اگر اصلاح طلبان نبودند…؟! | مهدی یزدانیان

مهدی یزدانیان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «اگر اصلاح طلبان نبودند… !؟» نوشت:

در فرهنگ انقلاب اسلامی، جنگ امری پسندیده تلقی نمی‌شود و تنها زمانی معنا می‌یابد که در قالب دفاع از سرزمین، استقلال و آرمان‌ها باشد؛ از همین رو در ادبیات انقلاب، «دفاع» جایگاهی مقدس یافته است. جمهوری اسلامی ایران نیز در چهار دهه گذشته نشان داده که آغازگر هیچ جنگی نبوده و همواره کوشیده است تا حد امکان از مسیر دیپلماسی، گفت‌وگو و تعامل، پیام آزادگی و استقلال‌طلبی خود را به گوش جهانیان برساند.

قریب به دو ماه است که درگیر جنگی با خسارتی بی نهایت شده ایم. شهادت فرمانده کل قوا و پاسداران سر به دار و رشید ، ثلمه و خسارتی بر جامعه اسلامی تحمیل نمود که لا یسدها شئ. خسارتی که جایش پر نمی شود. نگارنده با اعتقاد به این سخن راهبردی رهبر شهید که دو جریان اصلی سیاسی در کشور باید مکمل یکدیگر در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی باشند، معتقد است که عقلای هر دو جریان نیز در طول سال‌های گذشته عمدتاً بر همین مسیر حرکت کرده‌اند.

با این حال، در مقاطعی تندروی‌ها و هیجانات سیاسی – که در بسیاری موارد ریشه در شور و احساسات جوانی دارد – سبب شده است که برخی افراد یا گروه‌ها تلاش کنند دستاوردهای ملی و توانمندی‌های جمهوری اسلامی را به نام جریان یا حزب خود ثبت کنند. این رویکرد تمامیت‌خواهانه گاه تا جایی پیش رفته که حتی در درون همان جریان‌ها نیز موجب بروز شکاف و انشقاق شده و تحمل دیدگاه‌های متفاوت درون‌حزبی را دشوار ساخته است. لذا در حماسه مقدس مقاومت هم این جریان تلاش دارد که از این حماسه ملی در تخریب اصلاح طلبی و اصلاح طلبان بهره برد.

با این مقدمه، موضوع بحث حاضر به طور مشخص به نقش و خدمات جریان اصلاح‌طلبی در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بازمی‌گردد. بدون تردید، جمهوریت یکی از ارکان بنیادین نظام برآمده از انقلاب اسلامی است و اصلاح‌طلبان همواره خود را پاسدار و سنگربان این اصل مهم دانسته‌اند. تجربه‌های انتخاباتی نیز نشان داده است که حضور فعال این جریان در عرصه رقابت‌های سیاسی، به افزایش مشارکت عمومی و شکوه بیشتر انتخابات انجامیده است.

انتخابات ریاست‌جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ از جمله مقاطع مهم در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی به شمار می‌آید؛ انتخاباتی که با حضور گسترده و حماسی مردم برگزار شد و فصل تازه‌ای در فضای سیاسی و اجتماعی کشور گشود. در همان سال‌ها، منطقه غرب آسیا با تحولات مهمی روبه‌رو بود و ایالات متحده با حضور نظامی در افغانستان و عراق، معادلات جدیدی در پیرامون ایران ایجاد کرده بود. بسیاری بر این باورند که مشارکت گسترده مردم و تقویت پشتوانه مردمی نظام، در کنار رویکردهای دیپلماتیک آن دوره، نقش مهمی در کاهش تهدیدات و دور شدن سایه جنگ از کشور داشت.

دومین دستاورد مهم جریان اصلاح‌طلبی را می‌توان در گشودن فضای گفت‌وگو و طرح موضوع آزادی‌های سیاسی در چارچوب قانون اساسی دانست. این رویکرد، با تکیه بر اصل جمهوریت، به شکل‌گیری و تقویت کانون‌های فکری، فرهنگی و دانشگاهی در کشور کمک کرد و زمینه‌ای برای رشد مباحث نظری و فکری در جامعه فراهم آورد.

ایده «گفت‌وگوی تمدن‌ها» از افتخارات جریان اصلاح طلبی بود و در زمانی مطرح شد که به دلیل محدودیت‌های ارتباطی و ضعف زیرساخت‌های رسانه‌ای و اینترنتی در داخل کشور، امکان حضور فعال ایران در عرصه افکار عمومی جهانی چندان گسترده نبود. در همان دوره، آمریکا با بهره‌گیری از هژمونی رسانه‌ای خود تلاش می‌کرد تصویر منفی و یک‌سویه‌ای از ایران ارائه دهد. طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها توانست تا حدی این فضا را تغییر داده و نگاه متفاوتی نسبت به فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی در سطح جهانی ایجاد کند.

اگر چنین گفتمانی در آن مقطع شکل نمی‌گرفت، ممکن بود تنش‌ها و فشارهای بین‌المللی مسیر متفاوتی پیدا کند؛ به‌ویژه در شرایطی که منطقه درگیر تحولات نظامی گسترده بود و هنوز توانمندی‌های دفاعی و بازدارندگی ایران به اندازه امروز تثبیت نشده بود.

عملکرد دولت اصلاحات در حوزه اقتصاد نیز موضوعی است که قضاوت درباره آن را می‌توان به افکار عمومی و شاخص‌های عینی سپرد. بررسی سطح قدرت خرید مردم، وضعیت معیشت کارگران و نسبت درآمدها با قیمت دارایی‌هایی همچون سکه طلا در آن سال‌ها، برای بسیاری از شهروندان به عنوان معیاری ملموس از شرایط اقتصادی آن دوره مطرح است. مقایسه این شاخص‌ها با شرایط امروز نشان می‌دهد که مسئله قدرت خرید و رفاه اقتصادی همواره از مهم‌ترین مطالبات جامعه بوده و همچنان نیز یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد دولت‌ها محسوب می‌شود

اینها صرفاً شَمایی کلی از رویکرد اصلاح‌طلبی در سه حوزه حیاتی سیاست، فرهنگ و اقتصاد است. اما همین نگاه اجمالی نیز به وضوح نشان می‌دهد که چرا حمایت از جریان اصلاح‌طلبی یک ضرورت انکارناپذیر است. اگرجریان اصلاح طلبی نبود، دو یا سه دهه قبل جنگ نظامی با آمریکا رخ می داد.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا