نقد استاد ادبیات بر غلط‌نویسی در تابلوهای تبلیغاتی شهری

محمد بهبودی نیا در سایت روزنامه خراسان نوشت: «به تازگی غلط نویسی و آشفته نویسی در تابلوهای تبلیغاتی شهری به یک بحث جنجالی تبدیل شده است. با دکتر اسماعیل امینی، استاد زبان و ادبیات فارسی در این باره گفت و گو کرده ایم.

اگر کسی همین امروز تصمیم بگیرد سرستون‌های تخت‌جمشید را فیروزه‌ای رنگ کند، طاق‌بستان را با کاشی‌های مدرن بپوشاند یا روی سی‌وسه‌پل سازه‌ای در سبک معماری سوررئال نصب کند، بی‌تردید با اعتراض افکار عمومی و بسیاری از کارشناسان روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا همه می‌دانیم میراث فرهنگی را نمی‌توان با سلیقه‌های شخصی و فقط به منظور جلب توجه دستکاری کرد.

اما وقتی نوبت به خط و زبان فارسی می‌رسد، انگار حساسیت ها رنگ می بازد. این روزها غلط‌‎نویسی روی تابلوهای شهری، بیلبوردهای تبلیغاتی، سردر فروشگاه‌ها و حتی برخی نوشته‌های رسمی، آرام‌آرام به امری عادی تبدیل شده است.چند نمونه از این پریشانی های نوشتاری عبارت اند از«سر خکنب دونرو غن»، به جای سرخ کن بدون روغن، «روغ نول وسیو نبدن » به جای روغن و لوسیون بدن.

این جا دیگر مسئله، پویایی یا به‌روزرسانی زبان نیست؛ زبان فارسی همواره زنده و پویا بوده اما در مورد خط و درست‎نویسی موضوع کمی متفاوت است. نگرانی از جایی آغاز می‌شود که غلط ‌نویسی و سلیقه‌ورزی جای قواعد زبان را می‌گیرد و آرام‌آرام یکی از مهم‌ترین ارکان هویت فرهنگی ما را دستخوش آشفتگی می‌کند. درباره این آسیب و پیامدهای آن با دکتر اسماعیل امینی، استاد زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر، هم‌کلام شده‌ایم.

این روزها غلط‌های نگارشی و آشفته نویسی های زیادی با هدف جلب توجه عابران و تبلیغات برخی محصولات، روی تابلوهای تبلیغاتی شهری دیده می‌شود. مگر برای این موضوع قانون وجود ندارد؟

بله این تابلوهای تبلیغاتی را در سطح شهر تهران دیده ام و اتفاقا در صفحه شخصی ام به شدت با این کار مخالفت کرده ام. برای برخورد با این موضوع آیین‌نامه و قانون وجود دارد و انتظار می‌رود با کسانی که تخلف می‌کنند، برخورد شود. کسی که نام‌های عجیب و غریب خارجی روی محصولات یا مراکز تجاری می‌گذارد، معلوم است که بالاخره سبیل دو نفر را چرب کرده که توانسته است مجوز بگیرد؛ زیرا قانوناً این کار ممنوع است. معتقدم وقتی این اتفاق می‌افتد، یعنی سبیل یک نفر چرب شده است.

ببینید همه خودروها باید معاینه فنی بگیرند؛ وقتی می‌بینید خودرویی به شدت دودزاست و آزادانه در شهر تردد می‌کند، یعنی به کسی که معاینه فنی را صادر کرده، پولی چیزی داده‌ و معاینه فنی اش را گرفته است.
اما سوال این جاست که آیا همه چیز را باید قانون حل کند؟ مگر برای این که دریا را آلوده نکنیم یا در جنگل زباله نریزیم، همیشه باید پلیس بالای سرمان باشد؟

بی‌توجهی به درست‌نویسی در آگهی های تبلیغاتی شهری، چه آسیبی به زبان فارسی وارد می‌کند؟

اول باید به این نکته توجه داشته باشیم که خط فارسی و زبان فارسی برای ما فقط وسیله ارتباط نیستند. این ها مهم‌ترین حامل فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی اند. بنابراین نمی‌توان با هویت و تاریخ یک کشور هر طور که دلمان می خواهد و بر اساس منافع‎مان رفتار کنیم و از روی سلیقه فردی آن را تغییر دهیم. اگر ارکان اصلی این خط را بر هم بزنیم، در واقع به یکی از ستون‌های هویت ایرانی آسیب زده‌ایم.
​​​​​​​
از طرفی کودکی که هر روز این واژه‌های اشتباه را روی تابلوهای شهری ، کتاب‌ها یا فضای عمومی می‌بیند، همان شکل غلط را یاد می‌گیرد، در نتیجه کم‌کم غلط‌ نویسی به امری عادی تبدیل می‌شود. اما همان طور که گفتم من معتقدم برخورد با این موضوع فقط وظیفه قانون نیست بلکه از همان سال‌های ابتدایی مدرسه، باید به کودکان آموخت که زبان فارسی بخشی از هویت آن‌هاست.

همان‌طور که به پرچم احترام می‌گذاریم، نه به خاطر این که تکه‌ای پارچه است، بلکه چون تاریخ، استقلال، هویت ما را نمایندگی می‌کند، خط و زبان فارسی نیز همین جایگاه را دارند. اگر این نگاه را از کودکی آموزش ندهیم، اجرای قانون هم به تنهایی راهگشا نخواهد بود. نتیجه این آشفتگی آن است که نسل بعد از ما ، حتی در خواندن متن‌های سی یا چهل سال قبل هم دچار مشکل خواهد شد.

بی تعارف بگویم این روزها دغدغه درست‌نویسی کمرنگ شده است. من هنگام داوری پایان‌نامه‌ها و مقاله‌های علمی، حتی در رشته ادبیات، با نمونه‌های فراوانی از این بی‌دقتی روبه‌رو می‌شوم. در کتاب‌های دانشگاهی نیز چنین خطاهایی دیده می‌شود و این واقعاً نگران‌کننده است.

مشکل این‎جاست که تصور می‌کنیم این گنجینه همیشه باقی خواهد ماند، در حالی که اگر نسبت به آن سهل‌انگار باشیم، به‌تدریج آن را از دست خواهیم داد. ما ملتی هستیم که صاحب شاهنامه، مثنوی، تاریخ بیهقی و هزاران اثر ارزشمند دیگر هستیم. اگر فقط بخواهیم آثار شاخص زبان فارسی را بشماریم، تعداد آن‌ها به هزاران عنوان می‌رسد؛ آثاری که بسیاری از ملت‌ها آرزوی داشتن حتی یکی از آن‌ها را دارند. کشورهای زیادی در منطقه، با همه امکاناتشان، حتی یک اثر همسنگ شاهنامه یا مثنوی ندارند.

اما ما گاهی چنان با این میراث رفتار می‌کنیم که انگار همیشه و بدون مراقبت باقی خواهد ماند، در حالی که چنین نیست. در پایان اگر بخواهم به موضوع اصلی مصاحبه برگردم، باید بگویم غلط‌نویسی، روی تابلوهای تبلیغاتی، فضای مجازی و یا هر محل دیگری وقتی به عادت تبدیل شود، دیگر نمی توان مانند بسیاری از اشتباهات ساده از کنارش عبور کرد، این موضوع آغاز فراموشی یک میراث است.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *