نقدهای اسماعیل امینی به اثر جدید داریوش: «توهم توطئه» اصلا ترانه نیست

«توهم توطئه»، قطعه‌ی جدید داریوش اقبالی که ترانه‌سرایش فرزاد فتاحی است با واکنش‌های زیادی روبرو شد [لینک] و داریوش هم به انتقادات پاسخی داده است. [لینک] اسماعیل امینی، شاعر در گفتگو با انصاف نیوز درباره‌ی این ترانه گفت که «توهم توطئه» اصلا ترانه نیست چون وزن و عاطفه ندارد.

او ادامه داد: در این اثر منظور را بسیار صریح و بدون استفاده از هیچ آرایه‌ای گفته درست خلاف آهنگ‌های سیاسی قدیمی مانند «بوی گندم» از همین خواننده.

نکته‌ی دیگری که آقای امینی در این مصاحبه به آن اشاره کرد این بود که فرزاد فتاحی که ترانه‌سرا هم نیست تعریف مشخصی از «ما» به شنونده ارائه نداده و منظورش معلوم نیست.

او در مورد محتوای ترانه نیز می‌گوید که اصل «توهم توطئه» اساسا توطئه نیست و در شرایط حال حاضر و وضعیت خاص ما خبرچینی، بداخلاقی و توطئه اصلا دور از ذهن نیست.

صوت کامل این مصاحبه را در کانال تلگرام و بله‌ی انصاف نیوز بشنوید.

توهم توطئه اصلا ترانه نیست

انصاف نیوز: نظرتان در مورد قطعه‌ی جدید داریوش اقبالی «توهم توطئه» به لحاظ ساختاری و فنی چیست؟

فارغ از محتوای ترانه این قطعه نه موزون است و نه هیچ کدام از نشانه‌های ترانه را دارد. زبانش نه صمیمی‌ست، نه رسمی، نه موزون است و نه تخیل دارد. قافیه‌هایش خیلی مصنوعی‌ست طوریکه انگار تعدادی جمله را از اینترنت پیدا کرده و کنار هم گذاشته.

همه‌ی کسانی که با ترانه آشنایی دارند بالاخره این را می‌دانند که ترانه باید بهره‌هایی از صورت‌های خیال شعر، استعاره و تخیل داشته باشد. این ترانه‌سرا انگار تعدادی تیتر را کنار یکدیگر گذاشته و به زور نوشته. اصلا عاطفه ندارد.

ترانه باید موسیقی و عاطفه داشته باشد. اینکه کسی روی موج یک موضوع مورد علاقه‌ی عموم مردم تعدادی جمله را کنار هم بگذارد که ترانه نمی‌شود. اصلا شما ترانه‌ی کشورهای دیگر را ببینید. آیا یک ترانه‌ی این شکلی داریم؟!

کار ترانه‌سرا جستارنویسی نیست

انصاف نیوز: به‌نظر من به‌عنوان مخاطب عام حداقل خطوط ترانه بی‌ربط نبود. شاید یک بیانیه‌ی سیاسی بود اما بی‌ربط نبود.

ببینید ارتباط در ترانه از طریق منطقی که نیست از طریق عاطفی‌ست. در شعر هم همینطور است. جملات قصار که قرار نیست بگوییم. ترانه حرفش را از طریق زبان عاطفه می‌زند.

کار ترانه این نیست که مقاله، یادداشت یا جستار بنویسد. در مقاله و جستار استدلال و استنتاج می‌کنند یا دلیل علمی و منطقی می‌آورند. حتی در شرایط بحرانی تاریخی و واکنش سریع به یک موضوع هم کسی به این شکل ترانه نمی‌نویسد.

دعوای من سر این نیست که این ترانه بیانیه‌ی سیاسی بوده یا نبوده. خیلی از ترانه‌ها مثل تکست‌های رپ هستند که در زبانشان صراحت دارند اما ارتباط اجزایش از طریق تداعی و عاطفه است. اما در این ترانه چنین چیزی نمی‌بینید. این آقا(فرزاد فتاحی) اصلا ترانه‌سرا هم نیست.

سطرهای «توهم توطئه» موزون نیست؛ به زور با ملودی جور شده

کسانیکه که به این موضوع تسلط دارند اگر نگاهی کنند می‌بینند که هیچکدام از سطرهای این ترانه موزون نیست همه را به زور و با ملودی جور کرده. مشخص است که وزن بلد نیست.

صراحت در زبان موضوع دیگری‌ست. در دوره مشروطه هم با صراحت حرف می‌زدند. حتی درباره انتخابات، کابینه و اشخاص هم ترانه می‌ساختند. مثلا این بیت «ملت ار بداند ثمر آزادی را/برکند ز بن ریشه استبدادی را» خب این صراحت زیادی دارد. به هر حال این قطعه اصلا با پیشینه درخشان این خواننده متناسب نیست.

انصاف نیوز: در مورد محتوای این قطعه چطور؟ نظری ندارید؟

جدای از اینکه من با متن ترانه موافق یا مخالف باشم مسئله این است که ترانه جای این مباحث نیست. این حرف‌ها نیاز به استدلال و ارجاع و نتیجه‌گیری و مقدمه دارند.

«بوی گندم» قابل تفسیر است و «توهم توطئه» غیرقابل تفسیر

انصاف نیوز: اما ترانه‌های سیاسی‌ای هم داشته‌ایم که ماندگار شده‌اند. مثالش ترانه‌‌های آقای قنبری یا ترانه جنگل خود آقای داریوش اقبالی.

آن ترانه‌ها این حرف‌ها را آن هم به این شکل نزدند. آن ترانه‌ها حرف‌هایی زدند که قابل تاویل و تفسیر بود. «بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو / یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو» خب این قابل تاویل است. تخیل دارد.

اما در ترانه توهم توطئه اصطلاحا جملات تخت می‌بینیم. جملات تخت در نقد ادبی یعنی جمله‌ای که هیچ تکیه‌گاه خیالی ندارد. گفتن این جملات که هنر نیست.

انصاف نیوز: شما گفتید جای این حرف‌ها جایی‌ست که فرصت استدلال و استنتاج داشته باشیم. خب در همین مثال‌هایی که زدید که حرف‌های خیلی مهم‌تری در ترانه زده شده.

مسئله این است که به صراحت نگفته‌اند. فرض کنید ترانه مرا ببوس سیاسی نیست ولی مردم از آن تفسیر سیاسی کرده‌اند. می‌گویند که مبارزین در کوه‌ها این ترانه را زمزمه می‌کرده‌اند. مشهورترین این ترانه‌ها احتمالا «از خون جوانان وطن لاله دمیده» است. بعد از صد و چند سال هنوز سر زبان مردم است. تصویر دارد، استعاره دارد، ارجاع به متن‌های قدیمی‌تر دارد و…

با کدام «ما» حرف می‌زنید آقای ترانه‌سرا؟!

انصاف نیوز: بخشی از نقدهای به ترانه توهم توطئه این بود که چرا نوک پیکان نقدش سمت جامعه است آن هم در این شرایط درحالیکه به نظر بخشی از وظیفه هنرمند باید نقد جامعه هم باشد علاوه بر قدرت.

جامعه یک مفهوم انتزاعی‌ست. ما بیرون از ذهن که جامعه نداریم. ما افراد یا گروه‌های مختلف اجتماعی داریم. چیزی به عنوان کل جامعه ایران که نداریم. گروه‌های مختلف اجتماعی در ایران داریم.

بخشی از این گروه‌ها اصلا دارند با این قدرت کار می‌کنند. منتفع‌اند. کم هم نیستند. اینطور نیست؟! جامعه گروه‌های مختلف اجتماعی‌ست با دیدگاه‌های مختلف. این ترانه معلوم نیست کدام یک از این گروه‌های اجتماعی را هدف گرفته.

انصاف نیوز: اما آقای جمالزاده یا نویسنده‌ها و روشنفکران دیگر هم در مورد خلقیات ایرانی‌ها به‌صورت کلی گفته‌اند.

آن هم به لحاظ علمی اشکال دارد دیگر. برچسب‌های کلی در علم پذیرفته نیست. حیوانات را اینطوری دسته‌بندی می‌کنند و مثلا می‌گویند این گروه مهره‌دار است این گروه بی‌مهره. در مورد انسان که نمی‌شود چنین دسته‌بندی‌ای به کار برد.

این خطای بزرگی‌ست که الآن رایج شده مثلا می‌گویند نسل زد یا نسل آلفا. میلیون‌ها انسان را که نمی‌شود با یک برچسب شناخت. نتیجه همین می‌شود که برای گفتگو با این نسل سراغ بلاگرها، اینفلوئنسرها و آدم‌هایی که زرد و مبتذل هستند می‌روند. خیال می‌کنند زبان نسل جدید همین است ولاغیر درحالیکه نسل جدید یک چیز که نیست. ممکن است صدها نوع سلیقه میان آن‌ها باشد.

توطئه فقط یک توهم نیست

انصاف نیوز: خودتان نظری در مورد توهم توطئه ندارید؟

من گمان می‌کنم که اساساً توهم نیست. توطئه واقعاً وجود دارد و فقط هم از طرف بیگانه نیست گاهی از طرف همین داخل هم ممکن است باشد. حتی در روابط اجتماعی هم می‌تواند مثلاً در مناسبات خانوادگی، دوستانه و همکاری هم ممکن است با کسی که توطئه می‌کند یا دسیسه می‌کند مواجه شوید.

توطئه و دسیسه‌چینی مطلوب وضعیت استبدادی‌ست

انصاف نیوز: بله اما به نوعی ما را گرفتار نکرده؟! مثلا به هر کسی که زبان نقدش قدری آزادتر است می‌گوییم «از خودشونه».

نه، چیزی که شما می‌گویید موضوع دیگری‌ست. ما شرایط آزادی در نهادهای اجتماعی‌مان نداریم که دور هم بنشینیم و حرف بزنیم یعنی شما در یک جمع کوچک هم که می‌شنید و حرف می‌زنید بیم آن را دارید که یکی از همکاران صدایتان را ضبط کند و بعد باید بابت همان صوت جواب پس بدهید. برای خود من پیش آمده.

این شرایط نه فقط در کشور ما بلکه در همه جای دنیا ممکن است باشد. به هر حال مناسبات اجتماعی، فردی و صنفی ما خیلی منطقی نیست و تحت سیطره یک فضای خاصی‌ست. در همین فضای مجازی اگر نگاهی بیندازید آدم‌ها به راحتی حکم می‌دهند یا دیگری را زیر سوال می‌برند. هزاران بازپرس در همین فضای مجازی هست.

خب معلوم است که در چنین فضایی توطئه، دسیسه و خبرچینی هست و بداخلاقی رواج دارد. البته مناسبات اقتدارگرایانه هم به این شرایط دامن می‌زند و این شرایط را دوست دارد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *