وضعیت پیروزی و کوکاکولا در ساعت فراخوان | گزارش انصاف نیوز

خبرنگار انصاف نیوز یکشنبه (۲۱ دی ۱۴۰۴) غروب برای بررسی شرایط از میدان فلسطین به چهارراه کوکا (متروی نبرد) رفت که متن آن را در ادامه میخوانید.
از ساعت ۴/۳۰ تا ۵ عصر، پلیس و نیروهای دیگر در میدان فلسطین و همینطور خیابان فلسطین به سمت خیابان انقلاب حضور نداشت.
به گفتهی فروشنده در دکهی روزنامهفروشی، عینکفروشیهای این محدوده ساعت ۲-۳ بعد از ظهر میبندند.
صاحب عینکفروشی که ساعت ۴/۴۵ دقیقه دارد مغازهاش را میبندد موقع گفتن این جمله خندهاش میگیرد: «باقی کسبه از ساعت ۲-۳ رفتهاند نماز و استراحت و احتمالا دیگر از استراحت برنمیگردند! بههرحال مشتری هم نیست، باز گذاشتن مغازه فایدهای ندارد.»
بحثی داغ در مترو
«فرقی نمیکند چه اینوری چه اونوری، ما فقط آرامش و آسایش میخواهیم و اینکه شکممان سیر باشد.» اینها جملههای خانم جوانی است که دو پسر دارد. بین جمع ۵-۶ نفرهی خانمها در مترو (از ایستگاه تئاتر شهر تا ابن سینا) بحثهایی دربارهی حوادث روز شکل گرفته است. صحبتها سمت سامانهی شاد و وضعیت آموزشی کشیده میشود.
خانم میگوید: «اینقدر اینترنت قطع شد که امروز کلاس پسرم که چهارم است کنسل شد. اینترنت طوری بد است که شاد هم کار نمیکند.
اصلا بچهها مدرسه بروند که به کجا برسند؟ پسر بزرگم سال آخر را نرفت. دیپلمش را به قیمت ۸۵ میلیون خریدم. لیسانس را هم برایش میخرم! به جایش رفت دورهی آموزش تعمیر موبایل و زبان انگلیسی یاد گرفت.
میخواهد دورهی آموزش تعمیر ماشینهای خارجی را هم یاد بگیرد. تشویقش کردم. مدرسه برود که عربی و فارسی یاد بگیرد؟ تازه چیزی که به کارش هم نمیآید.»
یک شهروند: اوضاع خیلی خراب است پزشکیان هم مثل بقیه
خانم دیگری میگوید: «اوضاع خیلی خراب است. ما خانهمان ۲۰ متری افسریه است. با چشمان خودم دیدم که در این اعتراضات چه کردند. اینکه بگویند مردم سلاح دارند درست نیست»
«پزشکیان هم خراب کرد. فقط بلدند حرف بزنند. گوشت شده کیلویی دو میلیون و ۸۰۰ هزار. دیگر وضع از این بدتر؟ مگر دیگر میشود حتی خانهی ۵۰ متری خرید؟» جملههایی هستند که یکی از خانمها بدون مکث میگوید.
«کار کارِ خودشونه» و «مردم جوگیر و هیجانی شدن» دو جملهی پر تکراری هستند که خبرنگار در طول گفتوگو با تعدادی از مردم شنیده است.
دکلمهای که از رادیو در ایستگاه ابن سینا پخش میشود، مضمونی مربوط به ایران دارد.
متروی نبرد ساعت ۵/۳۰ شرایط عادی دارد. خبرنگار انصاف نیوز ۱۱ ماشین یگان ویژه، یک ماشین آبپاش و دو اتوبوس شرکت واحد را که تعدادی نیرو در آن نشستهاند مشاهده میکند.
تعدادی از نیروها در فضایی شبیه کانکس نشستهاند. از بیرون مشخص نیست که آنجا کسی نشسته است. چند نیروی یگان ویژه مشغول صحبت با فروشندهی آبمیوهفروشی هستند اما معلوم نیست چیزی سفارش دادهاند یا نه.
هیچی نمیدانم خواب بودم
دستفروشی که در حال جمع کردن جنسهایش است، بیآنکه رغبتی برای حرف زدن داشته باشد میگوید: «از هیچی خبر ندارم. میبینید که دارم جمع میکنم.»
تعداد افرادی که بخواهند حرف بزنند کم است. شاید نوعی ملاحظهکاری آغشته به ترس آنها را از جواب دادن منع میکند، بعضیهایشان هم اصلا چیزی ندیدهاند که بخواهند دربارهاش حرف بزنند. به قول یکی از کسبه در نزدیکی متروی نبرد: «من خواب بودم. خبری ندارم. از ساعت ۴ دیروز که مغازه را بستم تا ۱۱ شب خوابیدم.»
یکی از دستفروشها که دارد جمع میکند، با بیحوصلگی تمام میگوید: «از من چیزی نپرسید. بروید از مغازههای دیگر سوال کنید.»
دو اظهارنظر: «پلیس با مردم برخورد کرد» | «اگر پلیس نباشد امنیت نداریم»
سه نفر از مسئولان داروخانه (دکتر داروساز، صندوقدار و تکنسین) در خیابان نبرد در توصیف شرایط گفتند: «ما دیشب تا ساعت ۷ شب باز بودیم. شنیدیم بعد از آن جمعیت از جاهای فرعی آمدند و برخوردهایی شده است.»
وقتی یکی از تکنسینهای داروخانه میگوید: «بههرحال اینها مردم را میزنند و اینکه میگویند بعضی از مردم مسلح هستند درست نیست»، خانمی که مشتری است بین حرفش میدود و میگوید: «اینطوری نگویید. همین دیشب سمت خانهی ما که این نزدیکی است جهنم بود. تعدادی از مردم سمت پلیس سنگ پرت میکردند. اگر پلیس نباشد که ما امنیت نداریم.»

بیشتر مغازههای خیابان دهقان بستهاند و برخی مغازهها تک و توک باز هستند. پاساژ کسا حوالی ساعت ۶ باز است اما نگهبان پاساژ میگوید کمکم میبندند. ساعت ۶/۱۵ دقیقه کرکرههای پاساژ بسته میشوند. چند نفر خانم و آقا که ماسک زدهاند، با چشمهایی نگران و جستوجوگر اطراف را نگاه میکنند و آهسته راه میروند. به نظر میرسد منتظر پیدا کردن جمعیت هستند.
آنطور که برخی از کسبه میگویند با وجود حضور پررنگ نیروهای یگان ویژه و پلیس بعید است جمعیت متشکلی شکل بگیرد.
مردم به گرانیها اعتراض دارند
یکی از کسبه که تمایل بیشتری برای حرف زدن دارد، بیسانسور و مکث جملههایش را پشت سر هم میگوید: «به نظرم جمعیت خانمها بیشتر است». او ادامه میدهد: «مردم به گرانیها اعتراض دارند. کسی هم فحش نمیدهد. نه به رهبری نه به کسی. البته بعضیها میگویند […]. خب اعتراض دارند.»
او که شنیده بعضی کشته شدهاند، میگوید: «شب اول شرایط خیلی بد بود. جمعه شب بهتر شد. البته ما هم میبندیم اما با صاحب مغازهای که باز بود حرف زدم. نیروها با تفنگ ساچمهای خیلی زیاد شلیک کردند. جای ساچمهها روی بخشی از مغازهی ما هم هست. همسایههایی که بودند، صدای تیراندازی زیادی شنیدند.»
ساعت ۶/۱۵ است. خبری از جمعیت معترض در خیابان نیست. خانم مسنی دم متروی نبرد ایستاده است و دربارهی علت ایستادنش میگوید: «میایستم جوانها را نگاه میکنم حالم بهتر میشود. من هم به گرانیها اعتراض دارم.»
دو ردیف از تابلوهایی مربوط به مسجد گوهرشاد در متروی نبرد به دیوار نصب شدهاند.




وضعیت میدان شهدا
ساعت ۶/۳۰ شب است و متروی شهدا برخلاف روزهای عادی، خلوت و خالی است. دو طرف شهدا ماموران و نیروهای بسیج ایستادهاند. دیگر مثل شبهای گذشته خبری از ماشینهای یگان ویژه نیست.
از بلندگویی نوای «حیدر حیدر و یا زهرا پخش میشود» کسی در بلندگو میگوید: «خداقوت» یکی از بسیجیها به لباس شخصی آن طرف خیابان با دستش علامت پیروزی را نشان میدهد.
چند بسیجی هم در گوشهی دنجی از پیادهرو در حال نماز خواندن هستند. برخی از بسیجیها هم از غذاهایی که بینشان تقسیم شدهاست، میخورند. چند کودک ۱۰-۱۲ ساله هم بین آنها دیده میشود.
یک شیرینیفروشی که در شبهای گذشته بسته بود، امشب باز است. فروشگاه اتکا و بیشتر مغازهها بسته هستند. سه خانم روی نیمکتی در پیادهروی ابتدای خیابان پیروزی مینشینند. هر سه ماسک دارند و میگویند: «ما ماسک زدیم چون آنفولانزای بدی گرفتهایم. حالمان حسابی بد است…» خانم دیگری در توصیف پنج شنبه شب چهارراه کوکا گفت: «آن شب پیروزی بوی مرگ میداد!»
ساعت ۷ شب است و خبرنگار انصاف نیوز نوشتهای را روی دیوار میبیند که شعاری در حمایت از رضا پهلوی بود.
تاریکی و خلوتی، طوری خیابان پیروزی را در آغوش گرفته است که گویی کسی در این منطقه زندگی نمیکند. بر خلاف جمعه شب که ساعت ۱۲ شب، چند باری صدایی شبیه تیراندازی شنیده میشد، امشب آرام و سوت و کور است.
انتهای پیام





افرادی که میگویند اعتراض حق ماست، در واقع دارند مسخرهمان میکنند یا سعی دارند خودشان را متمدن جلوه دهند. چطور اعتراضی حق ماست؟! توی دلمون برای خودمون اعتراض کنیم و با دهان بسته شعارهایی بدهیم در امانیم؟! دیگر بهانهای ندارند؟! فکر نکنم. چون دیدیم طرف آمد نشست، فقط نشست، بعد بلند شد که برود هم کتک خورد هم … به این بهانه که قصد نمادسازی داشت. یک راه بگو که باشد.
باید دهانها را بست و معترض نبود…
خدا خبرنگار مقرض و سردبیری مزدورتر از خودش رو لعنت کنه.
بیا بشین جای این سردبیر ببین جرات می کنی همین چند خط را بنویسی؟
حداقل همین جمله را با اسم و نام خودت منتشر می کردی که سردبیر هم جرات را از شما یاد بگیرد!
انصاف نیوز واقعا عالی عمل می کنه حتی در سخت ترین شرایط
تیتر یک سایت شده روایت توهمی از خبرنگاری که اسمش نیست. تمام گزارش مقرضانه برای گفتن یک جملهی اینکه کار خودشونه و بسیجی فلان هست.
فقط یک روباه صفت میتونه اینطور بنویسه.
یقینا دولت دست خودشون نبود، از کف خیابون و بغل مزدوران داخلی باید جمع میشدند. و تیتر یکشون نقد به دولت بود.
#بی_انصافنیوز
سردبیر و مدیر مسئول شما، علی اصغر شفیعیان، از حکومت رانت داره، از سیم کارت سفید تا چندین سال مجوز داشتن خبرگزاری (به شرط همکاری با نهاد های امنیتی) در جایی که صداهای دیگر منتقدان رو خفه کرده، حامی سیستم است، دستمال به دستی مزدودی چون شفیعیان خیلی هنر میخواهد.
همین افراط و تفریط ها مملکت را به اینجا کشانده، قشنگ در این گزارش اومده اکثرا خانم ها چادری بودند و آقایان ارزشی. و گفتن این حرف خیلی جیگر میخواد که شفیعیان این جیگر رو داشت و دارد.
کدوم ساعت فراخوان؟
کلا فراخوان ۴ روز بود….. رضا پهلوی هم دیگه نگفت بیاید
آقای توکلی سردبیر محترم ممنون. از خبرنگار هم ممنونم. در این سکوت در حد وسع کوشیدید.
تنتون سلامت و دمتون گرم.