیلی ها در این سودا آبرو و پول و عمر و علاقه ی خود را می بازند!
چندی است خبر از اعطای مدرک شعر نیست و هر شاعرک دارای دو-سه مجموعه شعر مدرک شعر با تاییدیه وزارت علوم صادر نمیکند!
طنز تلخی استکه استاد آذر در سه جلسه فشرده عده ای را به ترم دوم شعر می فرستند!
لیلا کردبچه مزخرفات مربوط به لیوان شکسته اش را از صفحش برداشت و بعدها گفت آن متن اصلا شعر نبوده …باید پرسید چرا وسط متنت اینتر زدی که شبیه شعر به نظر برسد؟
و در جای دیگر اسنادی ارائه داد که مثلا من سرقت نکردم بلکه توارد بوده است !
خیلی از شاعران به من پیام میدهند که من این شعر را نوشته ام! به نظرت مزخرف نیست؟
یعنی فکر میکنند جایی هست که اگر مزخرف بنویسند به رویشان میاورد!»
یعنی تصور میکنید که به یک مرجع تبدیلشدهاید؟
«نه .. اما انگار قسمتی کوچیک از جامعه ی مخاطب باورش شده است که می توان بتها را شکست و آنهایی که تا به حال قطب و استاد و مراد بوده اند هم می توانند مزخرف گفته باشند …
ما به این بیداری نیاز داریم
درفضایی که یک خانم با یک ژست خاص و یک سیگار در دستش، می تواند از هر مزخفی هزاران لایک بگیرد .. و شعرای خوب ما به لایک شماری و فالوئر خریدن افتاده اند …
ما به این بیداری نیاز داریم
لازم است کودکی گستاخ خواب های خرگوشی شعرا را به هم بزند و این کودک می تواند هریک از اعضای کانال باشد که فهمیده است فلان شاعر معصوم نیست و ممکن است مزخرف هم گفته باشد
و این در نهایت به نفع شعر و حتی خود شاعر است!
اینکه اشعار توسط شما نقد شود کاری است که اساتید شعر در کارگاههایشان میکنند. تصور میکنید که استاد شدهاید و یک کارگاه شعر مجازی راه انداختهاید؟ اصلا چرا اینکه یک شاعر دانش این را نداشته باشد که شعر خودش مزخرف است یا نه باید برای شما که گفتید به دنبال پیشرفت ادبیات هستید خوشحالکننده باشد؟
«بگذارید با چندسوال جواب بدهم … به نظرتان علیرضا آذر می داند مزخرف نوشته است؟ یا افشاری می داند که فعل و فاعل متنش با هم نمی خواند و معنی ابتر است؟ یا کرد بچه می داند که تحت تاثیر فلان شعر، چیزی نوشته است یا نه؟؟؟
به نظر من همگی می دانند … اما پیش خودمیگویند مخاطب که نمی داند گور پدرش!
خانمی به من پیام داند که شعرهای من بیشتر از شعر سعدی لایک می خورد و تو به چه حقی مرا نقد کردی؟!!!
من از اینکه شاعران به بنده مراجعه میکنند خوشحال نیستم
اما مراجعه به خود و به پیران و جلسات نقد کاملا اتفاق خوشایندی است!!!
و اصولا این سوال که این چیزی که نوشتم شعره یا نه سوال خوبی است که باید از خود بپرسیم
دوست دارم کارگاه نقدی داشته باشم و در این کانال هم گاهی به بهانه ای و در حد ی مخاطب حرف آموزشی می زنم …
اما متاسفانه دنیای واقعی شلوغی دارم و این هدفدر این شرایط محقق نمیشود»
هدف و تصورتان از آینده مزخرفگرام چگونه است؟
«دوست دارم و برای این برنامه ریزی میکنم که مزخرفگرام قبل از نمایشگاه کتاب به ۵۰ هزار مخاطب دست پیدا کند … دو هشتک #مزخرف_ننویسیم و #مزخرف_لایک_نکنیم توسط کاربران عمومی بشوند و …
هشتک سوم را قبل نمایشگاه کتاب شروع میکنیم و مستقیما مافیای شعر را هدف میگیریم …
به نظرمآن روز می تونم خودم و و اهدافم را ارزیابی کنم …
اما اکنون به لطف خدا بر اساس برنامه جلو میرویم و از مشورت چندی از اساتید مسلم شعر و همیاری چند شاعر جوان بهره مندم که این نعمت بزرگی است …اونها هیچ یک از آنان ادمین کانال رو نمیشناسند اما نظر لطفشان به این کانال هست و من از این بابت شکر گزار خداوند متعالم»
اسم اساتید را هم میتوانید بگویید؟
«به شما بلی اما برای مصاحبه نه»
چرا؟
«چون نمیخوام از اعتبارآنانا خرج خودم کنم»
[در انتهای مصاحبه او از خبرنگار خواست که کلام آخر را هم از او بپرسد]
«من با هیچکس در دنیای بیرون مسئله ندارم، اگرهم داشته باشم به این کانال ربط نمیدهم … مسئله من شعر است و از انتقاد و پیشنهاد و همکاری استقبال می کنم … شعرایی که با آنها شوخی می شودرا ، شوخی ها را در صفحه هایشان بگذارند و نظر مخاطب را بشنوندکمی از تعارفات بگذریم تا ببینیم پشت شعرمان چه میگذرد! به خدا در شان شما که پادشاهید نیست که به لخت در خیابانها قدم بزنید!
دست تک تک اعضای کانال را به گرمی می فشارم و قدردان نگاه هایشان هستم»
توضیح: مصاحبه حدود دو ساعت و نیم طول کشید. پس از مصاحبه خواست تا متن قبل از انتشار با او چک شود اما به دلیل حرفهای با این درخواست مخالفت شد.
در ادامه، «حسین جنتی» بهعنوان یک شاعر و کسی که پیشازاین هم انتقاداتی به این کانال کرده بود در گفتوگو با خبرنگار انصاف نیوز دربارهی نوع نقد و انتقاد این کانال گفت: نقد معایب، خط کش و سنجشی دارد و به این سادگی نیست که هر موضوعی را بتوانیم نقد کنیم، گرچه ما عادت کردهایم و بنده نیز این از این مورد مستثنا نیستم و ممکن است درباره برخی موضوعاتی صحبت کنم که در حوزه تخصصی من نیست، یکی از خصیصههای ما ایرانیها این است که خود را برای صحبت کردن درباره بسیاری موارد، محق میدانیم.
او ادامه داد: در باب شعر، نقد اشعار موضوع کوچکی نیست. برای نقد شعر نیاز به مطالعه است و باید موارد متعددی را رعایت کرد. اولین موضوع در نقد این است که صریح باشیم و تعارف نداشته باشیم. از همه مهمتر این است که برای نقد پنهان نشویم. اگر با پنهان شدن، دستبهنقد زدیم، نیمی از ارزش حرف درستی که میزنیم از بین میرود، زیرا ترس یک امتیاز منفی برای هر فردی است. تلقی بنده از کسی که پنهان میشود، ترس است. به نظر من علاوه بر اینکه نقد علمی و اصولی است، رودررو، منصفانه و آشکار بودن نقد نیز بسیار مهم است.
این شاعر درباره اینکه علت پنهانکاری ادمین این کانال برای جلوگیری از دشمنتراشی است، گفت: یکی از معایب نقد و انتقاد همین موضوع است، شما درنهایت دشمن خواهید داشت. دوستانی که در آن کانال تلگرامی چنین کاری را انجام میدهند، نمیدانیم چه کسی هستند و بالاخره مشخص خواهد شد، هر شخصی هم که باشند از بزرگان ما که در حوزههای مختلف حضور دارند و نقد میکنند بزرگتر نیستند.
جنتی افزود: آیا بزرگانی که نقد کردهاند نگران دشمن نبودهاند و فقط این دوستان نگران دشمن هستند؟ این مورد نشان از ضعف اینها است، نقد به دشمنتراشی ربطی ندارد. به نظر من به علت اینکه باید به لحاظ علمی پاسخ گوی حرفهایی که میزنند باشند و توانایی این را ندارند، بهانهتراشی میکنند.
شاعر مجموعه شعر «از مقدمهها» با انتقاد به این رفتار گفت: چندین مرتبه در پستهایی که فرستادهشده است، مشاهده کردهام که به لحاظ علمی هیچ جایگاهی ندارند و کاملاً سست هستند. ترس این افراد از این است که برای نقدی که انجام میدهند، توجیهی در برابر جامعه ادبی ندارند و به این صورت بیسوادی آنها آشکار خواهد شد. فردی مانند آقای شفیعی کدکنی، بزرگان شعر کشور را درباره شیوههایی که در یک دورهای بسیار هم طرفدار داشت، نقد میکند، درباره سهراب سپهری صحبت کرده است، مگر شفیعی کدکنی کم دشمن دارد؟
وی درباره شیوه نقادی و میزان علمی بودن نقدهای «مزخرفگرام» تصریح کرد: نقادی همین است و اگر کسی بنیه کافی ندارد، نباید به حیطه نقد وارد شود. اینکه گفته میشود دشمنتراشی نشود، بهانه است، مگر میشود همه راضی باشند و نقد هم بتوانی انجام دهی و چیزی که به این صورت مطرح شود ارزش علمی نخواهد داشت.
جنتی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا افراد با اسم مستعار امکان نقد دارند؟ پاسخ داد: میبینیم که این امکان فراهم بوده و در حال انجام است، اما این پایگاه و اهمیتی ندارد. این دوستان نمیدانند که در جامعه ادبی کاری که انجام میدهند بههیچعنوان اهمیتی ندارد، اگر زمانی واکنش نشان میدهیم، به این دلیل است که از این حرکت دلگیر شدهایم، در غیر این صورت اهمیتی ندارد.
صاحب کتاب «ن» ادامه داد: برای بنده و چند تن از دوستانم که موضوع شعر را جدی پیگیری میکنیم و شعر برای ما مساله مهمی است، پس نقد نیز مساله مهمی است. نقد خیلی مهم است و ما در میان خودمان آثار را بررسی میکنیم، ارزش کار خود را طوری تنظیم کردهایم که هر منتقدی برای نقد باید فرد بزرگی باشد.
حسین جنتی با اشاره به میزان توجه خود و دیگران شاعران به اساتید این حوزه خاطرنشان کرد: ما برخی مواقع بهپیش استاد ابتهاج میرویم و آثار خود را میخوانیم و اشکالات خود را متوجه میشویم. بنده برای کار خود ارزش قائل هستم و نظر استاد ابتهاج را رها نمیکنم تا به نظر یک فرد گمنام احتمالاً ۱۷ یا ۱۸ ساله را در یک کانال تلگرامی اهمیت بدهم.
او همچنین در پاسخ به سوال دیگری دربارهی صحیح بودن مسخره کردن اشعار پاسخ داد: حتماً اشکال دارد، برخی از عنوان برخورد طنز برای این کار نام میبرند، اما این طنز نیست، همان مسخره کردن است. تمسخر بد است و در فرهنگها و معیارهای اخلاقی مختلف، تمسخر بد است، حتی زمانی که به اشخاصی که شعر مینویسند و ما نیز به آنها نقد داریم نیز چنین تمسخری صورت میگیرد، ناراحت میشویم.
وی ادامه داد: برای مثال من بارها بلند اعلام کردهام، اگر در حوزه شعر رتبهبندی کرده و خطکشی بسازیم، افرادی مانند «امید صباغ نو» و «علیرضا آذر» در آن خط کش قرار نمیگیرند و حتی بیرون از ادبیات و شعر هستند، به دلیل ضعفهای مفرط علمی که درباره آنها میتوان صحبت کرد، اما آنقدر سست هستند که ارزش علمی صحبت کردن را نیز ندارند.
جنتی با اشاره به اینکه خودش هم سالهاست نقد شعر میکند افزود: درباره همین افراد نیز وقتی طنز میسازند یا تمسخر میکنند، ناراحت میشویم. بهسادگی میتوان بانام و نشان مشخص نقد کرد و با توانایی علمی پاسخ داد، مگر من این کار را انجام نمیدهم، من سالها با اسم رسمی خودم و حساب کاربری رسمی خود در فضای مجازی، روزنامه یا تریبون نقد میکنم و دشمن نیز دارم. حالآنکه این کانال چند روزی است بهصورت پنهانی این کار را آغاز کرده است،
شاعر مجموعه «ی» درباره اینکه آیا روش نقد و انتقاد کانال مزخرفگرام به ادبیات کمک میکند نیز گفت: به نظر بنده این روش کمکی به ادبیات نخواهد کرد. تجربه در این سالها ثابت کرده است که نقدهایی اثرگذار بوده و به ادبیات کمک میکند که از سوی نامهای تثبیتشده به لحاظ کیفیت اثر ساطعشده است.
او در انتهای گفت: برای مثال، اگر به یک موضوع نفتی نقد داریم، آن نقدی که در تاکسی، مترو یا اتوبوس اتفاق میافتد که اهمیتی ندارد، اما زمانی که آقای زیباکلام نقدی راجع به آن موضوع مینویسد، تمام خبرگزاریها را درمینوردد و تأثیرگذار خواهد بود. باید کسی نقد را انجام دهد که در آن موضوع موردنظر دارای سابقه روشن، علمی، دقیق، معتبر و تثبیتشده است.
[انصاف نیوز برای تمام اشخاصی که نام آنها در این مصاحبه آمده حق پاسخ به انتقادات و شبهات را محفوظ میداند]
[توضیح در ساعت ۲۲: متن مصاحبه با ادمین کانال مزخرفگرام که در ابتدا بدون ویرایش در بالا آمده بود، ویرایش شد]
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید