«رضا بابایی»، پژوهشگر فرهنگی، در یادداشتی تلگرامی با عنوان «افکار عمومی» دربارهی واکنش افکار عمومی به ماجرای «سپنتا نیکنام» نوشت:
لغو عضویت هموطن زرتشتی (سپنتا نیکنام) در شورای اسلامی شهر یزد، موضوع گفتوگوهای بسیاری شده است. برای من، این موضوع از جهتی متفاوت مهم است و آن سرنوشت و سیر قهقرایی «افکار عمومی» در ایران است. به شمار آوردن «افکار عمومی»، از پدیدههای تاریخ معاصر ایران است. پیش از مشروطه، چنین کلمهای یا مشابه آن در ادبیات سیاسی ایران وجود نداشت. تأثیرگذاری «افکار عمومی» بر تصمیمات کلان کشوری، نخستینبار در حوادث مشروطه رخ داد. سپس «آرای عمومی» به میان آمد که راه ورود «افکار عمومی» به ساختار حکومت بود. در تمام سیاستنامهها و نوشتههای سیاسی پیشامشروطه هیچ اثری از این کلمات نمیبینید. «عدالت» و مانند آن نیز برای کسب خشنودی خدا و آبادانی ملک بود، نه جلب «افکار عمومی».
همۀ کسانی که مانع ورود منتخب مردم یزد به شورای شهر شدهاند، بهحتم میدانستند که این تصمیم و مانند آن، افکار عمومی را متأثر میکند. آنان حتی یک درصد احتمال نمیدادند که چنین تصمیمی با استقبال مردم یا بخشی از مردم روبهرو شود (چنانکه هیچ یک از گروههای سیاسی و طبقات اجتماعی کشور از آن حمایت نکرد؛ حتی اصولگرایان). با وجود این، با استناد به سخنی از رهبر فقید انقلاب و بدون هیچگونه مستمسک قانونی، حاضر شدهاند که خود را در برابر «افکار عمومی» قرار دهند. چرا؟ چون در نزد آنان، «افکار عمومی» محلی از اعراب ندارد و جای آن نیمکت ذخیره است، برای مواقع لازم.
اعتنا به «افکار عمومی» و اتکا به آن، پدیدهای مدرن است. این ترم نوپدید در ایران دچار سیر قهقرایی تا پیش از مشروطه شده است.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید