نیروانا مهرآیین، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «زخمهای خاموش جنگ رمضان؛ وقتی حقوق بشر از میدان نبرد تا ذهن انسانها را رصد میکند» نوشت:
در میان صداهای بلند انفجار، تحلیلهای نظامی و روایتهای پرتنش از آنچه این روزها «جنگ رمضان» نام گرفته است، یک حوزه کمتر دیده میشود؛ حوزهای که نه به نقشههای نظامی نگاه میکند و نه به توازن قدرت، بلکه به زندگی انسانها، بدنها و ذهنهایی که در سایه جنگ قرار میگیرند. پژوهشگران حقوق بشر و دانشمندان علوم سلامت در گزارشهای اخیر خود توجه را به لایهای متفاوت از جنگ جلب کردهاند: تأثیرات عمیق و اغلب پنهان درگیریهای نظامی بر سلامت روان، حافظه جمعی و ساختار اجتماعی جوامع.
مطالعات گسترده در علوم پزشکی و روانشناسی نشان میدهد که جنگ تنها به تخریب فیزیکی محدود نمیشود. درگیریهای شدید، بهویژه زمانی که با زبانهای تند و تصویرسازیهای افراطی همراه میشوند، میتوانند نوعی «آسیب جمعی» ایجاد کنند؛ وضعیتی که در آن اضطراب، ترس و احساس ناامنی به شکل گسترده در جامعه گسترش مییابد. این آسیبها گاه سالها پس از پایان جنگ نیز در قالب اختلالات اضطرابی، افسردگی یا اختلال استرس پس از سانحه باقی میمانند.
کارشناسان حقوق بشر تأکید میکنند که در چنین شرایطی، بیشترین آسیب متوجه گروههایی است که اساساً نقشی در تصمیمهای جنگی ندارند: کودکان، سالمندان، بیماران و غیرنظامیان. پژوهشهای انجامشده در مناطق مختلف جهان نشان داده است که تجربه مداوم صدای انفجار، بیثباتی و ناامنی، میتواند روند رشد شناختی کودکان را مختل کند و حتی بر نحوه شکلگیری حافظه و احساس اعتماد در آنها اثر بگذارد. به همین دلیل، در ادبیات علمی حقوق بشر از اصطلاح «نسلهای جنگدیده» استفاده میشود؛ نسلی که تجربه جنگ نه در میدان نبرد، بلکه در زیست روزمره آنها حک میشود.
از منظر سلامت عمومی نیز جنگها زنجیرهای از پیامدهای پیچیده ایجاد میکنند. تخریب زیرساختها، اختلال در دسترسی به خدمات درمانی، و افزایش فشار روانی اجتماعی میتواند سیستمهای سلامت را با بحران روبهرو کند. پژوهشگران اپیدمیولوژی هشدار دادهاند که در چنین شرایطی، بیماریهای مزمن، مشکلات تغذیهای و اختلالات روانی به سرعت افزایش مییابند. این پیامدها اغلب کمتر از تصاویر نظامی دیده میشوند، اما آثار آنها میتواند برای سالها بر کیفیت زندگی جوامع سایه بیندازد.
در کنار این مسائل، متخصصان مطالعات رسانه و ارتباطات نیز به نقش زبان و روایت در تشدید یا کاهش آسیبها اشاره میکنند. وقتی جنگ با واژگانی مطلق و انسانزدایانه توصیف میشود، حساسیت عمومی نسبت به رنج انسانها کاهش مییابد. در مقابل، رویکردهای مبتنی بر حقوق بشر تلاش میکنند توجه را به کرامت انسانی، رنج غیرنظامیان و مسئولیت جمعی برای کاهش خشونت معطوف کنند.
از نگاه پژوهشگران، جنگ رمضان تنها یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه پدیدهای است که لایههای پیچیدهای از تجربه انسانی را در بر میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از نهادهای علمی و حقوقبشری بر این نکته تأکید دارند که بررسی جنگ باید فراتر از تحلیلهای نظامی باشد و ابعاد انسانی، روانی و اجتماعی آن نیز به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، علم و حقوق بشر در یک نقطه به هم میرسند: یادآوری ارزش جان انسانها در دل بحرانها. حتی در شدیدترین درگیریها نیز این اصل بنیادین باقی میماند که حفاظت از غیرنظامیان، کاهش رنج انسانی و حفظ کرامت انسان باید در مرکز توجه جهانی قرار گیرد؛ اصلی که میتواند چراغی کوچک اما ضروری در تاریکی جنگ باشد.
انتهای پیام




