زاگرس؛ جغرافیای آتش و انکار

فاطمه باباخانی در پیام ما نوشت: سالار اسفندیاری: در بعضی از حریقها بالای هزار هکتار از بهترین جنگلها و رویشگاههای زاگرس را از دست دادیم. درختان بنه و بلوط بالای ۵۰۰ سال سوختند و خاکستر شدند.

«توان ما بریده، همه آسیب دیدهایم، چشمم را از دست دادم، مهره کمرم آسیب دید، ماهیچه شکمم پاره شد، ریههایم آسیب دید، چیزی از من و ما نمانده. بیتفاوتی دولت و قوه قضاییه ما را میکشد.» اینها را کیان یزدانپور از فعالان محیطزیست نورآباد ممسنی میگوید. زاگرس امسال، سال پرحریقی را تجربه کرد. در نورآباد ممسنی ۱۵۰ مورد حریق داشتند. در کوهمره سرخی هم سالار اسفندیاری فعال محیطزیست، تنها در سال ۱۴۰۴، درگیر ۶۰ آتشسوزی در زاگرس بوده است. بیعملی سازمانهای متولی توان او را هم گرفته، اینکه مردم هر بار حریق را خاموش کنند و باز آتش زبانه بکشد.
زاگرس به دلایل مختلف میسوزد؛ اختلافات مرتعی، زمینخواری، کشت خشخاش، سهلانگاری برای حذف کاه و کلش، کشتهای پشت هم، اختلافات سیاسی و مدیریتی، نتیجه اما یکی است؛ سوختن و خاکسترشدن. کیان یزدانپور سالهاست که برای حفاظت از این عرصهها در قالب انجمن میراث زاگرس تلاش میکند. به گفته او این حجم حریق، نشاندهنده مظلوم و بیکس بودن زاگرس است. در این شرایط هر کسی برای اینکه به هدفش برسد به جنگل دستاندازی میکند. نه سازمان منابع طبیعی و نه باقی متولیان از جنگل حمایت نمیکنند. «زاگرس، یتیم مانده و پناهی جز مردم و انجمنها ندارد.»
به گفته یزدانپور سالبهسال تعداد آتشسوزیها در زاگرس بیشتر میشود. هزینه برای مقابله با حریق از سوی انجمنهایی که درگیر مهار آتش هستند سرسامآور شده و تلفات بسیار بالا رفته است. «سالانه چند کشته و زخمی داریم. زندگیهای زیادی تباه میشود و هیچکس ما را نمیبیند. این حجم بیاعتنایی دولت و بیپناهی جنگل در مقابل متخلفانی که آن را به آتش میکشند قابلتحمل نیست. ما دیگر توان نداریم.»
سال قبل انجمن میراث زاگرس در بیانیهای اعلام کرد که در اطفای حریق زاگرس شرکت نمیکند. آنها گفتند وقتی دولت وظیفه خودش را فراموش کرده و دست متخلفان را باز گذاشته، دلیلی برای این کار نمیبینند. بااینحال وقتی آتش به دل زاگرس افتاد، باز برای خاموشکردن راه افتادند. روند اما تغییر نکرده و همین باعث شده آنها تأکید کنند سال دیگر در هیچ عملیات اطفای حریقی حاضر نمیشوند. شاید این اقدام باعث شود مردم متوجه شوند چه اتفاق و بلایی دارد بر سر سرزمینشان و زاگرس میآید. «هر بار از متخلف شکایت میکردیم میگفتند باید سه شاهد بیاوری. در آن ارتفاعات ما از کجا سه شاهد پیدا کنیم.»
اطفای حریق زن و مرد ندارد
سالار اسفندیاری در منطقه کوهمره سرخی سالهاست که در حال اطفای حریق است. به گفته او آتشسوزیهای زاگرس در منطقه آنها از فروردینماه شروع شد و تا آذر که اولین بارشها را داشتند، ادامه داشت. «در کوهمره سرخی بالای ۷۰ حریق داشتیم. گاهی در یک روز ۵ تا ۷ نقطه در استان میسوخت.»
او معتقد است که ۹۵ درصد این آتشسوزیها عمدی بود و در نقاط بلند و مناطق صعبالعبور زاگرس را آتش میزدند. نیروهای محلی به همراه محیطبانان و جنگلبانان بارها متخلفانی را شناسایی و به دستگاه قضا معرفی کردند؛ اما در نهایت برخورد با آنها بازدارنده نبود. «چهار پنج نفری که من میشناسم تبرئه شدند و الان هم پرونده قضایی ندارند.»
آیا این افراد از جامعه محلی بودند یا کسانی خارج از آن منطقه؟ به گفته اسفندیاری حتی اگر جامعه محلی هم این کار را بکند، دلیل آن مشخص نیست. اینکه چرا بهترین نقاط زاگرس را آتش زدند. «در بعضی از حریقها بالای هزار هکتار از بهترین جنگلها و رویشگاههای زاگرس را از دست دادیم. درختان بنه و بلوط بالای ۵۰۰ سال سوختند و خاکستر شدند. با این شرایط اقلیمی و آبوهوایی این درختان جایگزین نمیشوند.»
در استان فارس تیمهای مختلف در کار اطفای حریق هستند، در نورآباد، در کوهچنار، در فیروزآباد و سایر مناطق فعالان محیطزیست به دل آتش میزنند و خود قربان میشوند. بالای ۸۰ درصد این حریقها توسط نیروهای مردمی و انجمنها جمع میشود. سازمان منابع طبیعی و محیطزیست برنامهای برای پیشگیری ندارند و همین باعث شده تا سالبهسال وضع بدتر شود. «هر سال دریغ از پارسال.»
یکی از مواردی که بارها درباره حریق زاگرس به آن اشاره شده، به ورود نیروهای آموزش ندیده یا برخوردهای احساسی با مسئله حریق برمیگردد. این مسئله باعث میشود که شرکتکنندگان در برنامه دچار سانحه شوند. اسفندیاری تأکید میکند که آنها تمام تلاششان را میکنند که کار به شیوه درست انجام شود. «من و آقای یزدانپور و دیگر فعالان محیطزیست کلاس آموزشی برگزار میکنیم. جنگ با آتش، یک جنگ نابرابر است. باید کفش و لباس مناسب داشته باشید و بدانید در برخورد با آن چگونه رفتار کنید.»
در آخرین آتشسوزیهای امسال، اسفندیاری سه نفر را به دلیل نداشتن کفش و لباس مناسب برگرداند. «جنگ با آتش شوخی نیست. باید با تمام قوا و ایمنی بروید. سلامت افراد برای ما از همه چیز مهمتر است.»
در این محدوده از زاگرس، فعالان محیطزیست تجهیزات اطفای حریق به اندازه کافی دارند، به خلاف دولت که محیطبانان و جنگلبانانش با مشکل امکانات و تجهیزات اطفای حریق مواجهاند و با تعداد محدود ناچارند از عرصههای گسترده حفاظت کنند. «کسانی که در پایتخت نشستهاند و مسئولیت دارند باید به فکر باشند. ما از استانداردهای جهانی در زمینه تعداد نیرو بسیار عقب هستیم. همین موضوع باعث شده منطقه حفاظتشدهای مانند «مالهگاله» با ۵۲ هزار هکتار، تنها با ۵ نیرو برای دو شیفت حفاظت شود که عملاً غیرممکن است.»
اسفندیاری معتقد است تا زمانی که نیروی محیطبانی و جنگلبانی تجهیزات برای حفاظت نداشته باشد، وضعیت زاگرس هم بهتر نخواهد شد. «با این حقوق و مزایا، با این خودروها و امکانات، حفاظت شدنی نیست. آنها باید پهپاد و دوربین دید در شب سوپرزوم داشته باشند.»
حضور زنان در عملیات اطفای حریق همچنان در ذهن بسیاری بدل به یک تابو شده. بااینحال اسفندیاری بارها شاهد بوده که زنان در برنامههای اطفای حریق، چه در بحث هماهنگی و چه مقابله با خط آتش، شرکت کردهاند. «بارها به مناطق آتشسوزی رفتیم و زنان از ما جلوتر و پایکار بودند. آنها از کردستان و آذربایجان غربی گرفته تا هرمزگان حضور مؤثری در خاموشکردن حریق داشتند.»
این فعال محیطزیست، این گزاره که زنان توان کمتری دارند را نادرست میداند. او حتی شاهد بوده که زنانی با سنوسال بالا که توانایی کوهنوردی هم نداشتند، داوطلب اطفای حریق بودند. «در چنین شرایطی مانع آنها میشدیم، هم برای سلامتشان و هم برای اینکه مشکلی برای بقیه تیم پیش نیاید. اما ما در سختترین آتشسوزیهای امسال هم، شاهد بودیم که زنان حضور مؤثری در منطقه داشتند.»
خواسته اسفندیاری، ورود مؤثر دستگاه قضا، در مسئله حریق است. اینکه مسئله را جدیتر پیگیری کنند، احکام قضایی سنگینتری دهند و فشارها به حدی برسد که کسی به فکر سوزاندن زاگرس نیفتد. «بهخاطر رویه سهلگیرانه شاهد این سطح از حریقها در زاگرس هستیم. ستاد بحران و سازمانهای مربوطه هم که برنامهای برای پیشگیری ندارند و در نتیجه زاگرس هر روز آب میرود.»
انتهای پیام
