در غارهای پارینه‌سنگی به دنبال کدام طلا می‌گردید؟ | تیشه جهل بر پازل ابدی تاریخ

دکتر سمانه نظیف، مدرس دانشگاه معماری و هنر پارس، در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

وقتی از تخریب محوطه‌های باستانی و قاچاق اشیای تاریخی حرف می‌زنیم، معمولاً به بیانیه‌های تکراری، کلیشه‌های همیشگی درباره «میراث گذشتگان» و حسرت‌های دورهمی در اتاق‌های تاریک دانشگاه عادت کرده‌ایم. ولی بیایید این بار کلیشه‌ها را کنار بگذاریم، اصلاً آیندگان را هم رها کنیم و خودمان را بچسبیم؛ چرا یک نفر باید به خود اجازه دهد زرنگی کند و چیزی را که سهم و حق مشاع تمام مردم این مرز و بوم است، به‌تنهایی بالا بکشد و غارت کند؟

اگر نگاهی جهانی و علمی به ماجرا داشته باشیم، هر محوطه باستانی یک تکه از یک پازل بزرگ جهانی است. وقتی قاچاقچی یا گنج‌یاب به جان یک تپه یا غار می‌افتد، یک تکه از این پازل را برای همیشه برمی‌دارد؛ تکه‌ای که جایش در تاریخ بشریت تا ابد خالی می‌ماند.

حقیقت تلخ و عریان؛ جهل تکنولوژیک خریداران فلزیاب

خوب است یک حقیقت علمی، عریان و تلخ را به افرادی که تحت تأثیر تبلیغات شیادانه دلالان فلزیاب قرار می‌گیرند بگوییم تا شاید دست از این تخریب‌های کورکورانه بردارند: ما حتی در دوره نوسنگی (یعنی آغاز کشاورزی، یکجانشینی و روستانشینی) هنوز فلز نداشتیم!

شما در یک محوطه پارینه‌سنگی، حتی سفال هم پیدا نمی‌کنید، چه برسد به طلا، نقره و کاسه مسی! چرا با لایه‌برداری‌های غیرمجاز و ویرانگر، به لایه‌های باستانی غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای آسیب می‌زنید؟ به دنبال چه می‌گردید در جایی که انسانِ آن عصر هنوز آهن و مفرغ را نمی‌شناخت؟ این جهل تکنولوژیک و شهوتِ یافتنِ گنج‌های خیالی، دارد موادی را نابود می‌کند که تنها ابزار باستان‌شناسان برای اثبات زیست و قدمت انسان در این جغرافیاست. چرا اجازه نمی‌دهید با اتکا به داشته‌هایمان در دنیا سر بلند کنیم و بگوییم ما نیز در تمام این دوره‌های تکاملی زنده بودیم، در این خاک زندگی کردیم و در تاریخ پارینه‌سنگی، مواد فرهنگی برجسته و حرف برای گفتن داریم؟

دولت‌ها و نهادهای حاکمیتی سال‌هاست که آموزش و توجیه مردم را رها کرده‌اند و دغدغه‌ای برای این لایه‌های پنهان ندارند. متأسفانه ما باستان‌شناس‌ها این متن‌ها را می‌نویسیم و تنها خودمان می‌خوانیم. اما برای تغییر این دایره بسته، چه کار علمی و عینی فراتر از کنفرانس و نشست و بیانیه می‌توان انجام داد؟ درمان این درد، فقط و فقط «تغییر زمین بازی از دانشگاه به کف جامعه» است. ما باید باستان‌شناسی را از پشت شیشه‌های موزه و صفحات کتاب‌های تخصصی بیرون بکشیم و آن را به یک دغدغه زنده و ملموس تبدیل کنیم:

۱. «انسان‌شناسی گنج‌یابی» و نفوذ به انجمن‌های مجازی

ما همیشه از بالا به گنج‌یاب‌ها نگاه کرده و کاتالیزورهای اصلی یعنی «جهل تکنولوژیک» و «مافیای فلزیاب‌فروشی» را رها کرده‌ایم. باستان‌شناسان دغدغه‌مند باید با راه‌اندازی صفحات و کانال‌ها در همان بسترهایی که این افراد حضور دارند (مثل اینستاگرام و تلگرام)، نه با ادبیات پیچیده دانشگاهی، بلکه با زبانِ خود توده مردم به جنگ خرافات بروند. باید محتوای علمی هدفمندی ساخت که مستقیماً مغز خیالباف آن‌ها را هدف بگیرد؛ مثلاً افشای این حقیقت علمی که «چرا در تپه‌های پیش از تاریخ طلا وجود ندارد؟» یا «چگونه کلاهبرداران با نشانه‌های ساختگیِ جوغن و لاک‌پشت، پول شما را بالا می‌کشند؟». وقتی فرد طمع‌کار بفهمد دارد وقت و پولش را در محوطه پیش از تاریخی هدر می‌دهد و جیبش توسط دلالان فلزیاب خالی می‌شود، دست از سر محوطه برمی‌دارد.

۲. پروژه «باستان‌شناسی جامعه‌محور» در حاشیه محوطه‌ها

قاچاقچیان بزرگ معمولاً با بلد‌های محلی کار می‌کنند؛ چوپان‌ها، کشاورزان و اهالی بومی روستاها که گاهی به خاطر فقر شدید مالی، وسوسه می‌شوند. باستان‌شناسانی که کار میدانی می‌کنند باید «شبکه‌های صیانت محلی» بسازند. وقتی به جوامع محلی آموزش داده شود که این محوطه باستانی اگر سالم بماند، در آینده می‌تواند از طریق گردشگری پایدار و بوم‌گردی برای فرزندانشان شغل و درآمد دائم ایجاد کند، خودِ مردم بومی تبدیل به حافظان امنیت تپه‌ها می‌شوند. بومی‌ها باید بدانند که با تخریب یک اثر، در واقع دارند منبع درآمد آینده روستایشان را نابود می‌کنند.

۳. مستندنگاری نجات‌بخشی و «پلیس سایبری مردمی»

اگر نهادهای رسمی نظارت کافی ندارند، خود جامعه علمی باید آستین بالا بزند. ایجاد پلتفرم‌های مستقل یا بسترهای گزارش‌دهی ناشناس که در آن باستان‌شناسان و علاقه‌مندان، حفاری‌های غیرمجاز، صفحات فروش اشیا و تخریب‌ها را با مختصات دقیق جغرافیایی ثبت و آرشیو کنند، گام اول است. گام دوم، رسواسازی بین‌المللی است؛ قبل از اینکه یک شیء پیش از تاریخیِ قاچاق‌شده در حراجی‌های بزرگ دنیا (مثل کریستیز یا ساتبیز) تطهیر شود، شناسنامه علمی‌اش باید در پلتفرم‌های بین‌المللی ضد قاچاق ثبت شده باشد تا امکان فروش قانونی در دنیا از قاچاقچی سلب شود. وقتی بازار خریدار خارجی کور شود، دست قاچاقچی عمده هم بسته می‌شود.

۴. استفاده از فناوری‌های نوین و باستان‌شناسی دیجیتال

امروز باستان‌شناسان مستقل دنیا منتظر تأیید و بوروکراسی‌های طولانی نمی‌مانند. با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای رایگان و تحلیل‌های مداوم با نرم‌افزارهای سنجش از دور (مانند Google Earth Engine)، می‌توان تغییراتِ عارضه زمین و حفرات غیرمجاز را در محوطه‌های دورافتاده رصد کرد و هشدار عمومی داد. افشاگریِ عمومیِ تخریب یک محوطه، مسئولان محلی را از ترس مسئولیت حقوقی و رسانه‌ای، مجبور به واکنش فیزیکی و حفاظتی می‌کند.

دیگر زمان گله‌گذاری‌های بی‌حاصل گذشته است. غارت پازل پارینه‌سنگی این خاک، یعنی قطع کردن بازوی پژوهشِ تکامل انسان در ایران. نباید بگذاریم تیشه جهل، ریشه این پازل ابدی را از بین ببرد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *