انتشار قطعه جدید داریوش اقبالی با عنوان «توهم توطئه» در روزهای اخیر با واکنشهای متفاوتی در فضای مجازی همراه شده است؛ قطعهای که داریوش آن را با ترانهای از فرزاد فتاحی منتشر کرده و مضمون آن به موضوعاتی مانند دشمنسازی، نسبتدادن مشکلات به عوامل بیرونی و تکرار برخی الگوهای اجتماعی میپردازد.
در بخشی از ترانه، راوی از شرایطی سخن میگوید که در آن بسیاری از اتفاقات دارای یک «پشت پرده» تصور میشوند و اشتباهات نیز به دشمن نسبت داده میشوند. همین مضمون باعث شده بخشی از واکنشها متوجه زاویه نگاه داریوش در این اثر باشد.
گروهی از کاربران با انتقاد از ترانه معتقدند که استفاده از عباراتی مانند «ما را توهم توطئه دیوانه کرده» میتواند این برداشت را ایجاد کند که مسئولیت مشکلات بیش از اندازه متوجه جامعه و مردم شده است. از نگاه این گروه، در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی باید میان رفتار جامعه و عملکرد ساختارهای قدرت تفکیک قائل شد.
بخش دیگری از واکنشها نیز متوجه زبان ترانه و شیوه بیان مضمون آن بوده است. منتقدان معتقدند متن اثر بیش از آنکه یک ترانه اعتراضی متعارف باشد، حالوهوای یک بیانیه اجتماعی دارد و همین موضوع باعث شده برخی مخاطبان با آن ارتباط کمتری برقرار کنند.
در مقابل، گروهی از مخاطبان از انتشار چنین اثری دفاع کردهاند و معتقدند مضمون «توهم توطئه» را نباید صرفاً به معنای متهمکردن مردم یا نادیدهگرفتن عوامل سیاسی تفسیر کرد. از این منظر، داریوش تلاش کرده یکی از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی در تاریخ ایران را مورد نقد قرار دهد؛ یعنی عادتی که در آن فرد یا جامعه برای بسیاری از ناکامیها تنها به دنبال یک عامل بیرونی میگردد.
این موضوع البته برای داریوش سابقه دارد. او در گفتوگویی در سال ۱۳۹۳ گفته بود قصد دارد در آثار خود به برخی «نواقص فرهنگی» جامعه بپردازد و از جمله موضوعاتی که نام برده بود، «ایرانیان و توهم دائمی توطئه» بود. او در همان گفتوگو تأکید کرده بود که هدفش بیان این مسائل با زبانی است که مخاطب احساس نکند هنرمند در حال نصیحتکردن دیگران است.
در فضای مجازی اما بخشی از بحثها از خود ترانه فراتر رفته و به برداشتهای سیاسی از آن مربوط شده است. برخی کاربران این اثر را نقدی به جریانهای سیاسی و هواداران آنها دانستهاند، در حالی که گروهی دیگر معتقدند نباید یک اثر هنری را به یک جریان سیاسی خاص نسبت داد.
در نهایت، «توهم توطئه» بیش از آنکه صرفاً یک قطعه موسیقی تازه باشد، به بهانهای برای بحث درباره یک مسئله قدیمی در جامعه ایران تبدیل شده است: اینکه در مواجهه با بحرانها و ناکامیها، سهم عوامل بیرونی و سهم تصمیمها و رفتارهای خود جامعه چگونه باید سنجیده شود.
همین دو برداشت متفاوت، واکنشها به تازهترین اثر داریوش را به یکی از بحثهای قابل توجه پیرامون یک قطعه موسیقی در روزهای اخیر تبدیل کرده است.
انتهای پیام




