کمی تا قسمتی جدی | مرثیه‌ای برای جانماز بابک زنجانی

الف. محفوظ، انصاف نیوز:

برخی خبرهای انصاف نیوز آنقدر تلخ و سوزناک است که آدم جرات نمی‌کند، (شاید هم رغبت نمی‌کند) از تیتر عبور کند و متن خبر را بخواند. آخر بی انصافها! مگر هفته نامه حوادث است که اینطور با اعصاب و عواطف خوانندگان بازی می‌کنید؟

چقدر دنیا بی‌وفا و چهرۀ زندگی کریه و طبیعت بشر از رحم و شفقت به دور است. گویی زهدان مادر گیتی شده جعبه پاندورا و دم به دم فجایعی را زایمان می‌کند که باید کارون کارون خون گریست.

وقتی در بخش حوادث انصاف نیوز خواندم بابک زنجانی توبرۀ دلش را برای افکار عمومی گشوده و دهان را به افشای مظالمی که بر او رفته گشاده نزدیک بود از اندوه دق کنم.

۷ سال مقاومت در سلول انفرادی کار هر کسی نیست جز ابر مردی افسانه‌ای مثل بابک جان. حالا انفرادی به کنار که تقریبا عادی شده و می‌توان ندید گرفت. اما این درد را با که بگوییم که ماموران حتی جانماز بابک عزیز را هم برده بودند. این جانماز پاک و آب کشیده که مثل روز اول دست نخورده و نو در کشوی دراور آقای زنجانی بود به کجای پرونده‌های نفتی مربوط می‌شد که با خود بردید و دل یک عابد و زاهد کارآفرین را شکستید؟

آیا سماع عارفانۀ بابک را در میان گلچهرگان تاجیکستان از یاد برده بودید؟ واقعا چطور دل سخت‌تر از سنگتان راضی شد جانماز بابک زنجانی را هم با خود ببرید و این تراژدی را در تاریخ درآمدهای نفتی ایران رقم بزنید؟ آری بترسید از گردش روزگار که از قدیم گفته‌اند یک روز پای چوبۀ دار و دگر روز بر فراز کوهی از یورو و دلار!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *