یوسف پزشکیان در یادداشتی تلگرامی با عنوان «سوالهایی از مدل اقتصادی مورد نظر آقای جبرائیلی» نوشت:
یکجایی در فضای مجازی با آقای یاسر جبرائیلی همگروه هستیم. ایشان به تفصیل دیدگاههایشان را درباره اقتصاد و شیوه اداره کشور و … مطرح کردند. من صحبتهایشان را گوش دادم. یک لینکی هم فرستاده بودند که صحبتشان در یک جمع دیگری بود. آن را هم گوش کردم. دوستان میتوانند در اینترنت مطالب ایشان را پیدا کنند. ابتدا به اختصار فهم خودم از حرف ایشان را مرور میکنم. بعد چون دیگران را هم دعوت کرده بودند که به وضع موجود انتقاد و اعتراض کنند، چند نکتهای اضافه میکنم.
۱- خصوصیسازی در ایران اشتباه بود. پتروشیمیها، پالایشگاهها، فولاد، خودروسازی و … هیچکدام نباید خصوصی میشد.
۲- قیمت ارز باید توسط دولت تعیین شود و قیمت واقعی ارز بسیار پایینتر از چیزی است امروز داریم.
۳- تاسیس بانکهای خصوصی اشتباه بود و الان هم باید این بانکها را تعطیل کنیم.
حالا شاید جملهبندی من عین جملهبندی آقای جبرائیلی نباشد ولی آنچه از صحبتهایشان در ذهن من ماند، شبیه همین حرفهاست.
پیشتر عرض کنم که هیچ ادعایی در اقتصاد ندارم و فقط برای روشنتر شدن قضیه برای خودم چند تا سوال از آقای جبرائیل پرسیدم. ایشان به هر دلیلی جواب سوالهای مرا در گروه ندادند. دوست داشتم سوالها را به صورت عمومی منتشر کنم تا صاحبنظران همنظر با آقای جبرائیلی اگر دوست داشتند توضیح بدهند تا مطلب کمی واضحتر بشود.
سوال اول – میدانیم که ارز کشور از طریق صادارت به دست میآید. نیز میدانیم در کشور بخش خصوصی وجود دارد و بخش خصوصی میتواند صادر کند.
سوال این است که دولت فقط به ارز خودش قیمت گذاری میکند یا به ارز بخش خصوصی هم قیمتگذاری میکند؟
اصلا بخش خصوصی چه جایگاهی در گفتار ایشان دارد؟
سوال دوم – آیا در مدل ایشان واردات هم محدود خواهد شد؟ یعنی مثلا گوشیهای پیشرفته، وسایل الکترونیکی، لوازم آرایشی و بهداشتی، مواد اولیه کارخانههای خصوصی و … آزادانه وارد میشوند یا اینکه برای اینها باید محدودیت گذاشت؟
چه کسی و به چه معیاری تصمیم میگیرد که چه چیزی وارد شود و چه چیزی وارد نشود؟
سوال سوم – با دولتی نگه داشتن کارخانهها و تولیدیها (مثل پتروشیمی، خودروسازی، تراکتورسازی، و …) چه عاملی اینها را به تحرک و رشد وا میدارد؟ چرا باید رقابت کنند؟ چرا خودروسازی رشد کند؟ چگونه رشد میکند؟
سوال چهارم – با این مدل چه بلایی بر سر مدیریت مصرف و صرفهجویی خواهد آمد؟ چه چیزی باعث میشود که مردم برق کمتری مصرف کنند؟ چه چیزی باعث میشود که مردم از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند؟ با مدل شما چگونه شدت انرژی در ایران تغییر میکند؟
سوال پنجم – در چنین سیستمی نوآوری و خلاقیت چگونه رشد میکند؟ وقتی بنزین ارزان است، برق ارزان است، انرژی ارزان است، فناوریهای کاهش مصرف چگونه ممکن است رشد کنند؟
مثلا فرض کنید من دانشگاهی یا بخش خصوصی بخاری کم مصرف تولید میکنم. ولی قیمت تمام شده بخاری من ۱.۵ برابر بخاری پر مصرف موجود در بازار است. چه چیزی باعث میشود مردم بخاری من را بخرند و بخاری پر مصرف را نخرند؟
سوال ششم – دخالت و فشار سیاسی در انتصابات در مدل شما چگونه حل میشود؟ روسای شرکتها و مجموعه ها را با فشار سیاسی منصوب نمیکنند؟ استخدام با فشار سیاسی باعث کاهش بهرهوری نمیشود؟
سوال هفتم – آیا در مدل شما تمایل به قاچاق بیشتر میشود یا کمتر؟ چگونه با آن مواجه خواهید شد؟
سوالهای دیگری هم میشود طرح کرد. اما پاسخگویی به همین سوالها برخی از ابهامات را حل میکند.
انتهای پیام





