«رضا صادقیان»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی دربارهی اعتراضهای اخیر در مشهد و چند شهر دیگر نوشت:
دربارهی اعتراضهای روزهای گذشته میتوان قلمفرسایی کرد و صدها موضوع مشخص و نامشخص را کنار هم چید و سرانجام نتیجهی دلخواه را گرفت، آنگونه که در همین چند روز اخیر برخی از چهرههای اصولگرا و اصلاحطلب گرفتند. دربارهی موضوعاتی از قبیل اینگونه اعتراضها به وضعیت نامطلوب اقتصادی طبقهی متوسط بازمیگردد، افزایش تورم در سالهای قبل که فشار محسوس آن این روزها بیش از گذشته احساس میشود، جنبش تهیدستان و یا خواستههای نامشخص نسل چهارم، میتوان اندکی تأمل کرد تا اهل تحقیق پس از آرامتر شدن فضا وارد میدان شوند و تحلیلها و مصداقهای نگرش خود را به مخاطبان دربارهی حوادث جامعه عرضه کنند. در این یادداشت به برخی از مسایلی که کمتر در نوشتارهای منتشر شده مورد توجه قرار گرفته است، پرداخته میشود.
یک: برخی از کاربران در شبکههای اجتماعی با طرح پرسش از نیروهای سیاسی نزدیک به جریان اصلاحات میخواهند موضع خود را دربارهی اعتراض شهروندان به صورت شفاف بگویند؛ به نظر میرسد این پرسشها طالب به حاشیه بردن موضعگیری نیروهای اصلاحطلب باشد، سوالاتی که جواب را نیز درون خود به همراه دارد. نحوهی واکنش و حتی توصیههایی که نیروهای اصلاحطلب دربارهی اعتراضها داشته و دارند، ارایهی راهکاری اصلاحطلبانه خواهد بود. بیتردید در این روش خبری از سیاستورزی در خیابان، طرح خواسته در هنگام اعتراضهای هزینهساز و طرح مطالبات با پرتاب سنگ و آجر نبوده و نیست. به نظر میرسد کسانی که وضعیت این روزهای جامعه را به صورت دو گروه «با مردم» یا «علیه مردم» به تصویر میکشند، خواستههای خود را از طریق روشهای اصلاحگرایانه پیگیری نمیکنند.
دو: فارغ از فرو افتادن در دام تحلیلهای توهم توطئه و کشف دستهای پنهان، نحوهی شکلگیری اعتراضها متفاوت با سالها قبل است. این اعتراضها نه تنها ربطی به حضور خیابانی مردم در ۱۳۳۲ ندارد، بلکه شبیه شورشهای ابتدای دههی هفتاد و سال ۸۸ نیست. شکلگیری اعتراضها در روزهای اخیر از مشهد آغاز شد ولی به یکباره بسیاری از شهرهای ایران را به حرکت واداشت، چنین حرکتی نمیتواند براساس خواندن یک خبر و یا دیدن ویدیوهای اعتراضی مردم مشهد از سوی مخاطبات سامان داده شده باشد. مهمتر اینکه بعد از بلند شدن صدای مردم در شهرهای کوچک، معترضان / نارضیان در شهر تهران به خیابان آمدند، به نظر نمیرسد چنین رویکردی به صورت اتفاقی و تصادفی انجام شده باشد. از خبرهای منتشر شده چنین امری درک میشود، گویا قرار بوده و هست که نیروی نظامی را درگیر شهرها کنند و سرانجام پایتخت را تحت تأثیر قرار دهند.
سوم: طی سه روز گذشته بسیاری از کانالهای خبری پربازدید، با بیش از ۲۰۰ هزار عضو، با نشر مطالب و کلیپ اعتراضها عملاً در به آشوب کشیدن وضعیت جامعه و سوق دادن معترضان به سوی خشونتورزی دخیل بودهاند. از محتوای کانالها میتوان به گرایش سلطنتطلبانه و فرقهی رجوی اشاره داشت؛ این مساله از این رو مهم است که در روزهای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری برخی از کانالهای خبری «پربازدید» و «تاثیرگذار» از سوی نهادهای رسمی نامبرده شدند؛ اما در میان کانالهای خبری نشانی از منابع خبری فعال امروز نبود. این نشان میدهد مسوولان مربوطه در مورد شناخت فضای مجازی موفق نبودهاند و یا اینکه مخالفان نظم موجود طی روزهای گذشته با خرید کانالهای پربازدید و تاثیرگذار عملاً مسیری دیگر برای کسب مخاطب به صورت انبوه طی کردهاند.
چهارم: اعتراضهای چند روز گذشته در شهرهای مختلف نشان از آن دارد که برخی مسوولان در شنیدن صدای مردم و پاسخ دادن به مطالبات بر زمین مانده و رفع برخی از مسایلی که شهروندان دایم با آنان سر و کار دارند، گوش شنوایی برای گرفتاریها نداشتهاند. شاید وقت آن رسیده که به جای بحثهای سیاسی که گاه به شکل فرسایشی در جامعه جلوهگر میشود و در مرتبهی نخست و حتی در جایگاه اولین دغدغههای مردم جا نمیگیرد، به رفع مشکلات آنان همت کرد. گرفتاری و مشکلاتی که بسیاری از دولتمردان به صورت دقیق از کم و کیف آن باخبر هستند ولی به دلایل بسیاری حل شدن آن را خارج از تواناییهای خویش عنوان میکنند.
پنجم: نحوهی واکنش برخی چهرههای سیاسی پرنویس/ پرحضور در مجادلات سیاسی با دیدگاه اصولگرایی و طرفداران رییس دولت سابق – احمدی نژاد – بازگو کنندهی اتخاذ رفتار هیجانی از سوی این جریان سیاسی است. کسانی که گمان دارند میتوان و میبایست برای نقد و نفی دولت فعلی گوی سبقت را از همگان ربود تا روزی و روزگاری فصل چیدن محصول مورد نظر در آیندهی نزدیک از راه برسد. چنین دیدگاهی باور دارد آنان صاحب میوهی درخت ناامیدی مردم هستند، در صورتی که اعتراضهای چند روز اخیر نشان داد در شرایطی که توان و برنامهای کاربردی برای پاسخ دادن به خواستههای شهروندان در سطوح مختلف در دسترس نیست و بسیاری از کارشناسان از نبودن بودجه و کمبود منابع کافی طی سالهای گذشته سخنها گفتهاند و همچنان میگویند، مانور دادن بر روی مطالبات اقتصادی شهروندان به نتایجی منجر خواهد شد که با محاسبات ناقص و یکسویه همخوانی ندارد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید