ضرورت تغییر رویکرد به سیاستگذاری ایجابی

دکتر رئوف پیشدار، استاد دانشگاه و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «تغییر رویکرد به سیاستگذاری ایجابی ضرورت است» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

هیچ زمانی با اطمینان می گویم؛ به اندازه این زمان، جای خالی نهادهای مدنی واقعی حس نمی شود، و خالی نیست. متاسفانه مجموعه ای از وقایع که برخی از آن‌ها بسیار دردناک بود و هست، فاصله و شکاف میان حاکمیت و مردم را در سال‌های اخیر بیشتر کرده است که اگر نهادهای مدنی واقعی وجود داشتند و طبقات میانجی بواسطه بسیاری تنگ نظری ها و نگاه‌های غیر علمی به جامعه حذف نشده بودند! و یا کارکردشان محدود نشده بود، امروز می توانستند این فاصله و شکاف را پُر کنند و یا لااقل از عمق آن بکاهند تا خطر لرزه ها از جامعه دور شود.

تجربه‌های اخیر به وضوح نشان می‌دهد که بخشی از بی‌ثباتی‌های اجتماعی، ناشی از ضعف کارکردی نهادهای میانجی است.
وقتی نهادهای مدنی به عنوان پل میان خواسته‌های مردم و مجراهای رسمی عمل نکنند، این پیوند گسسته شده و نارضایتی‌ها به جای بازنمایی ساختارمند، در بسترهای غیررسمی و پُر هزینه تخلیه می‌شوند. کمرنگ بودن این نهادها، جامعه را در مواجهه با فشارهای اقتصادی و بحران‌های روانی، بی‌دفاع می‌گذارد.

امروز، ضرورت تغییر رویکرد از سیاست‌گذاری کنترلی به سیاست‌گذاری ایجابی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ اجتناب‌ناپذیر برای بقا و پویاییِ جامعه در طوفان بحران‌هاست. به جامعه‌ای نیاز داریم که در آن، هر فرد، خود یک «کنش‌گر اجتماعی» باشد و نهادهای مدنی، نقش جدی در این زمینه داشته باشند.

با این وصف و در این شرایط ویژه و خاص که برای عبور از آن به یک همت عمومی و بسیج ملّی نیاز داریم، از هر سو و سمت سخنی گفته می شود و کلامی بر زبان می آید و فعلی صورت می گیرد انگار که یک جمع محدود، همه ی همت خود را مصرف این کرده اند که دولت را زمین بزنند و تا هر کجا که می توانند بر عمق فاصله اجتماعی میان حاکمیت و مردم بیفزایند و سرمایه اجتماعی نظام را بیشتر و بیشتر مصروف مطامع جناحی و گروهی خود قرار دهند.

وقتی  «عزت الله ضرغامی» رئیس پیشین رادیو و تلویزیون و یک اصول‌گرای شناخته شده عضو شورای عالی فضای مجازی نهاد فیلتر کننده اینترنت! می نویسد : «درست یا غلط، هویت انقلاب با رفتار و عملکرد روحانیت گره خورده است. روحانیت باید خودش را فدای اسلام کند. برخی از آنان ترجیح می‌دهند که اسلام را فدای خودشان کنند! (برخی روحانیون) حفظ خودشان را حفظ اسلام می‌دانند! مراقب سرمایه‌ اجتماعی نظام باشیم.» یعنی مردم حداقل برخی! از تکیه گاه‌های خود را نیز در این شرایط وانفسا از دست داده اند و مجلس نیز با تصویب طرح نفوذ، هر چه بیشتر فضای جامعه را مسدود می کند. فضایی که در آن در صورت قانون شدن طرح، هیچ هنرمند، روزنامه‌نگار، منتقد و نصیحت گری نمی تواند سخنی بر زبان بیاورد که به سیاه نمایی متهم می شود، حال آن‌که مشکل‌شان سیاه‌نمایی نیست، آئینه است!

واضح است که عدم پذیرش نظارت عمومی ، تن ندادن به اصلاح سیستماتیک درونی و توقف نقد حاکمان ، منجر به فساد و تعمیق روندهای ناکارآمدی در ساختار های اداره ای می شود .سیستمی که از نقطه سربه سر انرژی عبور کند،  یعنی تراز ورودی و خروجی انرژی در آن منفی شده است. معنی ساده اش این است که مجموعه تولید و خلق ارزشی که در این سیستم می‌شود، از مجموع منابع مالی و مادی که مصرف می کند ، کمتر شده است. یعنی این سیستم دارد از انباشت‌های مادی و معنوی گذشته می‌خورد. چنین سیستمی خیلی نمی‌تواند به این روش ادامه بدهد و یک جایی کم می‌آورد و باید در خودش تغییرات اساسی بدهد.

رسیدن نرخ تورم سالیانه مواد غذایی به استناد گزارش های رسمی به رقم سرسام‌آور ۱۳۰ درصد یعنی فاجعه! عددی هشداردهنده و بی‌سابقه در تاریخ اقتصادی ایران. معنای روشن این آمار، کوچک‌شدن بی‌امان و روزافزون سفره‌های کثیری از مردم این سرزمین است. قدرت خرید با شتابی باورنکردنی در حال فروپاشی است و در برابر آن، دایره‌ی آرزوهای حتی کوچک‌ترین شهروندان، هر روز بزرگ‌تر و دست‌نیافتنی‌تر می‌شود.

این فاجعه، هرگز حاصل تقدیر یا صرفا عواملی بیرونی نیست؛ بلکه محصول قطعی انباشت ناکارآمدی‌های ساختاری  است که جز بی‌ثباتی و فقرزایی، ثمری برای ملت نداشته است. جنگ و تحریم هم در این میان، نه علت اصلی که صرفاً عوامل تشدیدکننده‌ای هستند که بر کفه‌ی سنگین قصور و بی‌تدبیری داخلی وزن می‌افزایند.


انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *