علی اصغر شفیعیان، انصاف نیوز:
۱ – پزشکانی دماغ سر بالا داریم، پزشکانی هم افتاده. پزشکانی پولکی و زیرمیزی داریم، و پزشکانی انسان. اما بالاخره همه پزشک هستند و قسم خوردهاند برای درمان بیمار. ایجاد بیاعتمادی بین بیمار و پزشک، دودش به چشم همهی جامعه میرود.
۲ – کیارستمی کارگردان فوق العادهی سینما درگذشته است، انسانهای زیادی قبل از او و باقی هم بعد از او درمیگذریم. آیا مرگ یک آدم ۷۶ سالهی مبتلا به سرطان یا مبتلا به بیماری سخت دیگری را میتوان به راحتی به گردن پزشک انداخت؟ طوری برخی شوکه شدهاند، انگار یک جوان ۱۸ ساله بود.
۳ – نمیدانم فیلم سخنان مشمئزکنندهی آقای مهرجویی کارگردان فیلم مانگار «گاو» را دیدهاید یا خیر. پیشنهاد میکنم ببینید. پیرمرد در ۷۷ سالگی بعید است که در شرایط نرمالی به سر ببرد. عاقبت به خیری چیز خوبی است، گاهی آدم آرزو میکند که ای کاش فلانی با عزت بمیرد، نه این که دچار زوال عقل یا به حالتی بیافتد که تصویر پایانی مردم از او منفی شود. متاسفانه مهرجویی از عصبانیت مرگ دوست خود کیارستمی، خراب کرد.
۴ – در کشور ما همه دربارهی هر چیزی نظر میدهند، به ویژه سلیبریتیها که در واقع شهرتشان را خرج میکنند. خب یک جایی مثلا بهنوش بختیاری تبلیغ کیف و کفش میکند، علی دایی برای یک مجتمع تجاری، بهرام رادان برای یک برند چرم. در این حالت پولی میگیرند و خود را هزینه میکنند.
اما یک جایی در حوزههای غیرتخصصشان از شهرتشان برای اظهارنظر وام میگیرند، به ویژه در سیاست! در زمان انتخاباتها که بخشی از این سلیبریتیها پول میگیرند و این و آن را تبلیغ میکنند. بخشی از آنها هم البته صرفا به خاطر حمایت از سیاستهای فرهنگی کاندیداها به میدان میآیند که این یکی در تخصصشان است.
یک وقتها هم کاملا فضولی است در حوزههای دیگر، فقط برای این که چیزی گفته باشند و بر سر زبانها بیافتند. مثلا بهنوش بختیاری، بازیگر «دلقکها» که دربارهی توافق هستهای ابرازنظر کرد و ملعبهی رسانههای دلواپس توافق شد. البته شائبهی خوش رقصی برای آنها هم در همان زمان مطرح شد اما نمیتوان نیت خوانی کرد.
حالا اظهارات آقای مهرجویی و چند سلیبریتی دیگر دربارهی پروندهی درمانی مرحوم کیارستمی همین وضعیت را دارد؛ انگار همهی این سلیبریتیها در پزشکی هم خود را صاحب حق اظهارنظر میپندارند. شاید هم باورشان شده پزشکی نقشی سینمایی است که با پوشیدن یک لباس سفید، میتوان مداوا کرد!
اگر دماغ این جماعت سلیبریتی در زمان فضولیهایشان سوزانده نشود، همهی حوزهها را به ابتذال خواهند کشید. آنها برای خود هیچ حد و مرزی نمیشناسند. فقط بروید ببینید چقدر از این سلیبریتیها از خانم سیده فاطمه حسینی جوان در انتخابات اخیر مجلس حمایت کردهاند! ای کاش خدا به همهی سلیبریتیها، ظرفیتی به اندازهی موقعیتشان بدهد وگرنه اینی میشود که شده است.
۵ – امیدوارم استاد مهرجویی رنجیده نشود، البته امیدوارم که از روی عصبانیت و بحران روحی از دست دادن رفیق این گونه سخن گفته باشد. ای کاش مسوولین مراسم دقت میکردند که در چنین شرایط روحی تریبون را به دستش ندهند تا این کارگردان خوبمان اینطور خراب شود.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید