یمنی شدن و یوسف پزشکیان

میلاد پورقنبر در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

اخیراً پیامی از یوسف پزشکیان در حال بازنشر شدن است که در آن، گویی از مردم ایران خواسته است مثل مردم یمن زندگی کنند؛ کمتر بخورند، کمتر مصرف کنند و کمتر مسافرت بروند.

آنان که این پیام را مغرضانه و عامدانه به‌صورت ناقص پخش کرده‌اند، تنها نیمی از ماجرا را نشان داده‌اند تا با توسل به آن، وی را تخریب کنند. باتوجه به واکنش‌های صورت گرفته به پیام یوسف پزشکیان، ذکر چند نکته را لازم می‌دانم:

۱- این توییت، یک پیام واکنشی است، نه کنشی مستقل.
در واقع، یوسف پزشکیان این متن را به‌خودی‌خود ننوشته، بلکه در پاسخ به کاربر دیگری نوشته و اساساً حالتی کنایه‌آمیز دارد. او در پاسخ به شخصی نوشته که آرزو کرده بود پزشکیان یک‌هزارم اراده مردم یمن را داشته باشد.
از این‌رو، نمی‌توان پاسخ او را جدا از این زمینه خواند و بعد آن را به‌عنوان مطالبه یا توصیه‌ای عمومی به مردم ایران برای فقیرانه‌تر زندگی کردن بازنشر کرد.

۲- بنابراین، پاسخ یوسف پزشکیان، در متن همان گفت‌وگو، پاسخی سنجیده و قابل فهم است؛ به‌خصوص که مخاطبش بخشی از تندروهای جنگ‌طلب است، نه همه مردم.
یوسف پزشکیان اتفاقاً مجبور به مراعات بوده که به آن کاربر با آن ادعای مضحکش نگفته مقصر بخش قابل توجهی از شرایط کنونی ایران، همین شما و همفکرانتان هستید.

نمی‌شود که کنار گود بنشینند و بگویند: لنگش کن!
سخن برای گفتن در این مورد بسیار است، لکن هدف این نوشتار نیست. وگرنه، آن جماعت و همفکرانشان خود باید پاسخ‌گو باشند، نه اینکه دولت را به بی‌ارادگی و ضعف متهم سازند.
پس حالا که در میانه جنگیم، وقت آن است که مقابل بیگانگان یکی شویم. وگرنه سخن بسیار است بر سر اینکه چه کسانی جنگ را وارد این خانه کردند!

۳- طبق آنچه بیان شد، سخن یوسف پزشکیان در این شرایط، پاسخی قابل دفاع بوده و نمی‌توان آن را آنگونه که اکنون بازنشر می‌شود، توصیه‌ای عمومی به مردم ایران برای «یمنی شدن» دانست.
لکن پر واضح است که اگر بخواهیم وارد مقوله دولت و وظایف آن شویم، تنها بیان این جمله کافی است که اساساً رسالت دولت‌های مدرن، بیشینه کردن رفاه و آسایش مردم است و دولتی موفق خواهد بود که خدمات بیشتری تولید کند و مردم، رضایت و رفاه بالاتری داشته باشند.
اینکه مردم در شرایط دشوار و جنگی ناچار شوند از مصرف خود بکاهند، یک واقعیت تحمیلی است؛ اما اینکه دولت، کاهش رفاه مردم را به‌عنوان یک هدف یا فضیلت تجویز کند، بحث دیگری است.

۴- اساساً آیا همه افراد آزادند نظر دهند؟ دموکراسی می‌گوید بله.
اما ایراد آن است که کسی سر جای خودش نیست.
نه یوسف پزشکیان و نه مخالفانش.

مراد من یک نگاه نخبه‌گرایانه است و معتقدم یوسف پزشکیان، که استاد دانشگاه صنعتی سهند و متخصص فیزیک است، در حوزه تخصصی خودش صاحب‌نظر است. اما تخصص دانشگاهی او در علم سیاست، جامعه‌شناسی یا اقتصاد نیست و با این حال، درباره همه این حوزه‌ها اظهارنظر می‌کند و اتفاقاً به دلیل موقعیتش، اظهارنظر او تأثیرگذار هم هست.

مسئله این نیست که او حق اظهارنظر ندارد؛ مسئله این است که حق اظهارنظر با صلاحیت تخصصی و حق تصمیم‌گیری یکی نیست.
این موضوع، به‌خصوص درباره کسانی که به واسطه جایگاه سیاسی یا خانوادگی خود مخاطب و اثرگذاری بیشتری دارند، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.
و این مغایر با تخصص‌گرایی است؛ مغایر با آن است که ندانیم و حرف بزنیم و بالاتر از آن، عمل هم بکنیم.
اما این ایراد تنها متوجه یوسف پزشکیان نیست. متوجه غالبِ قالب دولت‌هاست.

تا بوده چنین بوده و جای ملاک تخصص را معیارهایی گرفته‌اند که باعث شده کسانی را بالا بیاوریم که هیچ شایستگی مرتبطی ندارند؛ بلکه تنها دلیل برگزیدنشان این است که به نوعی از ما هستند.
و این، جای تخصص‌سالاری را چنان گرفته که متخصصان علم سیاست، مهجور این جمع هستند و غالباً غریبه‌های این فضا!

مسئله، در نهایت، فقط یوسف پزشکیان نیست؛ مسئله این است که چرا در ساختار حکمرانی ما، تخصص تا این اندازه در برابر تعلق، نزدیکی جناحی و موقعیت، به حاشیه رانده می‌شود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *