حجتالاسلام احمد حیدری، پاسدار بازنشسته در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، دربارهی بعضی واکنشها به فایل صوتی منتشر شده دربارهی پروندهی هلدینگ یاس نوشت:
- فضای مجازی یک بار دیگر بهوضوح برکت خود را به مردم ایران نشان داد. بعد از انتشار گسترده این فایل، مسئولان این نهاد نظامی به جوابگویی گسترده وادار شدند با این که به اعتراف خودشان چند سال پیش افشا شده بود ولی چون این گستردگی و اقبال عمومی را نداشت، مجبور به جوابگویی، توضیح و توجیه نشدند و این به خوبی گویای غلط بودن طرح «صیانت از فضای مجازی» و محدود سازی آن است که در صدد تصویبش هستند.
- سخنگوی سپاه اعلام کرده: «دستگاههای نظارتی سپاه به سوء مدیریت و تخلف در یکی از شرکتهای وابسته مظنون شده و پس از بررسی دقیق، متخلفان به محاکم قضایی معرفی و محکوم شدهاند». وقتی سپاه علاوه بر وظیفه ذاتی نظامی خود که غالبا فراجناحی و در بسیاری مواقع محرمانه و امنیتی است، در فعالیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که وظیفه ذاتی نهادهای دیگر است، وارد میشود، باید اصل شفافیت و نظارت عمومی را هم بپذیرد و دیگر نمیتواند تخلفات سپاهیان در این میادین را در دادگاه نظامی و محرمانه رسیدگی کرده و بدون اطلاعرسانی کافی، انتظار داشته باشد مردم قانع شوند و تقدس سپاه خدشهدار نشود.
- این که «انتشار دوباره این فایل صوتی را در راستای راهبرد ترمیم زخمهای عمیق بر جای مانده در پیکره استکبار از مجاهدتهای سپاه و فرمانده شهید سردار سلیمانی» بدانیم، هم مشکل را حل نمیکند زیرا به هر دلیل این فایل در اذهان عموم و حتی بسیاری سپاهیان سابق و فعلی سؤالهای پررنگی ایجاد کرده و همگان وظیفه دارند در راستای دفاع و حفاظت از تقدس سپاه که با جانبازی هزاران سپاهی و بسیجی شهید و جانباز و …، حاصل شده، اذهان مسألهدار شده را دوباره مطمئن و اعتماد خدشهدار شده را بازگردانند و این با موضع گرفتن پشت تقدس شهدا میسر نمیشود. ادعا هم نشده این اموال را خود سرداران و برای شخص خودشان برداشتهاند بلکه ادعا این است که این اموال توسط زیر مجموعه تحت مدیریت آنان، در مسیر ناصحیح مصرف و ضایع شده است.
- بنا بر محتوای فایل، درصد بالایی از این پول قرار بوده در اختیار سپاه قدس قرار گیرد. از آنجا که سیاست سپاه قدس در حضور گسترده در سوریه، لبنان، یمن و … مورد سؤال است، با این استدلال ناموجه که «اگر در آنجاها با داعش مقابله نمیکردیم، باید در خیابانهای تهران مقابله میکردیم و ناموسمان را در اختیار داعشیان میدیدیم!»، نمیتوان از جوابگویی گریخت. مگر مردم ایران در جنگ تحمیلی خونشان به جوش نیامد و به سرعت به مقابله برنخاستند و اتفاقا دفاع مقدّس تا زمانی که فراتر از مرز نرفته بود، جانانه صورت گرفت و وقتی فراتر از مرز و داخل عراق بود، با فشل مواجه شد و به شکست در فاو و … منجر گردید؛ حالا چرا باید دوباره از همان سوراخ گزیده میشدیم؟ حضور نظامی پرهزینه در سوریه، لبنان، یمن و … مورد سؤال بوده و هست و با توسل به قداست شهدا نمیتوان از جوابگویی طفره رفت.
- بودجه مملکت مال مردم و حق الناس است و شهدا با همه قداستشان در قبال حق الناس و دیون، فردای قیامت مؤاخذه میشوند و در این دنیا هم مردم حق دارند در باره چگونگی مصرف اموال عمومی، مسؤولان را حتی اگر در بالاترین مراتب قداست باشند، مورد مؤاخذه قرار دهند.
- این که به جای جوابگویی منطقی و اعتمادساز در باره این اموال و نحوه مصرف آنها، به تقدس سپاه و شهدای سپاه متوسل شویم و بگوییم: «قطعه قطعه شدن پاسداران در میدانها و عرصههای ماموریتی، خود بر فداکاری، جانبازی، امانتداری و طهارت روحی و عملی سپاه گواهی میدهد» هم دردی را دوا نمیکند زیرا پاسداران بالاتر از مجاهدان شرکت کننده در بیعت رضوان همراه با رسول خدا نبودند و نیستند ولی بسیاری از همین اصحاب بیعت رضوان، بعد از رسول خدا عملا مرتد شدند و به چرب و شیرین دنیا مبتلا گشتند و مصیبتهای جهان اسلام تا امروز محصول عملکرد بد آنان است.
- یک سیره ناپسند، عمومی و حاکم در کشور هم این است که هر گروهی به جای مقابله جانانه با فساد و قلع و قمع آن بخصوص اگر از جانب همگروهیها و همفکرانش باشد، در این مواقع به یادآوری فسادجناح مقابل پرداخته و پیگیری آن جناح نسبت به فساد فعلی را با استناد به فساد واقع شده که پیگیری این چنینی[بنا بر ادعا] نداشتهاند، را محکوم کرده و به سکوت در برابر این فساد فرامیخوانند حال آن که در هر مقطع باید فارغ از فسادهای گذشته که پیگیری شده یا نشده و جناحی، در پیگیری همراهی یا کوتاهی کرده یا نکرده، فساد واقع شده فعلی را فارغ از حزب و جناح، مورد بررسی فرار داده و قلع و قمع نماییم تا موجبات رضای خدا و خلق فراهم شود. بدان امید.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید