۸۰ هزار «پلاسکوی بالقوه» زیر سقف تهران

ایمنی ساختمانها در تهران، مسئلهای ناگهانی یا تازه نیست، بحرانی است که به تدریج و در سکوت شکل گرفت و سالها در لایههای پنهان شهر انباشته شد.
به گزارش سایت جوان آنلاین، «اگر امروز از کنار هر هزار ساختمان تهران عبور کنید، احتمالاً چند ده تای آنها ایمن نیستند. شهری که روزانه میلیونها نفر را زیر سقفهایی فرسوده و پرخطر جا میدهد، هنوز هم با میراثی زندگی میکند که دیماه ۱۳۹۵ در پلاسکو خود را به خشنترین شکل ممکن نشان داد. حادثهای که یک ساختمان را فرو نریخت، بلکه پرده از بحرانی برداشت که سالها نادیده گرفته شدهبود.
ایمنی ساختمانها در تهران، مسئلهای ناگهانی یا تازه نیست، بحرانی است که به تدریج و در سکوت شکل گرفت و سالها در لایههای پنهان شهر انباشته شد. ساختمانهایی که یا از ابتدا بدون رعایت استانداردهای ایمنی قد علم کردند یا در گذر زمان، به سازههایی فرسوده و پرریسک تبدیل شدند.
با این حال، همین ساختمانها، هنوز محل کار، خرید و رفتوآمد میلیونها شهروند هستند؛ و مشخص نیست چه زمانی حادثهای شبیه پلاسکو دوباره رخ دهد، حادثهای که ۹ سال از آن میگذرد، اما شوک آن هنوز از ذهن شهر پاک نشده و هر خبر آتشسوزی یا ریزش ساختمانی، یاد آن را زنده میکند.
حادثهای تلخ و درسی گران!
برای شهروندان، نخستین مواجهه جدی با این واقعیت تلخ، زمستان ۱۳۹۵ رقم خورد، یعنی روزی که ساختمان پلاسکو، یکی از قدیمیترین مراکز تجاری پایتخت، در پی آتشسوزی فروریخت. فروپاشی پلاسکو تنها به معنای نابودی یک سازه قدیمی نبود، این حادثه، اعتماد عمومی به ایمنی ساختمانهای شهری را متزلزل کرد و سؤالی مهم را پیش روی مدیریت شهری گذاشت، اینکه آیا پلاسکو یک استثنا بود یا نمادی از بحرانی گستردهتر که سالها نادیده گرفته شدهاست؟!
پس از آن حادثه، توجه رسانهها، شورای شهر و دستگاههای مسئول به موضوع ایمنی ساختمانها بهطور محسوسی افزایش یافت. با این حال، واکنشها در سالهای ابتدایی بیشتر جنبه واکنشی داشت تا پیشگیرانه. نبود یک بانک اطلاعاتی جامع از وضعیت ایمنی ساختمانهای دولتی و خصوصی، امکان ارزیابی فراگیر را از مدیریت شهری سلب کردهبود. در چنین شرایطی، تمرکز بر ساختمانهایی قرار گرفت که خطر آنها آشکارتر و فوریتر به نظر میرسید، رویکردی که در نهایت به شناسایی فهرستی شامل ۱۲۹ ساختمان «بسیار بحرانی» در سطح شهر تهران انجامید.
این ساختمانها که عمدتاً قدیمی، پرتردد و دارای کاربریهای تجاری یا تجمعی بودند، به عنوان پرریسکترین نقاط شهر معرفی شدند. عدد ۱۲۹ بهسرعت به شاخص اصلی وضعیت ایمنی تهران در رسانهها تبدیل شد و سالها تکرار شد، عددی که اگرچه هشداردهنده بود، اما واقعیت را بهطور کامل بازتاب نمیداد. بسیاری از کارشناسان همان زمان بیان میکردند که این فهرست، تنها نوک کوه یخ ساختمانهای ناایمن تهران است و بدون یک نظام شناسایی جامع، ابعاد واقعی بحران همچنان پنهان میماند.
همین خلأ اطلاعاتی، در نهایت مدیریت شهری و سازمان آتشنشانی تهران را به تغییر رویکرد واداشت. از اوایل دهه ۱۴۰۰، طرحی با عنوان «نظام بازرسی ایمنی ساختمانها» در دستور کار قرار گرفت، طرحی که هدف آن عبور از شناساییهای محدود و موردی و رسیدن به تصویری واقعیتر از وضعیت ایمنی پایتخت بود. در قالب این طرح، ظرفیت ۱۳۹ ایستگاه آتشنشانی تهران به کار گرفته شد تا بازرسیها بهصورت میدانی، گسترده و نظاممند انجام شود، بازرسیهایی که برای نخستینبار، پایش مستمر را جایگزین واکنشهای دیرهنگام کرد.
اجرای این طرح، نقطه عطفی در مواجهه مدیریت شهری با مسئله ساختمانهای ناایمن به شمار میرود. نتایج آن، اگرچه در نگاه نخست نگرانکننده به نظر میرسید، اما در واقع پرده از واقعیتی برداشت که سالها زیر سایه آمارهای محدود پنهان مانده بود. براساس آخرین آمار اعلامشده از سوی سازمان آتشنشانی تهران، تاکنون حدود ۸۰ هزار ساختمان ناایمن در سطح شهر شناسایی شدهاست، آماری که ساختمانها را بر اساس میزان خطر طبقهبندی میکند.
طبق این دادهها، حدود ۲۷ هزار ساختمان در رده پرخطر، نزدیک به ۵۰ هزار ساختمان در رده میانخطر و حدود ۳ هزار ساختمان در رده کمخطر قرار دارند. در این میان، همان ۱۲۹ ساختمان بسیار بحرانی که پیشتر شناسایی شدهبودند، تنها بخشی از پرخطرترین مجموعه به شمار میروند؛ مجموعهای که هر چند تعداد آن کاهش یافته، اما همچنان یادآور این واقعیت است که پلاسکو نه پایان یک بحران، بلکه آغاز آشکار شدن آن بود.
شوکی که قواعد ایمنی شهر را تغییر داد
پلاسکو از یکسو، برای افکار عمومی نماد ناایمنی ساختمانهای تهران شد و از سوی دیگر برای مدیران شهری یک زنگ خطر جدی بود، زنگ خطری که نشان داد ادامه روشهای قدیمی، دیگر نهتنها ناکارآمد، بلکه پرهزینه و فاجعهبار است. در همین رابطه، مهدی بابایی، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران معتقد است حادثه پلاسکو نقطهای بود که نگاه مدیریت شهری به مسئله ایمنی را ناچار به تغییر کرد، تغییری که البته خیلی دیر آغاز شد.
بابایی با اشاره به شرایط ساختمان پلاسکو پیش از حادثه توضیح داد: «ساختمان پلاسکو با قدمتی نزدیک به نیم قرن، در حالی به فعالیت خود ادامه میداد که حجم بالایی از لوازم اشتعالزا در آن نگهداری میشد. این ساختمان حتی فاقد سیستم لولهکشی گاز بود و به دلیل نبود گاز، کسبه از وسایل گرمایشی غیراستاندارد استفاده میکردند. از سوی دیگر، سیستم اعلام و اطفای حریق هم در ساختمان وجود نداشت و مجموعه این عوامل، بستر وقوع یک حریق گسترده را فراهم کردهبود.»
به گفته رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، حادثه پلاسکو تنها یک آتشسوزی نبود، بلکه «یک شوک بزرگ به حوزه ایمنی شهری» وارد کرد: «بعد از پلاسکو مشخص شد که در حوزه حریق، دیگر نمیتوان با همان روشهای قدیمی با ساختمانهای ناایمن برخورد کرد. تا پیش از آن، رویکرد شهرداری عمدتاً به صدور اخطار محدود میشد و اقدام اجرایی جدی برای الزام مالکان به ایمنسازی انجام نمیگرفت. در کنار این موضوع، ضعف قوانین هم مزید بر علت شده بود و دست مدیریت شهری را برای برخورد مؤثر میبست.»
بابایی با نگاهی انتقادی به سالهای پس از حادثه بیان کرد که حتی پس از پلاسکو نیز تغییرات اساسی با تأخیر همراه بود: «تقریباً تا حدود چهار سال بعد از این حادثه، در دوره پنجم مدیریت شهری، اقدام مؤثری برای تعیینتکلیف ساختمانهای ناایمن صورت نگرفت و وضعیت به همان شکل گذشته ادامه پیدا کرد.»
به باور رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، نقطه چرخش واقعی از دوره ششم مدیریت شهری آغاز شد، دورهای که به گفته او، تلاش شد از تجربه تلخ پلاسکو درس گرفته شود: «در دوره ششم، با توجه به جانباختن تعدادی از آتشنشانان و شهروندان و همچنین خسارتهای سنگینی که به کسبه وارد شد، کمیته ایمنی شورای شهر با تصویب مصوباتی، شهرداری تهران را موظف کرد مالکان ساختمانهای ناایمن را به ایمنسازی ملزم کند. ما نحوه مواجهه با این ساختمانها را بهطور مشخص تعیین کردیم، از اخطارهای رسمی گرفته تا قطع انشعابات و در نهایت، درخواست پلمب در صورت بیتوجهی.»
او ادامه داد که همزمان با این اقدامات، ورود قوه قضائیه از جایگاه مدعیالعموم نیز نقش تعیینکنندهای داشت: «این همراهی باعث شد فضای جدیتری برای برخورد با ناایمنی شکل بگیرد. نتیجه این روند آن بود که طی حدود چهار سال و نیم گذشته از دوره ششم مدیریت شهری، بیش از ۶۰ درصد ساختمانهای بحرانی از طریق ایمنسازی از فهرست ساختمانهای بحرانی خارج شدند. علاوه بر آن، حدود ۲هزارو۵۰۰ ساختمان که در رده پرخطر قرار داشتند نیز پس از انجام اقدامات لازم، از این فهرست خارج شدهاند.»
بابایی در جمعبندی سخنان خود، پلاسکو را نقطه آغاز یک تغییر رویکرد دانست: «بعد از این حادثه، در مدیریت شهری رویکرد پیشگیرانه در مواجهه با حریق را در پیش گرفتیم، رویکردی که برای نخستینبار در تاریخ حریقهای شهر تهران، به کاهش تعداد حریقها در سطح شهر منجر شدهاست. این نشان میدهد که درس گرفتن از حوادث تلخ، اگر با اقدام همراه شود، میتواند نتایج ملموس داشتهباشد.»
هشدار درباره خطرات باقیمانده
با وجود این اقدامات، مدیران شهری میگویند خطر به طور کامل از تهران رخت نبسته است؛ موضوعی که مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، در جلسه اخیر شورا بدان اشاره کرد. او این حادثه را هشداری ماندگار برای شهر دانست و بیان کرد که پلاسکو باید برای همه، بهویژه افرادی که در ساختمانهای ناایمن فعالیت میکنند، یک درس عبرت باشد.
چمران با بیان اینکه اگرچه شرایط امروز تهران با سالهای گذشته تفاوت کرده، اما همچنان ساختمانهای ناایمن در شهر وجود دارد، گفت: «دیگر ساختمانی شبیه پلاسکو نداریم، اما این به معنای رفع کامل خطر نیست.»
به گفته او برخی نقاط شهر مثل بازار تهران در معرض تهدیدهای جدی ایمنی قرار دارند: «مسئله ایمنی بازار همچنان مطرح است و واقعاً شرایط آنجا خطرناک است. خدا نکند اتفاقی در بازار رخ دهد، چراکه تبعات آن میتواند بسیار سنگین باشد.»
رئیس شورای شهر تهران معتقد است عبور ساده از کنار این خطر، اشتباهی است که نباید تکرار شود و در این مسیر، همه نهادها و حتی شهروندان مسئولیت دارند: «قوه قضائیه، شورای شهر، شهرداری و خود مردم نباید از این خطر بگذرند.»
چمران در ادامه به یکی از مصادیق نگرانیهای ایمنی در محدوده بازار اشاره کرد و درباره وضعیت تونل ایجاد شده در زیر بازار توضیح داد: «قرار بود این تونل از نظر ایمنی ساماندهی و ایمنسازی شود. به هر حال در آنجا تخلف صورت گرفتهبود و زیر مغازهها تونل احداث کردهبودند.» او با اشاره به پیگیریهای انجامشده افزود: «تأکید ما به شهردار منطقه ۱۲ این بوده که این موضوع با جدیت دنبال شود و ملاحظات ایمنی در اولویت قرار گیرد.»
به گزارش «جوان»، صحبتهای مدیران شهری، یادآور همان درسی است که پلاسکو سالها پیش به تهران داد، اینکه ایمنی شهری با چند اقدام مقطعی مهیا نمیشود. بیتردید این مسیر نیازمند توجه مستمر، تصمیمهای دشوار و مواجهه با هشدارهاست، هشدارهایی که اگر جدی گرفته نشوند، هیچکس نمیداند فاجعه بعدی چه زمانی و کجا رخ خواهد داد.»
انتهای پیام




