عرفان میرزا زاده، پژوهشگر حقوق بین الملل در یادداشتی با عنوان «سبزشویی؛ وقتی ادعای زیستمحیطی شرکتها به ریسک حقوقی تبدیل میشود» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
در سالهای اخیر، محیط زیست از یک موضوع صرفاً اجتماعی و مسئولیتپذیری شرکتها، به یکی از موضوعات مهم حقوق، مقررات و حاکمیت شرکتی تبدیل شده است. یکی از مهمترین جلوههای این تحول، افزایش حساسیت نهادهای نظارتی اروپا نسبت به پدیدهای موسوم به «سبزشویی» است؛ یعنی ارائه تصویری زیستمحیطی از یک شرکت، محصول یا خدمت که با واقعیت و اقدامات قابل اثبات آن تناسب ندارد.
امروزه بسیاری از شرکتها برای جلب اعتماد مصرفکنندگان و تقویت جایگاه خود در بازار، از عباراتی مانند «کربنخنثی»، «خالص صفر»، «دوستدار محیط زیست»، «سبز» یا «سازگار با محیط زیست» استفاده میکنند. اصل استفاده از چنین عباراتی به خودی خود مسئلهساز نیست؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که این ادعاها مبهم، اغراقآمیز، فاقد مستندات کافی یا غیرقابل راستیآزمایی باشند.
برای مثال، شرکتی که محصول خود را «کربنخنثی» معرفی میکند، باید بتواند مبنای این ادعا را توضیح دهد. میزان انتشار گازهای گلخانهای در فرایند تولید چگونه محاسبه شده است؟ آیا انتشار واقعاً کاهش یافته یا صرفاً با خرید اعتبار کربنی جبران شده است؟ اعتبارهای خریداریشده از چه منبعی آمدهاند و آیا کاهش ادعاشده واقعاً اتفاق افتاده است؟ آیا روش محاسبه و اطلاعات ارائهشده توسط مرجع مستقلی قابل بررسی است؟ این پرسشها نشان میدهد که یک عبارت تبلیغاتی ساده میتواند در عمل به یک مسئله حقوقی و نظارتی تبدیل شود.
سبزشویی و حمایت از مصرفکننده
اهمیت موضوع از آنجا بیشتر میشود که مصرفکننده ممکن است مستقیماً بر اساس یک ادعای زیستمحیطی تصمیم به خرید بگیرد. تصور کنید یک شرکت پوشاک اعلام کند محصولش «کاملاً دوستدار محیط زیست» است، اما مشخص نکند این عنوان دقیقاً بر چه اساسی به کار رفته است.آیا مواد اولیه بازیافتی هستند؟ آیا مصرف آب در تولید کاهش یافته است؟ آیا بستهبندی قابل بازیافت است؟ آیا انرژی مورد استفاده در تولید از منابع پاک تأمین شده است؟ آیا آثار زیستمحیطی حملونقل نیز در محاسبات شرکت لحاظ شده است؟
اگر شرکت پاسخ روشنی برای این پرسشها نداشته باشد، عبارت تبلیغاتی ممکن است تصویری نادرست یا گمراهکننده از محصول ایجاد کند. از همین رو، نهادهای حمایت از مصرفکنندگان و نهادهای نظارتی اروپایی در سالهای اخیر توجه بیشتری به ادعاهای زیستمحیطی شرکتها نشان دادهاند. پیام این رویکرد روشن است: شرکت نمیتواند صرفاً با استفاده از واژههای جذاب زیستمحیطی، خود را مسئول و پایدار معرفی کند؛ بلکه باید بتواند ادعای خود را اثبات کند.
«خالص صفر»؛ یک شعار نیست
موضوع در مورد عباراتی مانند «خالص صفر» اهمیت بیشتری پیدا میکند. دستیابی به وضعیت خالص صفر صرفاً با انتشار یک بیانیه یا خرید اعتبار کربنی محقق نمیشود و نیازمند سنجش دقیق انتشار، برنامه کاهش واقعی آن و شفافیت درباره اقدامات جبرانی است.
بنابراین، هرچه یک ادعای زیستمحیطی کلیتر و مطلقتر باشد، ضرورت ارائه شواهد روشن درباره آن نیز بیشتر خواهد بود.
در این شرایط، شرکتها باید پیش از انتشار چنین ادعاهایی مشخص کنند:
ادعا چیست؟ مبنای اندازهگیری آن چیست؟ چه اسنادی آن را اثبات میکند؟ و آیا شخص ثالث مستقلی میتواند صحت آن را بررسی کند؟
مسئولیت جدید مشاوران حقوقی شرکتها
این تحول، نقش واحد حقوقی و مشاوران حقوقی شرکتها را نیز تغییر میدهد. در گذشته ممکن بود متن تبلیغاتی ابتدا توسط واحد بازاریابی تهیه شود و سپس صرفاً از منظر تجاری بررسی شود. اما امروز ادعاهای زیستمحیطی میتوانند با حقوق مصرفکننده، مقررات تبلیغات، مسئولیت شرکت، گزارشگری پایداری و حتی اعتبار تجاری بنگاه ارتباط پیدا کنند. به همین دلیل، بهتر است ادعاهای زیستمحیطی پیش از انتشار، با همکاری واحد حقوقی، واحد محیط زیست، بخش فنی و واحد بازاریابی بررسی شوند.
برای مثال، اگر شرکت قصد دارد روی بستهبندی محصول عبارت «کربنخنثی» درج کند، واحد حقوقی باید مطمئن شود که این ادعا دارای مبنای مستند و قابل دفاع است و واحد فنی نیز باید بتواند دادههای لازم برای اثبات آن را ارائه کند.
در واقع، حقوقیکردن فرایند بررسی ادعاهای زیستمحیطی میتواند یکی از ابزارهای مهم پیشگیری از اختلافات و مسئولیتهای آینده باشد.
از اعتبار زیستمحیطی تا اعتبار حقوقی
مسئله سبزشویی تنها به جریمه یا برخورد نظارتی محدود نمیشود. در عصر ارتباطات، یک ادعای زیستمحیطی غیرواقعی میتواند اعتماد مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را نیز از بین ببرد. شرکتی که سالها خود را به عنوان یک بنگاه پایدار معرفی کرده اما بعداً مشخص شود ادعاهای آن فاقد پشتوانه بوده، ممکن است با آسیب جدی به اعتبار تجاری خود مواجه شود.
بنابراین، شفافیت زیستمحیطی به بخشی از اعتبار حقوقی و تجاری شرکت تبدیل شده است.
نتیجهگیری
سبزشویی دیگر صرفاً یک رفتار تبلیغاتی غیراخلاقی نیست؛ بلکه در نظامهای حقوقی و نظارتی جدید میتواند به ریسکی حقوقی، مالی، نظارتی و اعتباری برای شرکتها تبدیل شود. شرکتها برای ورود به اقتصاد سبز و استفاده از مزیت رقابتی ناشی از عملکرد زیستمحیطی، باید از ادعاهای کلی و غیرقابل اثبات فاصله بگیرند و به سمت دادههای دقیق، معیارهای روشن، مستندات قابل ارائه و راستیآزمایی مستقل حرکت کنند. در نهایت، در اقتصاد سبز آینده، پرسش اصلی این نخواهد بود که یک شرکت چقدر سبز خود را معرفی میکند؛ بلکه این خواهد بود که تا چه اندازه میتواند سبز بودن خود را اثبات کند.
منبع: وُلترز کلوور، «سبزشویی و کربنخنثی بودن در اروپا»، ۲۸ مه ۲۰۲۶؛ نوشته باس فان نیکرک و توماس دو بوئر از مؤسسه حقوقی لینکلیترز، آمستردام.
انتهای پیام





