الف. محفوظ، انصاف نیوز:
آقای دکتر موسی غنینژاد یک آکادمیسین به تمام معناست و از این منظر، به خلاف ظاهرشان، چند سر و گردن از دیگر مدعیان علم اقتصاد و علوم اجتماعی و سیاسی بالاتر است. دقیقاً به همین جهت است که ایشان عمر شریفشان را پای دفاع از مکتب لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و لیبرتارینیسم ایثار کرده و در برابر چپهای جنایتکار و ایدئولوژیزده که عامل همه فجایع تاریخ بشرند، حتی از آبرو مایه گذاشته است. چرا؟ چون لیبرالیسم علم است و سوسیالیسم ایدئولوژی و ضدعلم.
چپها چیزی جز شعار ندارند. میلیونها صفحه از متون چپ را بررسی کنید، یک گزاره علمی نمییابید. همهاش شعار است، آن هم از نوع بیادبانه. اما امثال آقای دکتر غنینژاد یا استاد مهدی تدینی، که هر دو تجسم لیبرالیسم ناب فون هایک هستند، هیچوقت شعار نمیدهند و به رقیب برچسب نمیزنند. اندیشه و گفتار طرف را نقد میکنند و کاری به شخص و شخصیت گوینده ندارند. نمونهاش اظهارات دقیقاً علمی اخیر دکتر غنینژاد در نقد شریعتی که حکم آخرین میخ علم و سواد را بر تابوت جهل و بیسوادی چپهای ایدئولوژیزده داشت. بیجهت نیست که چپها همه متحد شده و کمر به تخریب شخصیت ایشان بستهاند.
اینها همه از سر عقدهگشایی است و بس.
تقصیر دکتر غنینژاد و استاد تدینی چیست اگر چپهایی مثل مارکس، بارت، فوکو، پیکتی و دیگران به شعب نهضت سوادآموزی دسترسی نداشته و لذا بیسواد ماندهاند؟ خب شما هم مثل دکتر غنینژاد، استاد تدینی و استاد مطهرنیا همت میکردید و میرفتید در کلاسهای نهضت حاضر میشدید تا امروز مجبور نباشید به جای نقد سخن، زبان دراز خود را به فحاشی علیه گوینده سخن بیالایید.
اگر سواد ندارید، لااقل به چهره باسوادها پنجه نکشید.
انتهای پیام






در جواب مقاله آقای الف محفوظ باید گفت که مسئله
بسیار ساده است.
در یک سطح بنیادی توزیع ثروت در جهان عادلانه نیست. و برداشت من این است که چپ ها خواهان
تغییر در این مورد هستند.
و دیدگاه دیگر طرفدار حفظ وضع موجود است.
از منظر علمی هر تراکمی ناپایدار است و در وضعیت
تعادلی شامل توزیع متوازن و متعادل است. لذا چپ ها علیرغم دگم بودن و ایدئولوژی زده بودن در طرف
صحیح تاریخ قرار دارند.
«محفوظ»! گرامی
اگر کمی دقت داشتید، متوجه می شدید که این، آقای دکتر غنی نژاد محبوب شما هستند که پنجه بر چهره ی بزرگان می کشند؛ به چه انگیزه ای، الله اعلم!
غنی نژاد گفت شریعتی تمام دروغهایش را منسوب به دکتر شاندل فرانسوی میکرد. در حالیکه پروفسور شاندل وجود خارجی ندارد و شاندل یعنی شمع و مخفف (( شریعتی ،مزینانی علی )) است. یک نفر از چپ های مسلمان (( مجاهد خلق )) و مسلمان چپ (( دکتر سروش )) هنوز جرات نکردند بگن پروفسور شاندل وجود خارجی داشت یا خیر.
واقعا این دو گرامی که کامنت گذاشته اند متوجه نشده اند که متن آقای محفوظ در دفاع از غنی نژاد نیست در مذمت و هجو اوست به زبان طنز
و عجیب آن عزیزانی که این دو کامنت را لایک کرده اند
جناب م ک عزیز.
این جانب حرف های خودم را بیان نموده ام.
حال در چارچوب به اصطلاح جواب به مقاله.
روش مرحوم دهخدا در دورانی که آزادی نبود
این بود که مدام از عبارت ” ما کی گفتیم”
استفاده می کرد و همه حرفهایش را می زد.