مرتضی زارعی در یادداشتی با عنوان «آیا تقوا به معنای حرکت بدون خطاست؟» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
دکتر پزشکیان تعریفی خاص از تقوا دارند که در دوره ریاست جمهوری آن را چند بار تکرار کرده اند. مورد آخر در مصاحیه اخیر تلویزیونی بود. تقوا از نظر ایشان، حرکت بدون خطاست. البته با توضیحی که دادند به تعبیر یکی از نویسندگان؛ عمل مسئولانه بیشتر از توضیح ایشان برداشت می شود، تا حرکت بدون خطا. اما آیا تقوا را می شود به حرکت بدون خطا تعریف کرد؟
به نظر می رسد این تعریف گرچه با معنای لغوی تقوا که از ریشه (وقی) به معنای حفظ کردن ونگه داری است، تناسب دارد و رابطه آن با حرکت بدون خطا را حفظ کردن خویشتن از خطا می توان دانست ؛امابا توجه کاربردهای قرآنی چنین تعریفی شرط منطقی تعریف را ندارد. تعریف باید جامع افراد ومانع اغیار باشد.
وقتی به موارد استعمال و به کار گیری تقوا توجه کنیم، می بینیم در قرآن تقوا هم درباره خداوند متعال به کار رفته است و از خدای تعالی به اهل تقوا یاد شده است و هم درباره انسان های مومن کاربرد دارد . با توجه به این اشتراک مهم باید تعریفی جامع داشت که شامل هر دو تقوای الهی و انسانی بشود . تعریف دکتر پزشکیان درباره تقوای خداوند می تواند صحیح باشد ؛ چون در کار الهی خطایی وجود ندارد ولی درباره انسان های مومن که امکان خطا کردن درباره آنها وجود دارد، تقوا را به این معنا نمی توان دانست.
از طرف دیگر نگاه مشهور نیز که در آن تقوا به پرهیز از گناه تعریف می شود، معنای دقیقی نخواهد بود؛چرا که امکان گناه درباره خداوند متعال صدق نمی کند؛بنابراین باید دنبال تعریفی بود که با معنای لغوی و با موارداستعمال تقوا سازگار باشد .
یکی از نکاتی که توجه به آن در یافتن معنای تقوا دارای اهمیت است ،تامل در برخی همنشین های کلمه تقوا در قرآن است. در مباحث معناشناسی از جمله روش هایی که در یافتن معانی واژه های یک متن به کار می رود، روش همنشینی است که بخشی از نظریه معناشناسی شناختی است.
در این روش، توجه به همراهان یک کلمه درکاربرد متنی ،برای یافتن معنای کلمه مورد تحقیق به ما کمک می کنند.
در قرآن جایی که کلمه تقوا درباره خداوند متعال به کار رفته است، در کنار آن کلمه اهل مغفرت هم دیده می شود و خداوند متعال به دو وصف اهل تقوا و اهل مغفرت توصیف شده است (مدثر/۵۶) معنای مغفرت، پوشاندن و گذشتن از خطایی است و خطا با کرم الهی پوشانده می شود. همنشین دیگری که این معنا را تایید می کند کلمه لباس است که درقرآن در کنار تقوا آمده و قرآن از لباس تقوا گفته است (اعراف /۲۶) لباس پوششی است که موجب زینت و وقار و حافظ صاحب لباس است.با توجه به این قرابت می شودگفت، در معنای تقوا پوشش و حریم داری عنصر مهمی است.
در تقوا و مغفرت و لباس هرسه نوعی از پوشش وجود دارد در جایی پوشاندن به قصد بخشش و عیب پوشی است و در جایی پوشاندن به هدف حریم داری است.به هدف عیب پوشی مانند آن که حافظ گفت : « عیبم بپوش زنهارای خرقه می آلود / کآن پاک پاکدامن بهر زیارت آمد»
از این روتقوا دو بخش دارد انجام اوامر وترک محرمات الهی.در انجام اوامر الهی پوشاندن و ایجاد حریم به خاطر پاسداشت و حفظ ارزش یک حق واجب است و در ترک محرمات ، لباس تقوا پوشش انسان از بدی و عیب می شود و در هردو حفظ گوهر حقیقت الهی وجود دارد.
با توجه به این نکات و با لحاظ معنای لغوی تقوا که حفظ کردن بود و البته با در نظر داشتن این که عنصرمهم تقوا توجه به حرمت وحریم خدای حق که صاحب همه حق هاست؛ لذا تقوا رعایت حریم ها و حق ها و جلوگیری از ضایع شدن آن ها برای حریم داری صاحب اصلی حق ها؛ یعنی خدای تعالی است . در مجموع، حرمت داری حق و صاحب حق معنای دقیق تری برای تقوا می تواند باشد؛ بنابراین در اصطلاح قرآنی گوهر معنایی تقوا حریم و حرمت داری حق است. این که در قرآن ملاک برتری انسان ها نیز تقوا دانسته شده است؛ چون هرکس با تقواتر باشد، حقیقت انسانی خود و هدف حق تعالی از خلقت خود را بهتر پاس می دارد؛ لذا انسان تر خواهد بود . (حجرات /۱۳)
خداوند متعال اهل تقوا و انسان مومن متقی ، حق ها و حریم ها را پاس می دارند و این پاسداشت حریم حق به یک معنا بازگشت به ادب ورزی نیز دارد؛لذا خدا و مومن ادب هر حقی را رعایت می کنند. در ابتدای سوره بقره نیز وقتی قرآن از اوصاف انسان های متقی می گوید به ایمان دربرابرغیب ، اقامه نماز ، انفاق ، ایمان به کتب آسمانی و یقین به آخرت، سخن به میان می آورد(بقره /۱-۵) این آیات شریفه ادب هر مقام وهر حقی را مشخص می کنند.
ادب قلبی در مقابل حقیقت غیب و کتب آسمانی ، ایمان آوردن به آنهاست .ادب عملی در حق خاص الهی ، برپایی نماز است. ادب برخورداری از ثروت و مکنت، انفاق و دستگیری از نیازمند است و اقتضای ادب معرفتی حقیقت آخرت، یقین به آن است.بنابراین ادب و تقوا درمسئولیت،پاسداشت حرمت و حق آن کار و تلاش برای انجام درست آن در کنار توجه به حق صاحب اصلی حق ها یعنی خداوند متعال است.
انتهای پیام




