احسان هوشمند، نویسنده و پژوهشگر، در گفتگویی با انصاف نیوز با اشاره به اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در سوم شهریور ۱۳۲۰ گفت: هنوز این پرسش بهطور جدی بررسی نشده که آیا اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم اجتنابناپذیر بود یا دستگاه دیپلماسی و سیاسی کشور میتوانست با اتخاذ تدابیر دیگری از اشغال یا دستکم از شدت پیامدهای آن جلوگیری کند.
آقای هوشمند میگوید: افزون بر وجه علمی و تاریخی مربوط به اشغال ایران در سوم شهریورماه ۱۳۲۰، که نیازمند تدقیق و بررسی بیشتر و عمیق علمی است این پیام راهبردی هم لازم است مورد توجه قرار گیرد که در شرایط حساس نوع رویکرد نظم سیاسی مستقر و مقامات و رجال کشور می تواند نافی امنیت کشور یا تداوم ثبات و امنیت کشور باشد.
او ادامه دادد اداره کشور نباید تابع قضا و قدر و باری به جهت بودن تصمیم های اساسی باشد و شهریور بیست به ما یادآور می شود که مخاطرات را می توان با عقلانیت پشت سر گذاشت در غیر این صورت گریزی از اشغال کشور و ویرانی نخواهد بود.
این پژوهشگر گفت: حدود ۸۵ سال از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم میگذرد و درباره این رویداد آثار و تحقیقات فراوانی منتشر شده، اما همچنان یکی از پرسشهای مهم و کمتر بررسیشده این است که آیا اشغال ایران اجتنابناپذیر بود یا امکان جلوگیری از آن وجود داشت.
آقای هوشمند با بیان اینکه در چند دهه گذشته و با گذشت نزدیک به ۹ دهه، این موضوع به اندازه کافی بررسی نشده است، گفت: لازم است اسناد مربوط به عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران در آن دوره بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد؛ از جمله اینکه دیپلماتهای ایران در روسیه، آلمان، آمریکا، انگلستان و سایر کشورها چه ارزیابیهایی از شرایط داشتند و چه توصیههایی به رضا شاه و دولت ارائه میکردند.
او همچنین بر ضرورت بررسی عملکرد دستگاه سیاست خارجی ایران تأکید کرد و گفت: باید مشخص شود که این دستگاه تا چه اندازه پیچیدگی اوضاع بینالمللی و مخاطرات پیش روی کشور را درک کرده بود و آیا هشدارهای لازم بهموقع به مقامات داده شده بود یا نه و مقامات در برابر این هشدارها آیا اقداماتی را تدارک دیده بودند یا خیر؟
هشدار دیپلماتها و واکنش رضا شاه
این پژوهشگر با اشاره به برخی اسناد تاریخی گفت: شواهدی وجود دارد که برخی دیپلماتهای ایران، از جمله سفیر ایران در روسیه، در ماههای آخر پیش از اشغال درباره احتمال تهدید علیه ایران هشدارهایی به دولت و شخص اول کشور داده بودند.
به گفته هوشمند، به نظر میرسد رضا شاه توجه جدی به این هشدارها نکرده و حتی بر اساس برخی اسنادی که او بررسی کرده، دستور بایگانی این نامهها صادر شده است.
او گفت: باید بررسی شود که در کنار دیپلماتها، فرماندهان ارتش و امرای نظامی ایران در آن دوره چه برداشتی از تحولات جنگ داشتند و آیا آنها نیز احتمال حمله و اشغال کشور را پیشبینی کرده بودند یا خیر.
هوشمند همچنین بر نقش رجال سیاسی و رسانهها تأکید کرد و گفت: باید بررسی شود که آیا رجال سیاسی ایران از طریق نامه، تذکر و هشدارهای شخصی، خطر را به مقامات گوشزد کرده بودند و آیا رسانههای آن دوره با انتشار مطالب هشداردهنده، در آگاهی عمومی نسبت به خطر احتمالی نقش داشتند یا نه.
او گفت: متأسفانه درباره این موضوعات به اندازه کافی دقت نکردیم و در تاریخ معاصر ایران تطبیق نشده است.
چرا ترکیه اشغال نشد؟
هوشمند برای بررسی اجتنابپذیر بودن اشغال ایران، مقایسه وضعیت ایران و ترکیه در آن دوره را ضروری دانست.
او گفت: ترکیه نیز در آن دوره با آلمان روابط نزدیکی داشت، اما توانست خود را تا حد زیادی از تبعات جنگ دور نگه دارد و اشغال نشود.
به گفته او، این پرسش مطرح است که آیا تفاوت موقعیت جغرافیایی ایران و ترکیه دلیل اصلی این تفاوت بود، یا قدرت نظامی بیشتر ترکیه موجب شد متفقین تمایلی به درگیر شدن با این کشور نداشته باشند، یا اینکه فعالیتهای دیپلماتیک و سیاسی دولت ترکیه توانست آتش جنگ را از این کشور دور نگه دارد.
این پژوهشگر گفت: ایران از نظر قدرت نظامی نیز در شرایطی نبود که بتواند در برابر آلمان یا متفقین مقاومت کند، اما این موضوع بهتنهایی پاسخ پرسش درباره اجتنابناپذیر بودن اشغال ایران نیست.
مقاومتهای پراکنده و شهادت دریاسالار بایندر
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به مقاومت نیروهای ایرانی در برابر حمله متفقین گفت: مقاومتهای پراکندهای در برابر هجوم نیروهای شوروی از شمال و انگلیس از جنوب صورت گرفت.
او به مقاومت نیروی دریایی و زمینی ایران اشاره کرد و گفت: دریاسالار بایندر با کمال فداکاری در همان روز جان خود را در راه کشور از دست داد و برادر او نیز روز بعد در شمال کشور کشته شد.
هوشمند گفت: ما به اندازه کافی از این قهرمانان ملت ایران تجلیل نکردهایم.
او بیان کرد: اگرچه در سالهای اخیر نام بایندر بر یکی از کشتیهای نیروی دریایی ارتش گذاشته شده و کتابهایی نیز درباره او منتشر شده است، اما هنوز به اندازه کافی به دلاوری و نقش بنیانگذار نیروی دریایی نوین ایران توجه نشده است.
نقش فروغی در پیمان سهجانبه
هوشمند در بخش دیگری از این گفتوگو به اقدامات ایران پس از اشغال اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین اقدامات، تلاش محمدعلی فروغی برای انعقاد پیمان اتحاد سهجانبه میان ایران، شوروی و بریتانیا بود.
به گفته او، فروغی از همان ماههای نخست پس از اشغال تلاش کرد ایران در چارچوب این پیمان در شمار متفقین قرار گیرد و در مقابل، تضمینی برای خروج نیروهای متفقین از ایران دریافت شود.
هوشمند گفت: بر اساس این پیمان، نیروهای متفقین باید شش ماه پس از پایان جنگ و برقراری آتشبس ایران را ترک میکردند.
او این اقدام فروغی را «دوراندیشی» دانست و گفت: همین پیمان بعدها در جریان بحران آذربایجان و فعالیتهای تجزیهطلبانه پیشهوری، به ایران امکان داد در مجامع حقوقی و بینالمللی از حقوق خود دفاع کند.
هوشمند گفت: فروغی به عنوان یکی از رجال کشور شاهکاری از خودش به یادگار میگذارد.
تلاش برای خروج شوروی از ایران
این پژوهشگر در ادامه به تلاشهای ایران برای خروج ارتش شوروی پس از پایان جنگ اشاره کرد و گفت: شوروی حاضر نبود مطابق توافق انجامشده ایران را ترک کند. شوروی نهتنها از خروج از ایران خودداری کرد، بلکه دو جریان جداییطلب فرقه دموکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد نیز در این دوره شکل گرفتند.
هوشمند گفت: اسناد مربوط به دستور استالین برای حمایت از این جریانها و تهدیدهای مربوط به آنها امروز در دسترس است.
او مهمترین تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به حضور شوروی در ایران را حاصل فعالیت یک «سهضلعی» متشکل از شاه، قوام و سفیر آمریکا در ایران دانست که در نهایت توانستند شوروی را به خروج از ایران متقاعد کنند.
هوشمند همچنین تأکید کرد نقش افرادی مانند محمد مصدق، حسین علاء و تقیزاده در سازمان ملل نیز باید در مجموعه این تلاشهای دیپلماتیک مورد بررسی قرار گیرد.
حزب توده و منافع ملی ایران
هوشمند در ادامه گفت: در این دوره حزب توده نیز در ایران فعالیت داشت و به عنوان نیروی پیاده ارتش شوروی در ایران عمل کرد و خسارات قابل توجهی به منافع ملی کشور وارد کرد.
او تأکید کرد که بررسی پیامدهای جنگ جهانی دوم برای ایران همچنان نیازمند مطالعات بیشتری است.
تغییر سلطنت و آزادی نسبی مطبوعات
این پژوهشگر گفت: اشغال ایران پیامدهای گستردهای برای ساختار سیاسی و اجتماعی کشور داشت و از جمله به تغییر سلطنت از رضا شاه به محمدرضا پهلوی منجر شد.
او گفت: در دوره اشغال، آزادی نسبی در مطبوعات کشور ایجاد شد، اما همزمان دولتهای پیدرپی و بیثبات روی کار آمدند و این وضعیت فشار زیادی بر زندگی روزمره مردم وارد کرد.
بخش قابل توجهی از تولیدات کشاورزی، منسوجات و دیگر تولیدات ایران نیز از طریق خط آهن در اختیار شوروی قرار گرفت و در واقع در خدمت پشتیبانی از جنگ شوروی قرار گرفت؛ آن هم در شرایطی که ارتش آلمان تا قفقاز و نزدیکی باکو پیشروی کرده بود و احتمال تغییر مسیر جنگ وجود داشت.
او گفت: با وجود این شرایط بحرانی، حضور برخی رجال سیاسی شایسته موجب شد بخشی از تبعات جنگ برای ایران کاهش پیدا کند، هرچند تأسیس جریانهای جداییطلب در آذربایجان و مهاباد آثار منفی خود را در دورههای بعد بر همبستگی و انسجام ایرانیان بر جای گذاشت.
آیا میشد ایران را از جنگ دور کرد؟
هوشمند در پایان گفت: همچنان باید درباره این پرسش مطالعه شود که آیا ایران میتوانست از اشغال در شهریور ۱۳۲۰ جلوگیری کند یا خیر.
او گفت: آیا اجتنابناپذیر بود اشغال ایران به دلیل وجود دریای جنوب که متفقین از آنجا میتوانستند به شمال ایران و خط جبهه شوروی کمک نظامی برسانند، یا اینکه راههای دیگری هم در دسترس بود؟
او تأکید کرد اگر دستگاه دیپلماسی ایران با جدیت، کار کارشناسی، استقلال عمل و فعالیت شبانهروزی منافع کشور را دنبال میکرد، شاید امکان جلوگیری از اشغال یا دستکم کاهش تبعات آن وجود داشت.
هوشمند در پایان گفت: فکر میکنم در این باره همچنان ابهامات فراوانی هست و ابراز امیدواری کرد مطالعات تاریخی درباره اشغال ایران و پیامدهای جنگ جهانی دوم بیش از گذشته گسترش پیدا کند و اطلاعات موجود در این زمینه بهروز شود.
انتهای پیام





