رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

در میانهی این هیاهوی جنگ و قطعی اینترنت بین المللی و شرایط رکود حاکم بر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی که لاجرم و گریز ناپذیر است، به طور طبیعی آدمی وقت بیشتری برای کنکاش خاطرات و مرور نوستالژی های دیرین در کنار پیگیری اخبار روز تحولات دارد.
به یاد روزهایی میافتم که در ایام نوجوانی عشق به هنر سینما پایم را به وادی رسانه و مطبوعات باز کرد و مشتری پر و پا قرص مجلدات هنری و تصاویر مجذوب کننده هنرپیشههایی شدم که علاوه بر زیبایی بصری در آن روزگار نوجوانی برایم زیبا سیرت و خوش طینت جلوهگر بودند.
از وادی نوشته های هنری به تدریج به وادی نوشتارهای سیاسی کوچ کردم اما علاقه وافرم به هنر سینما همیشه با من باقی ماند و تا امروز پیگیر اهالی هنر و سینما بوده و مشتری سفت و سخت آثار هنری پرده نقرهای و در چند سال اخیر سریال های خانگی پلتفرم های فعال بودهام.
با همان هنرپیشگان و هنرمندان محبوبم قد کشیدم و مو سفید کردم و به سال های میانسالی رسیدم اما این روزها و در این بحبوحه تلاطم های سهمگین جنگ، هر چه نگاه می کنم، خبری از آن قرابت دلی و علقه و علاقههای قدیمی که بتوانم به آن چنگ بزنم و رشته مودت و دوستی را نگاه دارم، نمی بینم و پیدا نمی کنم.
راستش را بخواهید، دلم نبود این یادداشت نکوهشی و تلنگری را خطاب به سلبریتی ها بنویسم، اما هر چه کردم دلم نیامد که سکوت کنم و از خشم لب بگزم و از کنارش به سادگی گذر کنم که این رسم رفاقت و هم نوعی و هم وطنی نیست، که ما شما را در هر وضعیت و دیدگاه و منشی، هموطن و پاره تن حود می دانیم و نمی خواهیم که در آینده این سرزمین و پس از گذر از چالش این جنگ، شما را در موضعی شرمگین و نادم ببینیم.
نیک می دانیم که طی این چند سال اخیر اتفافات و تحولات سیاسی و اجتماعی شکل گرفت که بخش های زیادی از جامعه را دچار تاثیر و تاثر خود قرار داد و روح و روان عمومی را مرهون از تبعات خود در غم فرو برد و منجر به ایجاد گسل های اجتماعی شد.
ما هم همانند شما از این مخاطرات و دلگیری ها بری و به دور نبودهایم و به جایش پا به پای شما بارانی شده و خشمگین گشتهایم اما وقتی پای مام میهن در میان است، پای تجاوز سفاکان سفله نسل کش این شقی ترین اهریمنان تاریخ در حمله به ایران جان در وسط است و دست های این جنایتکاران به خون کودک و پیر و جوان و کودک و زنان ایرانی و هموطنان من و تو آغشته شده است، چه مجال سکوت و تردید و ملاحظه است که لب از لب نگشایید و حداقل با هموطنان خود ابراز همدردی کنید؟
چگونه می شود، ایرانی باشی، اهل هنر و ظرافت و طبع روان باشی، تاریخ خوانده باشی و با واقعیات ملموس جنگ روبرو شوی و فجایع رخ داده را ببینی و سکوت پیشه کنی؟
اصلا تو مخالف نظام، تو منتقد تمام قامت هر آنچه در حکمرانی رخ نموده و تو را به محاق سکوت برده است، آن کودک مینابی، آن دانش آموز لاری، آن زنان و کودکان به خون غلتیده که گناهی ندارند که تو کنج عافیت بطلبی و دهان باز نکنی.
اصلا بگذار صریح و بی پرده بگویم، تک به تک آن نظامیان ارتشی و سپاهی که جان در ره حراست از مام میهن در برابر تجاوز دشمن، گذاشته و آغوش به سوی تیر و ترکش گشودند، شریف ترین و مخلص ترین فرزندان این سرزمین هستند و وظیفه یکان یکان ایرانیان است که در مدح و ثنای این غیور مردان هر آنچه می توانند، کم نگذارند اینان اکنون و تا دنیا و ایران باقی است مظهر شرافت و هویت و اصالت و افتخار ایران و ایرانی هستند.
شما اگر در مدح و ستایش آنان سخن بگویید، خود را عزیز کردهاید و اعتبار برای خود خریدهاید نه آنکه بر عکس آن صادق باشد.
خلاصه آنکه این روزهای سخت نیز خواهد گذشت اما مردم فراموش نخواهند کرد که در این وانفسای تیر و ترکش و گلوله و نفیر موشک و پیکرهای غرق به خون، هر کسی کجا ایستاد و چگونه بر پیکر زخمی مادر میهن مرهم گذاشت و یاریگر فرزندانش شد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید