گزارش میدانی خبرنگار انصاف نیوز از بازار کتاب در این روزها را در ادامه بخوانید:
قیمتش را نگاه کنید، بعد توی سایتها هم چک کنید. اگر آنجا ارزانتر بود، همانجا بخرید! فروشنده این جمله را با لبخند میگوید؛ جملهای که شاید تا چند سال پیش کمتر از زبان یک کتابفروش شنیده میشد. پشت پیشخوان یکی از کتابفروشیهای قدیمی خیابان انقلاب ایستاده است و میگوید دیگر به این رفتار مشتریها عادت کرده است.
عصر هجده تیر، خیابان انقلاب مثل همیشه شلوغ است. جوانانی از مترو پیاده می شوند که بعضی مقصدشان کتاب فروشی و بعضی کافه ها هست.
مرد جوانی کتابی درباره اقتصاد را از قفسه برمیدارد، چند صفحهاش را ورق میزند، قیمت پشت جلد را نگاه میکند؛ ۷۹۰ هزار تومان. چند ثانیه بعد تلفن همراهش را بیرون میآورد، نام کتاب را در یکی از فروشگاههای اینترنتی جستوجو میکند و رو به همراهش میگوید: اینجا ۲۰ درصد گرانتر است.
کتاب را آرام سر جایش میگذارد و از مغازه بیرون میرود.
فروشنده با نگاه او را دنبال میکند و به خبرنگار انصاف نیوز میگوید: این صحنه را روزی شاید پنجاه بار میبینم. مردم دیگر اول قیمت را با اینترنت مقایسه میکنند. اگر اختلاف حتی صد هزار تومان باشد، خرید را آنلاین انجام میدهند. خیلیها فقط برای دیدن کتاب به مغازه میآیند.
چند مغازه پایینتر، زوج جوانی میان قفسههای ادبیات قدم میزنند. زن جوان میگوید: دوست دارد کتاب را قبل از خرید لمس کند عکس کتاب در سایت یک چیز است، اما وقتی دستت میگیری، کیفیت چاپ و ترجمه را بهتر میفهمی.
با این حال، او هم میگوید که که معمولاً خرید نهایی را از اینترنت انجام میدهد؛ وقتی همان کتاب را در اینترنت با تخفیف ۳۰ درصدی پیدا میکنم، سخت است از اینجا بخرم.
این تغییر رفتار مشتریان فقط محدود به کتابهای عمومی نیست. بازار کتابهای دانشگاهی هم روزهای متفاوتی را تجربه میکند.
در یکی از کتابفروشیهای تخصصی علوم انسانی در پاساژی در روبروی دانشگاه تهران، دانشجوی ارشد مطالعات منطقهای مشغول جستوجوی کتابی است که به گفته خودش در کتابخانه دانشگاه پیدا نکرده است.
او میگوید: اول کتابخانه را گشتم، بعد نسخه الکترونیکی را هیچکدام نبود. حالا آمدهام ببینم نسخه دستدومش را پیدا میکنم یا نه. اگر نو باشد، واقعاً قیمتش برایم سنگین است چند ماه هست کارم را از دست داده ام و امیدوار بودم امتحانات مجازی باشد شاید با تقلب خرجش کمتر شود اما با حضوری شدن مجبورم کتاب بخرم!


فروشنده با سابقه این مغازه میگوید: بازار کتابهای دستدوم هنوز زنده است؛ اما مشتریانش تغییر کردهاند: بیشترشان دانشجوی ارشد و دکتری هستند. دنبال کتابهایی میآیند که یا چاپ نمیشود یا قیمتش خیلی بالاست. بعضیها هم فقط برای پایاننامهشان یک فصل از کتاب را لازم دارند.
مراجعهکنندگان همچنان برای دیدن تازههای نشر، ورق زدن کتابها و گرفتن مشاوره از فروشندگان به فروشگاه میآیند، اما بسیاری از آنها خرید نهایی را به فروشگاههای اینترنتی واگذار میکنند.
کتابفروش میگوید: رقابت با فروشگاههای آنلاین روزبهروز دشوارتر میشود. هزینه اجاره، حقوق کارکنان و مخارج جاری پابرجاست، اما مشتری بیش از هر چیز به اختلاف قیمت نگاه میکند.شاید ما عادت کردیم به این شغل؛ با این شرایط عملا ضرر کردیم و الان هم با مجازی شدن دانشجوها و تعطیلی ها سودی نبردیم.
او ادامه داد: اگر هم اجاره ای در این خیابان باشی که بدتر هست. اما فروش کتاب کنکور بازار بهتری دارد تا بقیه کتاب ها. مشتری های ثابت کمتر شده مثلا همین اساتید دانشگاه تهران کتاب سفارش می دادند اما الان کمتر زنگ می زنند یا سفارش می دهند.
با این حال، خیابان انقلاب هنوز کارکرد خود را از دست نداده است. اینجا فقط محل خرید کتاب نیست؛ جایی است که دانشجوها قرار میگذارند، پژوهشگران دنبال چاپهای قدیمی میگردند، علاقهمندان ادبیات تازههای نشر را ورق میزنند و کتابفروشها هنوز نام بسیاری از مشتریان ثابت خود را از حفظ هستند.
دست فروشی در انقلاب که به قول خودش کتاب نایاب یا ممنوعه می فروشد می گوید: قبلا بازار بهتر بود، البته هنوز هم دنبال کتاب های چاپ بیرون ایران، یا تاریخ بی سانسور یا کتاب ادیان مذهبی هستند. بعضی ها هم دنبال کلکسیون هستند و من باید در کنار این کتاب ها چند کتاب زرد هم بفروشم تا خرج ماهانه در بیاید.
انتهای پیام




