هوش مصنوعی؛ آینده را الگوریتم‌ها تعیین نمی‌کنند، بلکه نهادها می‌سازند

عرفان میرزا زاده، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشتی با عنوان «» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

در سال‌های اخیر، بخش عمده مباحث مربوط به هوش مصنوعی بر رقابت برای ساخت مدل‌های بزرگ‌تر، پردازنده‌های قدرتمندتر و دسترسی به داده‌های بیشتر متمرکز بوده است. با این حال، به نظر می‌رسد مهم‌ترین پرسش آینده، دیگر صرفاً یک پرسش فنی نیست؛ بلکه این است که آیا نهادهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی می‌توانند خود را با سرعت این تحول هماهنگ کنند؟ کارل-بندیکت فری، اقتصاددان و استاد دانشگاه آکسفورد، در گفت‌وگویی با مجمع جهانی اقتصاد بر این باور است که ظرفیت واقعی هوش مصنوعی تنها زمانی آشکار خواهد شد که نظام‌های حکمرانی، مقررات و سازوکارهای تصمیم‌گیری نیز همگام با آن تحول یابند.

به بیان دیگر، فناوری به‌تنهایی توسعه ایجاد نمی‌کند؛ کیفیت نهادهاست که مشخص می‌کند یک فناوری به رشد اقتصادی و رفاه عمومی منجر شود یا به افزایش نابرابری و بی‌ثباتی.فری معتقد است دهه گذشته را می‌توان دوره «رشد مبتنی بر مقیاس» در هوش مصنوعی نامید؛ دوره‌ای که افزایش حجم داده‌ها، توسعه مراکز پردازش و بزرگ‌تر شدن مدل‌های زبانی موتور اصلی پیشرفت بودند. اما این مسیر به تدریج به محدودیت‌های خود نزدیک می‌شود و ادامه آن، لزوماً جهش‌های بزرگ بعدی را تضمین نخواهد کرد.

از این پس، پیشرفت هوش مصنوعی بیش از هر چیز به نوآوری در روش‌های یادگیری، افزایش بهره‌وری و توانایی سیستم‌ها در تحلیل موقعیت‌های جدید وابسته خواهد بود.او برای توضیح این موضوع به تجربه مشهور سامانه «آلفاگو» اشاره می‌کند؛ سامانه‌ای که پس از شکست قهرمان جهان، در ادامه توسط بازیکنانی با استفاده از موقعیت‌هایی غیرمتعارف به چالش کشیده شد. این تجربه نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های هوش مصنوعی نیز خارج از چارچوب داده‌هایی که با آن آموزش دیده‌اند، ممکن است عملکرد مطلوبی نداشته باشند.

از همین رو، نسل آینده هوش مصنوعی باید بتواند مانند انسان، با نمونه‌های محدود بیاموزد و خود را با شرایط پیش‌بینی‌نشده تطبیق دهد.نکته تأمل دیگر، شکاف میان سرعت پیشرفت فناوری و سرعت اصلاح نهادهاست. فری معتقد است در بسیاری از سازمان‌ها، هوش مصنوعی به جای آنکه کیفیت تصمیم‌گیری یا پژوهش را ارتقا دهد، صرفاً موجب افزایش حجم فعالیت‌ها شده است.

در محیط‌های دانشگاهی نیز فشار برای انتشار بیشتر، باعث شده پژوهشگران به جای تمرکز بر تحقیقات عمیق، پروژه‌های بیشتری را به صورت هم‌زمان دنبال کنند. در نتیجه، بهره‌وری افزایش یافته، اما این افزایش الزاماً به نوآوری‌های بنیادین منجر نشده است.این تحلیل، پیام مهمی برای اقتصاد جهانی نیز دارد. در شرایطی که رقابت‌های ژئوپلیتیکی، انتقال آزاد فناوری را با محدودیت مواجه کرده است، کشورها دیگر نمی‌توانند تنها به واردات فناوری یا الگوبرداری از اقتصادهای پیشرفته اتکا کنند.

توسعه پایدار در عصر هوش مصنوعی مستلزم سرمایه‌گذاری در تحقیق، آموزش، زیرساخت‌های دیجیتال و تقویت ظرفیت‌های نوآورانه داخلی است.در مقابل، کشورهای در حال توسعه نیز با فرصت تازه‌ای روبه‌رو هستند. کاهش موانع زبانی از طریق ترجمه هوشمند، گسترش خدمات دیجیتال و کاهش هزینه ورود به اقتصاد دانش‌بنیان، امکان مشارکت گسترده‌تر این کشورها در تجارت خدمات را فراهم کرده است.

اگر این ظرفیت با سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی و اصلاح محیط کسب‌وکار همراه شود، هوش مصنوعی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد اقتصادی در این کشورها تبدیل شود.فری همچنین به موضوعی اشاره می‌کند که در سال‌های آینده اهمیت بیشتری خواهد یافت؛ مصرف انرژی. همان‌گونه که موتور بخار زمانی به فناوری تحول‌آفرین انقلاب صنعتی تبدیل شد که بازده انرژی آن افزایش یافت، آینده هوش مصنوعی نیز در گرو توسعه سامانه‌هایی خواهد بود که با داده کمتر، توان پردازشی پایین‌تر و مصرف انرژی محدودتر، عملکردی دقیق‌تر و کارآمدتر ارائه دهند.در نهایت، مهم‌ترین پیام این دیدگاه آن است که رقابت آینده کشورها صرفاً بر سر تولید مدل‌های هوش مصنوعی نخواهد بود، بلکه بر سر کیفیت حکمرانی این فناوری شکل خواهد گرفت.

دولت‌هایی که بتوانند میان نوآوری، تنظیم‌گری، حمایت از حقوق بنیادین، امنیت سایبری و اعتماد عمومی توازن برقرار کنند، از مزیت رقابتی بیشتری برخوردار خواهند شد.از این منظر، هوش مصنوعی پیش از آنکه یک چالش فناورانه باشد، آزمونی برای کارآمدی نظام‌های حکمرانی است؛ آزمونی که نتایج آن نه در آزمایشگاه‌ها، بلکه در کیفیت سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری و مدیریت عمومی آشکار خواهد شد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *