یادداشت عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
در شرایطی که کشور در میانه جنگ با آمریکا و اسرائیل، با فشارهای خارجی و تهدیدهای پیچیده منطقهای روبهروست و بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی میان ارکان حاکمیت نیاز دارد، طرح برخی مباحث از سوی یکی از اعضای سابق دفتر محمود احمدی نژاد درباره مفهومی به نام «دولت اقتدار» و بازآرایی ساختار قدرت، پرسشهایی جدی درباره ضرورت و زمانبندی این دست مطالب در فضای عمومی ایجاد میکند.
در دورههایی که فضای امنیتی و سیاسی کشور حساستر از همیشه است، اولویت نخست هر نظام سیاسی، حفظ همگرایی در درون ساختار حکمرانی، تقویت هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر و صیانت از سرمایههای نظامی و ملی است. از این منظر، انتشار تحلیلهایی که به تغییرات بنیادین در شیوه اداره کشور یا شکلگیری نوعی «دولت متمرکز اقتدارگرا» با محوریت یک نهاد خاص میپردازند، ناگزیر توجه افکار عمومی و ناظران رسانهای را به خود جلب میکند.
یادداشتی که اخیراً با عنوان ضرورت «بناپارتیسم ایرانی» توسط عبدالرضا داوری منتشر شده، با ردیف کردن مجموعهای از بحرانهای اقتصادی و مدیریتی، در نهایت به این جمعبندی میرسد که بازسازی اقتدار دولت میتواند بر ظرفیت نهادی سپاه پاسداران تکیه داشته باشد. او حتی برای این ایده، فهرستی از یک کابینه پیشنهادی متشکل از سرمایههای نظامی و امنیتی نیز ارائه داده است. فارغ از قضاوت درباره صحت یا سقم این تحلیل، زمان طرح چنین پیشنهادی خود به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده است.
در حالی که بسیاری از ناظران بر ضرورت همگرایی میان قوا، تقویت اعتماد عمومی و پرهیز از شکلگیری دوگانههای تازه در ساختار قدرت تأکید میکنند، طرح مباحثی که میتواند به برداشتهایی درباره جابهجایی نقش نهادها یا تغییر موازنههای موجود بینجامد، ممکن است ناخواسته حساسیتهایی در افکار عمومی ایجاد کرده و نوعی بازی در زمین دشمن تلقی شود.
از منظر رسانهای، مسئله صرفاً محتوای این تحلیل نیست؛ بلکه این پرسش مطرح میشود که آیا اکنون زمان مناسبی برای طرح چنین ایدههایی است یا خیر؟ بهویژه در شرایطی که دولت با اتخاذ تدابیر اجرایی، از جمله واگذاری اختیارات بیشتر به استانها، تلاش کرده است مدیریت بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را سامان داده و فضای عمومی را به سمت ثبات بیشتر هدایت کند.
در چنین اتمسفری، انتظار میرود گفتوگوهای عمومی بیش از هر چیز بر تقویت همبستگی نهادی، همکاری میان قوا و تمرکز بر عبور از فشارهای خارجی متمرکز باشد، نه بر بازتعریف آرایش قدرت یا ارائه الگوهای جایگزین برای ساختار اداره کشور.
از همین رو، انتشار این دست یادداشتها در مقطع کنونی، این پرسش را پیش روی مخاطب قرار میدهد که آیا طرح چنین ایدههایی به تقویت وحدت و تمرکز ملی کمک میکند، یا ممکن است ناخواسته زمینه شکلگیری برداشتهای متفاوت درباره آینده چینش قدرت در کشور را فراهم آورد؟
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید