۶ نکته دربارهی اعتراضات این روزها | احمد حیدری

حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
متأسفانه در اعتراضات چند روز اخیر شاهد جان باختن تعدادی از افراد بودیم که در این رابطه چند نکته قابل توجه است:
۱. قانون اساسی حق اعتراض را به صراحت به رسمیت شناخته و در اصل ۲۷ گفته است: «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخلّ به مبانی اسلام نباشد، آزاد است». متأسفانه این اصل صریح و آشکار، دچار چنان تفاسیر مضیقی شده که عملا کأن لم یکن شده و مردم از حق تشکیل اجتماعات و راهپیماییهای اعتراضی محروم شدهاند. ایجاد قیود غیر معمول و معقول برای این اصل، هم ضایع کردن حق اساسی مردم است و هم آنان را که از این حق به صورت “ظاهراً قانونی” محروم میشوند، به استیفای این حق با خشونت سوق میدهد، بخصوص که میبینند افراد همسو با نگاه رسمی هر وقت، هر جا و علیه هر کس و هر چیز که بخواهند حق اعتراض دارند و تجمع و تحصن و … شکل میدهند و نیروهای حافظ امنیت هم نه تنها مانع نمیشوند، که پشتیبان آنها هم میباشند.
۲. شخصیتهای سیاسی مستقلّ و مردمی، سندیکاهای کارگری، انجمنهای صنفی و احزاب قوی مردمی، حلقه واسط حکومت و مردم هستند و میتوانند قبل از این که لازم شود مردم خودشان و بدون واسطه، سخن و اعتراضشان را به گوش حاکمیت برسانند، این نهادهای واسط سخن و اعتراض آنان را به گوش حاکمیت رسانده و زمینه تفاهم حکومت و مردم را فراهم کنند. علاوه در مواقع بحرانی هم مثل این روزها، میتوانند به عنوان “نمایندگان مردم” مورد مذاکره حاکمیت قرار گرفته و مانع بحرانی شدن اوضاع گردند. متأسفانه امروز نبود احزاب، سندیکاها، انجمنهای صنفی و شخصیتهای ملی مقبول مردم و حاکمیت، به وضوح خود را نمایانده و با عاقبت ناگوار این فقدان دست به گریبانیم.
۳. وقتی اعتراض به رسمیت شناخته شود، به طور طبیعی هم زمینههای اعتراض صحیح مردم فراهم میشود و هم به نیروهای انتظامی روش برخورد غیر خشن با اعتراضات آموزش داده میشود؛ ولی وقتی اعتراض را به رسمیت نشناخته باشیم، نه تنها به مردم اجازه تجمع اعتراضی نمیدهیم، که هر تجمعی را حرکتی براندازانه و مستحق برخورد تصور میکنیم.
۴. برخورد تند با اعتراضات، معترضان را نیز خشمگین کرده و به خشونت سوق داده و به پیچیده شدن و کلاف سر در گم گردیدن اعتراضات میانجامد و مصداق ضرب المثل: «خون به خون شستن محال آمد، محال» میسازد حال آن که «ز هر طرف که شود کشته، سود کفر و دشمنان مردم است». هم معترضان و هم نیروهای حافظ امنیت، فرزندان ایران هستند.
۵. نیروهای انتظامی و ضد شورش باید دارای یونیفورم شناختهشده باشند و در صورت لزوم استفاده از نیروهای بسیجی یا امنیتی، باید آنها هم دارای همان یونیفورم یا یونیفورم شناخته شده دیگری بوده و تحت فرماندهی واحد انتظامی عمل کنند. دخالت مستقل برخی نیروها بدون یونیفورم شناخته شده، در این سالها یکی از عوامل پیچیده شدن اعتراضات بوده است.
۶. در کشورهایی که با قواعد دموکراسی اداره میشوند، با توجه به رسمیت داشتن حق اعتراض و آموزش دیده بودن نیروهای انتظامی، در شورشهای گسترده و طولانی مدت هم ما شاهد تعداد اندک کشته و مجروحان هستیم و علم و تکنیک مواجهه صحیح با اعتراضات، از مصادیق علومی است که رسول خدا آموختنش را حتی اگر در چین باشد (از باب مثال است)، را به ما توصیه کرده است.
انتهای پیام




