نفرت از خطا، نه خطاکار

مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق، در کانال تلگرامی خود نوشت:

یکی از نکات مهم در اخلاق، تفکیکِ خطا از خطاکار است.
می‌توان از یک کار بد متنفر بود، با آن مبارزه کرد و حتی مانع ادامه‌اش شد؛ بدون اینکه از انسانی که مرتکب آن خطا شده، متنفر باشیم.
چرا؟
نفرت از خطاکار، انسان را هدف می‌گیرد؛ درحالی‌که عشق به انسان لازمه‌ی اصلاح‌گری است. اگر انسان را دشمن خود بدانیم، دیگر اصلاح او هدف اصلی نخواهد بود.
کمک می‌کند خطاهای خودمان را هم ببینیم. وقتی به‌جای «خطاکار‌یابی»، «خطایابی» کنیم، متوجه می‌شویم که خودمان نیز ممکن است در شرایطی مرتکب همان خطاها شویم.
عواطف بر عقلانیت پیشی نمی‌گیرند. نفرت از یک شخص می‌تواند قضاوت ما را مختل کند و باعث شود به‌جای اصلاح یک رفتار، صرفاً در پی مجازات یا حذف فرد باشیم.
دچار تعجیل در حذف خطاکار نمی‌شویم. هدف، حذف انسان نیست؛ متوقف کردن خطا و فراهم کردن امکان اصلاح است.
این نگاه به این معنا نیست که در برابر خطا یا ظلم منفعل باشیم. می‌توان قاطعانه با یک رفتار نادرست مبارزه کرد، حتی جلوی فرد خطاکار را گرفت، اما انگیزه‌مان انتقام و نفرت شخصی نباشد.
گاندی جمله‌ای دارد که به‌خوبی این تفکیک را نشان می‌دهد:
«از کار بد متنفرم، ولی انسان‌ها را دوست دارم و از کسانی که کار بد می‌کنند متنفر نیستم.»
شاید اخلاقی‌تر این باشد که بگوییم:
با خطا بجنگ، نه با انسان.
چون اگر هدفمان اصلاح جهان است، نمی‌توانیم انسان‌ها را از دایره‌ی عشق و شفقت خود بیرون بگذاریم؛ حتی وقتی مجبوریم در برابر خطاهایشان بایستیم.

پی‌نوشت: برشی از درسگفتار اخلاق کاربردی – بخش دو – در باب عشق و شفقت

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *