یک یادآوری از تاریخ اسلام به برخی مسئولان

حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
خداوند که شارع عالم و حکیم هست، حرامهایی دارد و حلالها و جایزهایی؛ و حلالهای جایز گاهی واجب، گاهی مستحب، گاهی مباح و گاهی مکروه هستند که آن مکروهات به جهت مصالحی جایز شمرده شدهاند و شاید چون جواز مکروهات و استفاده از این رخصتها سبب میشود که افراد نیاز به دست اندازی به حریم حرامها نداشته باشند و حریم حرامها امان بیشتری داشته باشد، خدا دوست دارد همچنان که به حفظ حریم حرام و واجب پایبندیم، از رخصتها هم استفاده کنیم: «قَالِ الصَّادِقِ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحِبُّ أَنْ یُؤْخَذَ بِرُخَصِهِ کَمَا یُحِبُّ أَنْ یُؤْخَذَ بِعَزَائِمِه» (وسائل الشیعه، ج۱، ص۱۰۸)
متأسفانه در کشور ما معیار بعضی تصمیمها نه مصالح واقعی بلکه سلیقه اشخاص است مثلا الآن یکی از مسائل مطرح، موتور سواری بانوان است که از نظر شرعی منعی ندارد و جایز است و حتی شاید نتوان آن را شرعا مکروه هم شمرد و حتی اگر شرعا هم مکروه باشد، بالاخره خدای شارع به جهت مصالحی که خود میداند، آن را جایز شمرده و ما حق نداریم حلال خدا را چون به سلیقهمان نمیخورد، منع کنیم ولی متأسفانه در کشور ما و در نگاه برخی گاهی سلیقهها حتی بر احکام خدا هم حاکم است.
به سخنان یک نماینده مجلس، محمد سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، در باره موتور سواری بانوان توجه کنید. وی با انتقاد از مصوبه هیئت دولت درباره صدور گواهینامه موتور برای بانوان می گوید: «از رئیس مجلس درخواست کردیم و برایش امضا هم جمع کردیم که جلوی این مصوبه گرفته شود، چون اصلاً به صلاح نیست. من اجازه نمیدهم دخترم، همسرم یا خواهرم سوار موتور دوچرخ شوند».
مشابه این سخنان و مخالفت با طرحها و لوایح و قوانین با استناد به سلیقه و مصلحت سنجی فردی در سخنان برخی نمایندگان و بعضی دیگر مسؤولان فراوان شنیده میشود و ما را به یاد مناظره امام باقر با فردی در باره جواز متعه -یعنی ازدواج موقت- میاندازد.
در اسلام، اصل بر ازدواج دائم است و بسیار بدان سفارش شده و از کارهای بسیار پسندیده است ولی ازدواج موقت هم بنا به مصالحی جایز شمرده شده است. از همان ابتدا سلیقههایی با جواز ازدواج موقت موافق نبودند و آن را شبیه زنا شمرده و لذا وقتی صاحبان آن سلیقه ها بعد از پیامبر حاکم شدند، ازدواج موقت را منع کردند. امامان هم رغبتی به ازدواج موقت نداشتند، لذا در سیره آنان و خاندانشان عمل به این حکم به ندرت نقل شده ولی هیچگاه به منع آن روی نیاورده و همیشه مدافع جواز و حلیتش بودند. به مناظره امام باقر با یک مخالف متعه و طرفدار آن سلیقه توجه کنید.
عبد الله بن عمیر لیثی از امام باقر در باره حکم متعه سؤال کرد. امام فرمود خداوند آن را در کتابش و به زبان پیامبرش حلال کرده و تا قیامت حلال است. ابن عمیر با تعجب گفت: مثل شمایی این سخن را می گوید با این که می داند عمر آن را حرام کرده و از عمل به آن نهی نموده است! امام فرمود: «تو بر قول محبوبت عمر باش و من بر قول رسول خدا، و حاضرم با تو در باره حقانیت جواز متعه ملاعنه کنم که قول پیامبر حق و قول صاحبت عمر، باطل است.
ابن عمیر که دست خود را از برهان خالی دید، به سلیقه متوسل شد و عرض کرد: آیا خوشت می آید که زنان خاندانت، دخترانت، خواهرانت و دختر عموهایت متعه شوند! امام که با سخن بی مبنا و ارزش این فرد مواجه شد و تمسک او به سلیقه را دید، از او روگرداند. (کافی، ج۵ ، ص۴۴۹)
آری، ممکن است ما خیلی از حلال ها و جایزهای خدا را برای خود نپسندیم و بدان عمل نکنیم ولی حق نداریم آنها را برای دیگران هم ممنوع کنیم و زمینه تجاوز به حریم محرمات را فراهم سازیم.
بسیاری از ولنگاری های جامعه ما نتیجه حرام شمردن حلال ها مثل منع دوچرخه سواری و موتور سواری بانوان و منع ورود آنان به ورزشگاه ها و منع برگزاری کنسرتها بخصوص در بعضی شهرها با تمسک به عنوان «مقدس» و … است. وقتی ما جامعه را که همه مثل ما مذهبی نیستند، محکوم سلیقه مذهبی خود کردیم و به سلیقه خود، حلال خدا را برایشان حرام ساختیم، آنها هم به ولنگاری و بی اهمیتی نسبت به واجبات و محرمات سوق داده می شوند.
انتهای پیام




